یک اربعین برای تو حیـران شدم

یک اربعین برای تو حیـران شدم حسین                                     
                                 مانند گیســـوی تو پریشان شدم حسین
با چند قطـــره اشک دل من سبک نشد                                     
                                   ابری شـدم به پای تو باران شدم حسین
زلفـــی اگــــر که ماند برایت سفید شد                                     
                                   در اول بهار زمستان شــــــــدم حسین
کوفه به کوفه کـوچه به کوچه گذر گذر                                       
                                   قاری شـــدی مفسّر قرآن شدم حسین
تو رفتــــی و کنار خودم گریه می کنم                                      
                                 دارم ســـــر مزار خودم گریه می کنم

ملیکه هر دو سرا رقیه بنت الحسین

اینجا محیط سوز و اشک و آه وناله است                           
                                   اینجا زیارتگاه زهـــــرای سه ساله است
اینجا زیارتگــــاه جبـــــریل امین است                              
                                     اینجا عبادتگـــاه زین العابــــدین است
اینجا زچشــم خود گلاب افشانده زینب                             
                                  اینجا نماز شب نشسته خــــوانده زینب
اینجا به خاکــش هر وجب دردی نهفته                              
                                     اینجا سه ساله دختــــری بی شام خفته

لبیک یا حسین(2)

از بعد از دهه ی محرم، تصميم گرفتم منم از حالا انتخابم رو بكنم. مي‌دونيد! يك انتخاب اعتقادي داريم و يك انتخاب عملي. يعني بعضي مواقع ما از نظر اعتقادي مي‌دونيم راه درست چيه ولي در عمل نمي‌تونيم انتخابمون رو پياده كنيم (مثل خيلي‌ها كه اون زمان به عاشورا نتونستن برسن). ولي ماها خيلي مواقع مي‌دونيم فلان كار اشتباهه يا خداي نكرده گناهه ولي نمي‌تونيم سر بزنگاه جلوي خودمون و نفسمون رو بگيريم. ميخوام از حالا با پياده كردن اونها، منم جزو لشگر امام حسين باشم ولي اين انتخاب و خوب شدن رو با نيت محبت به امامم انجام ميدم که:

قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ(ع)‏: يَا مَيَّاحُ دِرْهَمٌ يُوصَلُ بِهِ الْإِمَامُ أَعْظَمُ وَزْناً مِنْ أُحُد.
از حسن بن ميّاح از پدرش نقل شده، كه امام صادق (ع) فرمود: اى ميّاح درهمى كه به امام رسد وزنش از كوه احُد بزرگتر است.

عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّه(ع) قَالَ: دِرْهَمٌ يُوصَلُ بِهِ الْإِمَامُ أَفْضَلُ مِنْ أَلْفَيْ أَلْفِ دِرْهَمٍ فِيمَا سِوَاهُ مِنْ وُجُوهِ الْبِرّ.
امام صادق (ع) فرمود: يك درهم كه به امام برسد بهتر است از هزار هزار درهم در جز آن از راه‏هاى خير و احسان.
الكافي (ط - الإسلامية) ؛ ج‏۱ ؛ ص۵۳۷

وقتي براي خرج كردن درهمي مادي، نيت براي امام داشتن اين تاثير رو داره ببينيد براي خوب شدن و پاك شدن، نيت براي امام بودن چه تاثيري داره. 


 

یا زینب(س)...

 

زینب آن سـرو گلـــسـتان بــتول                    گفــت نــالان با دل تنـگ و ملـول

دارم انـــــدر بــــر دلی از درد پر                    ساربان آهستــه تــر مـی ران شتر

ساربانا هـــل ز محمـل پــــرده ام                    کاندر این وادی دلی گــم کـرده ام


دل کندن از تو ای "حسین من" سخت است. مگر می‌شود تن از جان، تن از روح جدا شود؟

حسین ای حرارت قلبم، ای تپش قلبم...
هر قدمی که از کربلا دورتر می‌شدند زینب سال‌ها از دوری حسینش پیرتر می‌شد. حس می‌کرد از قلبش، از وجودش دورتر می‌شود...

...
وقتی دیدم این آخرین جمعه محرم است، ناگهان دلم ریخت. آخر چطور تمامش کنم؟ چطور؟ هنوز اشکم جاریست... نه، نه من تو را فراموش نمی‌کنم. من دست از تو برنمی‌دارم...
گلی گم کرده‌ام می‌جویم او را         به هر گل می‌رســم می‌بویم او را

ساربانا آهسته‌تر میران شتر....

لبیک یا حسین

هَل مِن مُعینٍ یُعینی...

گویی کلام حسینعلیه السلام هنوز در گوش زمان پیچیده است و هر محرم‌ جانها را در حسرت لبیک به دعوت امامشان می‌سوزاند.
این مجال کوتاه، فرصتی است برای شنیدن لبیک به حسین زمان، موعود مهربان...

.

.

.

منتظر شنیدن دلگویه‌هایتان هستیم. 

حسین حسین

حسين رو صدا كردن فقط به اسم صدا كردن نيست.
حسين حسين گفتن‌مون بايد طوري باشه که ثبات وآرامش و سكون، به روح‌مون و به زندگی‌مون بده،
به فكرمون نظم بده، به قلب‌مون جهت بده.
بايد نگاه‌مون، حرف زدن‌مون، شنوايی‌مون و زندگی‌مون با امام حسين‌ علیه السلام تطبيق كنه.
امام حسين‌ علیه السلام محتاج گريه ما نيست.
امام حسين‌ علیه السلام مي خواد ما پاك شيم، پاك زندگي كنيم، انسان باشيم.

عنقای قاف...

 

زیارت عاشورا

 

متن زيارت عاشورا، بر عظمت آن گواه است؛ خصوصا با ملاحظه آنچه در سند زيارت رسيده است كه حضرت صادق(عليه‌السلام) به صفوان مى‌فرمايد: اين زيارت و دعا را بخوان و بر آن مواظبت كن. به درستى كه من چند چيز را بر خواننده آن تضمين مى‌كنم:۱. زيارتش قبول شود.۲. سعى و كوشش وى مشكور باشد. ۳. حاجات او هرچه باشد، برآورده شود و نااميد از درگاه خدا برنگردد.

 اى صفوان! اين زيارت را با اين ضمان، از پدرم يافتم و پدرم از پدرش... تا اميرالمؤمنين(عليه‌السلام) و حضرت امير نيز از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) و رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) از جبرئيل و او هم از خداى متعال نقل می‌کند و هر كدام اين زيارت را با اين ضمان، تضمين كرده‌اند و خداوند به ذات اقدس خود قسم ياد نموده كه: «هركس اين زيارت و دعا را بخواند، دعا و زيارت وى را بپذيرم و خواسته‌اش هر چه باشد، برآورده سازم»

و از سند او استفاده مى‌شود كه زيارت عاشورا از احاديث قدسى است و همين مطالب، سبب شده است كه علماى بزرگ ما و استادان ما -با آن همه مشغوليت‌هاى علمى و مراجعاتى كه داشتند- به خواندن آن مقيد بودند تا جايى كه استاد ما، مرحوم حاج شيخ محمد حسين اصفهانى، از خداوند خواسته بودند كه در آخر عمرشان، زيارت عاشورا را بخوانند و سپس قبض روح شوند و دعاي‌شان هم مستجاب شد و پس از پايان اين زيارت، درگذشتند.

 سخنانی از آیت الله بهجت(ره)

کربلا...

قال على بن الحسین علیه السلام: تزهر أرض کربلا یوم القیامه کالکوکب الدرى و تنادى انا ارض الله المقدسه الطیبه المبارکه التى تضمنت سیدالشهداء و سید شباب اهل الجنه.

امام سجاد علیه السلام فرمود: زمین کربلا در روز رستاخیز، چون ستاره مرواریدى می‏درخشد و ندا می‏دهد که من زمین مقدس خدایم، زمین پاک و مبارکى که پیشواى شهیدان و سالار جوانان بهشت را در بر گرفته است.
قال ابوعبدالله علیه السلام: لیس من ملک فى السموات والارض إلا یسألون الله تبارک و تعالى ان یوذن لهم فى زیاره الحسین علیه السلام ففوج ینزل و فوج یعرج.

امام صادق علیه السلام فرمود: هیچ فرشته‏اى در آسمان‌ها و زمین نیست مگر این که می‏خواهد خداوند متعال به او رخصت دهد تا به زیارت امام حسین علیه السلام مشرف شود، چنین است که همواره فوجى از فرشتگان به کربلا فرود آیند و فوجى دیگرعروج کنند و از آنجا اوج گیرند.
قال ابوعبدالله علیه السلام: موضع قبرالحسین علیه السلام ترعه من ترع الجنه.

امام صادق علیه السلام فرمود: جایگاه قبر امام حسین علیه السلام درى از درهاى بهشت است.

دل و دلبر من...

 امام حسین (ع) می‌خواست عشق رو اثبات کنه نه کینه و دشمنی رو؛ برای همین هم موقع شهادت امام، شمر می گه دیدم زیر لب چیزی میگه، خوب گوش دادم دیدم داره دعا می کنه: اینا امت پیامبرند، نمی فهمند، نکنه بلایی براشون نازل بشه...
نگاه حضرت به جریانات، نگاه عمیق بود. نمی‌خواستن با حاکمیت در بیفتن...علت حرکتشون
رو حضرت اینطوری عنوان می‌کردن: "
انما خرجت لطلب الاصلاح فی امه جدی"
حضرت میگن من پا شدم که اصلاح کنم. حضرت نگفتن پا شدم جنگ کنم؛
امام حسین(ع) هم خودش جمیل بود هم حرکت و نهضتش جمیل بود. الجمیل لایصدر غیر الجمیل.
حرکت حضرت یک حرکت اصلاحی بود نه حرکت جنگی.

عاشقی کار حسین کربلاست...

و قاضی درس توحید و بندگی را از حسین علیه السلام می‌آموزد. ببین از این بارگاه چه گوهرها ربوده که می‌فرماید:

«محال است انسانی به جز از راه سید الشهدا علیه السلام به مقام توحید برسد.»
او آستان کبریایی حسین علیه السلام را سرچشمه تمام فیوضات و خیرات می‌داند و چون به زیارت می‌رود تمام مدت، محو تماشا است، آن‌ها که او را هنگام زیارت دیده‌اند، می‌گویند:
«آیت الله قاضی شب‌های جمعه تا صبح در حرم سیدالشهدا علیه السلام می‌ایستاد و هیچ چیز نمی‌گفت( نه زیارتی و نه...) تنها تماشا می‌کرد

او عظمت مقام امام را درک می‌کند، معنای امین الله، خلیفه الله و ثارالله را در می‌یابد و از آن بزرگی و عظمت، نفس در سینه‌اش حبس شده، در مقام حسین علیه السلام متحیر می‌ماند که:

لیک اگـــر عشق این و اینش ابتلاست                           
                                   عاشقـــی کار حســــــــین کربلاست

اندر این صحــــــرا
جز او دیار نیست                          
                                    صعــــوه را بر قاف عنقـــا
 بار نیست
جز حسین این ره به سر نابرده کـس                        
                                   ع
شق اگر این است عاشق اوست بس

بر گرفته از کتاب عطش
انتشارات موسسه فرهنگی مطالعاتی شمس الشموس

یا حسین

این چه حزنی است نهفته در نام تو که بی‌اختیار، دل‌ها را می‌شکند و اشک را در پشت پلک‌ها بی‌قرار می‌کند؟
این چه غم شگرفی است که تداعی خاطره مقدس تو بر قلب‌ها می‌نشاند و جگرها را خواه و ناخواه به آتش می‌کشاند؟
آدم علیه‌السلام که برای پذیرش توبه‌ی خویش خدا را به اسماء حسنای او سوگند می‌داد. وقتی به نام تو رسید-یا قدیم الا حسان بحق الحسین- بی‌اختیار دلش شکست و برای اولین بار حضور اشک را در چشم‌ها تجربه کرد. از جبرییل پرسید که چه سری است در این نام که فرق دل را می‌شکافد و آسمان چشم را بارانی می‌کند؟

 

 

 آنگاه که جبرییل مصیبت عاشورای تو را بیان کرد، آدم سیر گریست و تازه پی به راز (إنی اعلم ما لا تعلمون) خداوند برد. باری این گریه دست ما نیست. اختیار اشک دراین مصیبت با ما نیست. ما برای ثواب گریه نمی‌کنیم، چه کسی برای ثواب گریه می‌کند؟...

 

کلامی از سید مهدی شجاعی

ارباب من حسین...

امان از وقتی که ارباب آدم حسادت باشه، چون اربابش حسادته چنان زیرآب طرف رو می‌زنه، چنان می‌خواد خوبی‌هاش رو نبینه.

اربابش لذت گناهه، برای این که نمی‌تونه از لذت این گناه بگذره، لذت بهش می‌گه نگاه کن! این هم که اربابش اون بود دیگه، "باشه نگاه می‌کنم" با این نگاه کردن اول نگاه به خدا رو داره از دست می‌ده، نگاه به حسین رو از دست می‌ده! 
اربابت کیه؟ حسین؟ تو اون موقعیتی که می‌بینی این یکی از تو تواناتره از تو قوی‌تره از تو بهتر می‌تونه اداره کنه، اما باز میگی من باید باشم، چرا؟ چون ارباب این جاه‌طلبی منه! پست و مقام منه! حسین چیه؟! اگر حسین بود، حسین می‌گفت فوری جات رو عوض کن!
بذار فقط یک ارباب برامون بمونه... اون هم حسین خدا، اون هم عشق خدا، اون هم خدای عشق، اون هم حسینی که عالم رو مبهوت خودش کرده

  اشاره

از علم تا عمل

 

اینکه انسان حق را در دلش تشخیص بدهد کافی نیست بلکه باید آن‌قدر قوت پیدا کرده باشد که در عمل هم درست اقدام کند.

امام حسین(ع) در راه کربلا از شخصی که از کوفه می‌آمد پرسیدند: اوضاع کوفه چطور‌است؟ گفت:

"القلوبُ مَعَک وَ السُّیوفُ مَعَ بَنی امیِّة" 

"دل‌ها شما را می‌شناسد اما شمشیرها علیه شما می‌جنگد."

چرا؟ زیرا محبت غیر خدا می‌چربد! چقدر انسان بیچاره‌است! تا اینجا می‌رسد که دلش هم حقیقت را می‌فهمد اما در مقام عمل درست عمل نمی‌کند. اینجاست که پای ما هم می‌لرزد! نمی‌دانیم چه وضعی داریم، آیا به صِرف ارادتی که به امیرالمومنین(ع) داریم شمشیرهایمان هم به نفع مولاست یا...!

از بیانات عارف وارسته سید علی نجفی(ره)

محرم

لک لبیک یا صاحب الزمان

دل و دلبر من...

عالم به سر سفرۀ احسان حسین است

... اين غصه نيست، بلكه موتور و محرك تاريخ است. اين كه در اين مكان جمع شده‌ايم و نام حسين بن علي را برده و آهي مي‌كشيد؛ اين گريه و اندوه نيست، بلكه محرك تاريخ انسان‌هاست.

وقتي شما آهي از اعماق دل مي‌كشيد كه اي حسين كاش ما هم با شما بوديم، اين حال دلالت مي‌كند بر اين كه ارواح آدميان در عالي‌ترين اوج، تسليم آن مرد هستند. او روح‌ها را مالك است. اگر ديگران اجسام ما را مالك هستند، او وجدان آزاد ما را در اختيار دارد؛ حال، پيروزي از آن كيست؟ آيا از آن كسي است كه وجدان آزاد انسان‌ها را در اختيار دارد يا كالبد مجبور آنها را؟
مرگ هر كسي آينة حيات اوست. اگر حيات آدمي در ساحت معنويت آباد باشد، مرگ نيز براي او شيرين خواهد بود. حسين مرگ را نه پايان زندگي كه جزئي از حيات مي‌ديد. اينك چه جاي تعجب كه اگر امام حسين از شهادت اين‌چنين استقبال كند؟
 

علامه جعفری- کتاب"امام حسین علیه السلام شهید فرهنگ پیشرو انسانیت"

عاشقی کار حسین کربلاست

کربلا تجلی سوره توحید است در صفحه‌ای از تاریخ... قل هو الله احد...حسین! بگو اوست خدای احد... و این آغاز سفر حسین است... زمزمه لحظه لحظه‌ی حسین است... بگو اوست خدای احد... خدای احد... احد... احد... حسین آیینه تمام نمای خداست، وقتی به او امر می‌شود که عکسی از احدیت خدایت را برای عالمیان به نمایش بگذار، زیباتر از تصویر کربلا برای انعکاس رخ معشوقی احد و واحد نمی‌ماند. احدیتش غیر در جهان نمی‌گذارد... حسین از بزرگ و کوچکش، از اکبر تا به اصغرش می‌گذرد و آن‌ها را در پیشگاه معبودی یگانه قربانی می‌کند.

یکباره سوخت ز آتش غیرت هوای عشق                      موهوم پرده‌ای اگر اندر میانه بود
در یک طبق به جلوه جانان نثــــــار کرد                      هر دُرّ شاهوار کش اندر خزانه بود

اما جایی که خداوند با احدیتش جلوه کند، آينه نیز ز تاب تجلي بهم می‌شکند... و دیگر چه جای ماندن حسین؟! حسین نیز به حکم احدیت می‌رود تا فقط او بماند و او...

او کتاب ناخوانده‌ی عشق را در کربلا می‌گشاید و صفحه صفحه آن را معنا می‌کند. کشته می‌شود تا احدیت معشوق را اثبات کند و خودش دردانه خداوند و تجلی تام احدیت او می‌شود نزد جمله خلایق...

و دیگر این خداست که ترانه سرای حسین می‌شود:

کای شهسوار بــــــــادیه ابتــــــــلای ما                                      
                                          باز آ که زان توست حـــــــریم لقـــای ما

معراج عشق را شـــب اسراست هین بران                                   
                                        خوش خوش براق شوق به خلوت سرای ما

تو از برای مــــــایی و ما از بـــــــرای تو                                 
                                          عهدی است این فنـــــــــای تو را بقای ما

دادی سری ز شوق و خریدی لقای دوست                                 
                                         هرگز زیان نبرد کس از خــــــون بهای ما

جانبازی‌ات حجـــاب دوبینی به هم درید                                 
                                         در جلوه‌گاه حسن تویی خــــود به جای ما

باز آ چشــــــــم ما ز ازل بر قدوم توست                               
                                       خود خاکــــروب راه تو بود انبیـــــــای ما

هین زان توست تــــــــاج ربوبیت از ازل                             
                                       گر رفت بر سنان، سرت اندر هـــــوای ما

این جامه سیاه فلک در عزای کیست

سیاه‌پوشی در فرهنگ شیعه


شيعيان و محبان آن بزرگواران با به تن کردن جامه سياه، حزن و اندوه خود را ابراز کرده و به سفارش ائمه(ع) که فرموده‌اند: شيعيان در حزن ما محزونند، عمل مي‌کنند.

به علاوه اين سياه پوشي، خاصيت سازنده ديگري به نام احياي امر اهل بيت(ع) دارد که مطلوب و محبوب آن ذوات مقدس است که فرمودند: «رحم الله من احيا امرنا» يعني مشمول رحمت حق باد، کسي که امر ما را احيا کند.

قرآن و روايات، دوستي خاندان رسول اکرم (ص) را بر مسلمانان واجب کرده‌اند. دوستي لوازمي دارد و محب صادق کسي است که شرط دوستي را - چنان که بايد و شايد - به جاي آورد. يکي از مهم‌ترين لوازم دوستي، همراهي و همدلي با دوستان در غم‌ها و شادي‌ها است. از اين رو، احاديث بر برپايي جشن و سرور در ايام شادي اهل بيت(ع) و ابراز حزن و اندوه در مواقع سوگ آنان تاکيد ورزيده‌اند. 

حضرت علي(ع) مي‌فرمايد: شيعه و پيروان ما در شادي و حزن ما شرکت دارند.

بدون ترديد منشأ برپائى مجالس عزادارى همان پيوند ذاتى و الهى ولايت ائمه است كه خداوند ميان اهل بيت و شعيان برقرار ساخته است كه در روايت ذيل خاطر نشان شده است:

إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَتَعَالَى اطَّلَعَ إِلَى الْأَرْضِ فَاخْتَارَنَا وَاخْتَارَ لَنَا شِيعَةً يَنْصُرُونَنَا وَفْرَحُونَ لِفَرَحِنَا وَيَحْزَنُونَ لِحُزْنِنَا وَيَبْذُلُونَ أَمْوَالَهُمْ وَأَنْفُسَهُمْ فِينَا أُولَئِكَ مِنَّا وَاِلَيْنا.

خداوند متعال به زمين توجه كرد؛ ما را برگزيد و براى ما پيروانانى را برگزيد كه ما را يارى مى‌كنند و در شادى ما شادمان و در حزن ما اندوهناك‌اند و اموال و جانشان را در راه ما بذل مى‌كنند؛ آن‌ها از مايند و نزدما [بر مى‌گردند.]

بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج10 ص114

ادامه نوشته

حسین، تجلی دوستی خدا

من و تا قیامت دلی پر خون...


حسین جانم...

               تو مرو گر بروی جـــــان مرا با خـــود بر
                                                   ور مرا می‌نبری با خود از این خوان تو مرو   
              هست طومــــــــــار دل من به درازی ابد
                                                 برنوشته ز سرش تا ســــوی پایان تو مرو 
 

فرازهایی از دعای آغاز سال قمری

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

اللَّهُمَّ أَنْتَ الْإِلَهُ الْقَدِيمُ وَ هَذِهِ سَنَةٌ جَدِيدَةٌ

خدایا امسالم شکر که اولش با حسینه، انشاءالله خاتمه‌اش هم با حسین باشه، عنایت کن که آخرش هم با حسین باشه.

فَأَسْأَلُكَ فِيهَا الْعِصْمَةَ مِنَ الشَّيْطَانِ وَ الْقُوَّةَ عَلَى هَذِهِ النَّفْسِ الْأَمَّارَةِ بِالسُّوءِ

خدا کاش هر روز محرم باشه، هر روز مشکی‌پوش حسینت باشم، وقتی مشکی تنمه احساس می‌کنم لحظه به لحظه تو بغل توام، عصمت از شیطان رو دارم، بحق حسین این اسم رو ازم نگیر، بدون این اسم اینقدر خالی می‌شیم، انقدر پوچ می‌شیم!

يَا عِمَادَ مَنْ لا عِمَادَ لَهُ يَا ذَخِيرَةَ مَنْ لا ذَخِيرَةَ لَهُ يَا حِرْزَ مَنْ لا حِرْزَ لَهُ يَا غِيَاثَ مَنْ لا غِيَاثَ لَهُ يَا سَنَدَ مَنْ لا سَنَدَ لَهُ

به حسینت قسم کاری کن امام زمانمون احتیاج نداشته باشه خودش رو به ما اثبات کنه، بدترین حالت اینه که امامی بخواد خودش رو برای مأمونینش اثبات کنه، میلیارد سند هم بیاره ولی باز...

أَنْتَ الَّذِي سَجَدَ لَكَ سَوَادُ اللَّيْلِ

خدای من! این دل ظلمت گرفته من هم برای تو سجده کرده، یه کم بهش مهلت بده، انشاءالله بالاخره روز میشه، یه قلبی دارم که با تمام ظلمت و سیاهیش،‌ نوری داره که چشم خورشید رو میزنه... چون توش حسینه.

أَنْتَ الَّذِي سَجَدَ لَكَ نُورُ النَّهَارِ... أَنْتَ الَّذِي سَجَدَ لَكَ ضَوْءُ الْقَمَرِ وَ شُعَاعُ الشَّمْسِ وَ دَوِيُّ الْمَاءِ وَ حَفِيفُ الشَّجَرِ
يَا اللَّهُ لا شَرِيكَ لَكَ

خدایا! امسال رو سال توحید و وحدت برامون قرار بده.

اللَّهُمَّ اجْعَلْنَا خَيْرا مِمَّا يَظُنُّونَ

برای مردم فیلم بازی کردم. حرف و عملم یکی نبود. اما برای تو نمی‌تونم فیلم بازی کنم؛ فقط تو می‌تونی این فیلم رو واقعی‌اش کنی، می‌تونی کاری کنی که خیلی بالاتر از اونی که اونها فکر می‌کنند پیش تو آبرو داشته باشم، پیش حسینت آبرو داشته باشم، مگه نمی‌شه؟
مگه مبدل السیئات بالحسنات نیستی؟ تو سیئه رو عوض می‌کنی؛ حالا خود من که سیئه هستم خود منو تبدیل به ثواب کن...

لا تُؤَاخِذْنَا بِمَا يَقُولُونَ 

حَسْبِيَ اللَّهُ

تو کفایتم می‌کنی خدا، حسینت برای من کافیه خدا...

لا إِلَهَ إِلا هُوَ

عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ
آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا وَ مَا يَذَّكَّرُ إِلا أُولُوا الْأَلْبَابِ


محرم

تو بودی و من به گریه نشستم برابر تو...

براساس نقلی معروف از حضرت سکینه (س) بالای بدن مطهّر امام حسین (ع)، ایشان به این اصل کلی سفارش کردند که هر حادثه تلخی پیش آمد کرد، آن را بهانه کنید و برای من اشک بریزید: «أو سمعتم بغریب أو شهید فاندبونى»؛ «هرگاه داستان غریب یا شهیدی را شنیدید، برای مظلومیت من گریه کنید»؛ زیرا اگر امام حسین (ع) به خلافت می‌رسید، دیگر غریب یا شهیدی وجود نداشت.

وجود مبارک سیدالشهداء (ع) فرمودند: «أنا قتیل العبرة»؛ یعنی من که به هدف اِحیای حق و اِمحای باطل کشته شدم، باید عَبَرات داشته باشم؛ به طوری که چشمان علاقه‌مندان به سالار شهیدان پر از اشک شود و آن اشکْ فراوان از شبکه چشم خارج گردد و به صورت انسان عبور کند تا عَبَرات بشود.

این سنّت حسنه، آثار فراوانی دارد، از جمله این که محبت اهل‌بیت (ع) در قلب شیعیان حضور پیدا می‌کند؛ آنگاه دوست امامان معصوم (ع) هرگز فکر و راه و روش آنان را رها نمی‌کند؛ زیرا رهبری جوارح به دست جانحه و دل است و زمامداری قلب را محبت به عهده می‌گیرد و دلِ دوستان حسین بن علی (ع) جوارح را به صَوْب صراط مستقیم رهنمود می‌شود.

کتاب شکوفایی عقل در پرتو نهضت حسینی ، حضرت آیت الله جوادی آملی ، ص۲۳۳

در راه شام...


         ای ســــاربان آهسته رو کــــآرام جانم می‌رود

وآن دل که با خود داشــــتم با دلستانم می‌رود   
         من مانده‌ام مهجـــور از او بیچاره و رنجور از او
گویی که نیشی دور از او در استخــوانم می‌رود   
         گفتم به نیرنگ و فسون پنهان کنم ریش درون
پنهـــان نمی‌مــــاند که خون بر آستانم می‌رود   
         محمل بدار ای ســــاروان تندی مکن با کاروان
کز عشق آن سرو روان گویی روانـــــم می‌رود   
         او می‌رود دامن کشان من زهـــر تنهایی چشان
دیگر مپرس از من نشــان کز دل نشانم می‌رود   
         بازآی و بر چشـــمم نشین ای دلـــستان نازنین
کآشوب و فریاد از زمین بر آسمـــــانم می‌رود   
        در رفتن جـــــان از بدن گویند هر نوعی سخن
من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می‌رود   

محرم

من بیابان گرد سودای سرت

السلام علیکم یا شرف الانسانیه

انصارالحسین کسانی‌اند که باعث خنده و آرامش و نشاط  امام زمان خودشون بودند، باعث افتخار امام زمان خودشون بودند، پیش خدا خیلی قیمتی‌اند. این‌ها میلیارد برابر از بهشت خدا بالاترند، این‌ها بهشت حقیقی‌اند.


نافع ازا امام رخصت می‌گیرد و راهی میدان کارزار می‌شود. وقتی سپاه دشمن از تیرهای او به ستوه می‌آید، چاره‌ای نمی‌بیند جز اینکه دوره‌اش کند... فریاد بر می‌آورد:

انا الغلام الیمنی الجملی

دینی علی دین حسین بن علی

ان اقتل الیوم فهذا املی

فداک رایی و الاقی عملی

منم غلام یمنی جملی

دین من دین حسین بن علی

اگر امروز کشته شوم به آرزویم رسیده‌ام

این اندیشه من است که آن را به کردارم پیوند می‌زنم


سلام خدا بر تو ای کوه راسخ شرافت

در مکتب عاشورا

 حسین محیی اسم الله بود. با اون خیزی که بنی‌امیه برداشته بود، اگه می‌تونست به هدف برسه، دیگه از خدا و دیانت مگه اسمی می‌موند؟ هیچی نمی‌موند. حسین خدا رو در عالم زنده کرد. به یک یک اسماء خدا حیات دوباره بخشید.

اینه که نگاه به عاشورا باید جایگاه خدا رو تو عالم برات عوض کنه. تو فعل و انفعالات عالم، تو اثرات دوستی و دشمنی، تو اثرات خیرات و شراتی که دیگران می‌تونن برسونند، باید جایگاه خدا رو برات مشخص کنه. 

لحظه لحظه عاشورا و کربلا داره به من و تو درس میده. اصلا نگاه به کربلا جهان‌بینی آدم رو عوض می‌کنه. فقط این نیست که محرمی بیاد و بشینی گریه کنی و بری...

انگار خدا همیشه دنبال بهونه میگرده که درهای رحمتش رو به روی بنده‌هاش باز کنه. و برای او چه بهانه‌ای بالاتر از عشقش حسین؟! به همون اندازه که عاشق حسینشه، این ایام رو که مخصوصِ اباعبدالله (ع) هستش، و به اسم حضرت در عالم نوشته شده، حسابی برای همه بنده‌هاش ریخت و پاش کرده. ما هم تو دهه محرم از همه لحاظ غرق در نعمت‌های مادی و معنوی بودیم. منتها باید حواسمون رو جمع کنیم که گوهر گرانبهایی رو که این ایام بهمون دادن، آسون از دست ندیم.
 
همه‌مون این ده روز درس‌های خیلی ارزشمندی گرفتیم. می‌خوایم با مرور این درس‌ها و عمل به اون‌ها شکر چنین نعمت بزرگی رو که بهمون عنایت شده به جا بیاریم.
پس هر کس تمایل داشت می‌تونه توی این پست درس‌هایی رو که از محرم امسال گرفته برامون بنویسه.
 
انشاالله عزیزانی که تا دوشنبه 28 آذر توی این بحث شرکت می‌کنند، در قرعه کشی پست
 "کل یوم عاشورا" شرکت داده میشن.

سِلمً لمَن سالَمَکُم...

سِلمً لمَن سالَمَکُم..سِلمً لمَن سالَمَکُم، یعنی من که الان، به اون‌هایی که شما رو تنها نگذاشتن دستم نمی‌رسه، حداقل با محبین‌تون که توی این عصر، زندگی می‌کنن، با سِلم رفتار می‌کنم.
یعنی من ملاک نیستم، ملاک شمایید. هر کسی‌که محبت شما تو دلشِ، حتی اگه دشمنم هم باشه، دوستش دارم، و هر کسی‌که بغض شما تو دلشِ، حتی اگه عاشقم هم باشه، نسبت بهش بغض دارم.


سِلمُ لمَن سالَمَکُم یعنی با شیعیان شما مدارا می‌کنم، یعنی قدر دوستان‌تون رو می‌دونم، می‌دونم این محبت، کم گنجی نیست، تو هر دلی که باشه، اون رو گرون‌قیمت می‌کنه.
مگه می‌شه کسی‌که تمام وجودش پر از ائمه و خداست، بخوام باهاش دشمنی کنم؟ این بغض خداست دیگه، بغض ائمه است دیگه.
با این ملاک اگه بخوایم زندگی کنیم، خواهیم دید که چه‌قدر از مشکلات‌مون با دیگران، حل خواهد شد؛ چه‌قدر کینه‌ها، تبدیل به محبت می‌شه. راننده تاکسی که می‌خواد ازم بیش‌تر کرایه بگیره، زود جوش می‌آرم، دلم سنگ می‌شه، اما ملاکم اگه این باشه، دیگه تو این موقعیت، خدا از من بدخلقی نخواهد دید؛ این راننده تاکسی، شیعه شماست، محب شماست، و به‌همین دلیل هم برای من، دوست‌داشتنیِ.
سِلم یعنی من تسلیمم، نه در مقابل شما، شما که جای خود داره، در مقابل محبان شما هم تسلیمم.
یعنی به عشق شما، دشمنیم رو با این کسی‌که محب شماست، کنار می‌گذارم، و خودم رو میندازم زیر پاش. ملاک و مناط دوستی و دشمنی، توی این عالم، یک چیزه، اونم شمائید، نه خودم، نه نفسم.
و خلاصه، سِلمً لمَن سالَمَکُم یعنی بیچاره! هر کسی‌که مولا رو دوست داره، مولا هم اون رو دوست داره، چرا داری بهش بدی می‌کنی؟ چرا خودت رو ملاک قرار می‌دی؟ این کسی‌که به‌خاطر خصومت شخصی، داری بهش بی‌محلی می‌کنی، صاحب داره، معنی سِلمً لمَن سالَمَکُم همینه.
 

اشك خونین گو بیا بنشین به چشم شهریار


حاج اسماعیل دولابی (رحمة‌الله علیه)

اساساً وقتی کسی که ابتلا زیاد دیده است می‌آید، کسی که کم مصیبت دیده است، خاموش می‌شود. کسی برادر و یا عیالش مرحوم شده، دیگری بچه‌اش مرحوم شده است و گریه می‌کند. وقتی آن که ابتلای بزرگتر دیده است وارد می‌شود، آن یکی خاموش می‌شود و دیگر خجالت می‌کشد گریه کند. این خیلی ساده است. تمام ابتلائاتی که ما در دنیا می‌کشیم، با یاد کربلا ساکت می‌شود.

امیدوارم این ابتلائات، ساکت شود سپس با خود کربلایی‌ها گریه کنیم، با خود امام حسین و حضرت زینب (علیها‌السلام). چقدر شیرین است؛ هر گاه آنها گریه کردند، تو هم گریه کنی و هر وقت سرور داشتند، مسرور باشی. از مصیبت‌های خود، راحت شویم و بنشینیم. چگونه راحت شویم؟ یاد مصیبت آنها ما را راحت می‌کند، زیرا مصائب آنها زیاد و تمام است.

ابتلاهای ما کجا و ابتلائات آنها کجا؟ جای ما کجا و جای آنها کجا؟ امیدوارم ان شاءالله به حساب خوبان بگذاری. همه مصائب دنیا را به حساب کربلا بگذار؛ بگو با غصه کربلا، دیگر دنیا به مصیبتش نمی‌ارزد که برایش غصه بخوریم و محزون شویم. هر وقت خواستی گریه کنی، برای مولایمان حسین‌بن علی (علیه‌السلام) گریه کن که همه آسمان و زمین و ملکوت، وقتی که او بگرید و محزون باشد، برای او گریه می‌کنند. در روز عاشورا حضرت یکی دو بار گریه افتاد و بکی بکاء شدیداً.  امیر‌المؤمنین (علیه‌السلام) در عمرش دو سه بار در میان جمعیت و در مساجد گریه کرده است. منتهی یک مرتبه گریه آنها، خیلی زیاد است و اگر به خاطر همان یک بار، مخلوقات و بشر و ذرات عالم تا قیامت گریه کنند، کم است...
 

و حالا...

صفحه به صفحه محرم، پر از درس‌های عمیقیه که تو توی هیچ صحیفه و تو محضر هیچ استادی نمی‌تونی نظیرش رو ببینی. این‌ها درس‌هایی هستند که استادی اون، تنها برازنده حسینه و بس... تو این مدت، با هم از محرم و بعضی از درس‌هاش گفتیم. از تاثیر دم مسیحایی کربلا تو قلب و روح‌هامون... از حال و هوای محرمی که پژواک اسم "یا حی" مدام ازش به گوش می‌رسه...

هم از دوستانی که توی مسابقه شرکت کردند و نظرات قشنگ‌شون رو بیان کردن، و هم از دوستان دیگه که باهامون همراه بودن، تشکر می‌کنیم و از همه ممنونیم. و اما...

 

طبق قول و قراری که باهم داشتیم، قرعه کشی دوپست "در مکتب عاشورا " و "کل یوم عاشورا" امروز برگزار شد و دوستای عزیزمون ذره ، .. ، ۱۱۰ توی قرعه کشی برنده شدند.


دوستای گل بهتون تبریک می‌گیم

لطفا اسمتون رو برامون به ایمیل مجله salaamonlinej@yahoo.com بفرستید تا انشاالله به زودی جوایز رو تقدیمتون کنیم.

و اما نظرات این دوستان:
ذره عزیز:
وقتی یاد گرفتم که محور همه عالم عاشوراست، همه کارامو بر اساس این محور استوار می‌کنم.
وقتی یاد گرفتم که معانی همه چیز بر اساس عاشورا صورت می‌گیره، همه چیزو بر اون اساس تعریف می‌کنم.
وقتی یاد گرفتم که هدف خلقت بر چه اساسی بوده، هدف خلقت خودمو بر اون اساس گذاشتم.
وقتی یاد گرفتم که: لا حول و لا قوه الا بالله، دیگه از هیچ چیز نمی‌ترسم و یه نیروی عظیمی رو پشت خودم می‌بینم که همیشه مراقبم هست. وقتی قدم گذاشتم در کوی دوست، اونا هر چی هم بخوان خشت بر دریا بزنن، بی‌حاصل است...
یاد گرفتم که تنبلی و سستی با لبیک گفتن جور درنمیاد. اتفاقا در شرایطی که هستی و خیلی اون شرایط هم برات سخته و از انجام دادنش میخوای در بری، اونجاست که اوج پریدنته.

110 عزیز:
جایی بدین مضمون می‌خوندم که یاران امام از خویشتن تهی شده بودند و در حسین فانی شده بودند پس هر شهیدی که کشته می‌شد گویا امام بود که به شهادت می‌رسید، امام 72 بار شهید شد.
خیلی یاران امام عجیبند، از زهیری بگیر که از امام دوری می‌جست اما امام عشق خواندش و عاشق شد، از آزاد مردی چون حر که راه بر امام بست و اول کسی که در رکاب امام شهید شد بود، از جون که بوی خوش عاشقی گرفت تا ....

.. عزیز:
بزرگواری می‌فرمود: این بغض‌ها و حسادت‌ها که تو وجودمون هست اگر برای از بین بردنش تلاش نکنیم این قدر بالا میاد که حتی ممکنه جلوی امام بایستیم.
من به این فکر کردم درسته که این بغض‌ها و یا حسادت‌ها تو وجودمون هست اما خدا رو شکر که مهلت داریم که اصلاحش کنیم. چشم باز نکردیم ببینیم تو کربلاییم.
انشاالله عاشورا دیگه برای امام زمان تکرار نمیشه.

ادامه نوشته