عالم به سر سفرۀ احسان حسین است

... اين غصه نيست، بلكه موتور و محرك تاريخ است. اين كه در اين مكان جمع شدهايم و نام حسين بن علي را برده و آهي ميكشيد؛ اين گريه و اندوه نيست، بلكه محرك تاريخ انسانهاست.
وقتي شما آهي از اعماق دل ميكشيد كه اي حسين كاش ما هم با شما بوديم، اين حال دلالت ميكند بر اين كه ارواح آدميان در عاليترين اوج، تسليم آن مرد هستند. او روحها را مالك است. اگر ديگران اجسام ما را مالك هستند، او وجدان آزاد ما را در اختيار دارد؛ حال، پيروزي از آن كيست؟ آيا از آن كسي است كه وجدان آزاد انسانها را در اختيار دارد يا كالبد مجبور آنها را؟
مرگ هر كسي آينة حيات اوست. اگر حيات آدمي در ساحت معنويت آباد باشد، مرگ نيز براي او شيرين خواهد بود. حسين مرگ را نه پايان زندگي كه جزئي از حيات ميديد. اينك چه جاي تعجب كه اگر امام حسين از شهادت اينچنين استقبال كند؟
علامه جعفری- کتاب"امام حسین علیه السلام شهید فرهنگ پیشرو انسانیت"
وقتي حيات خلوت دلها، پرشده است از ازدحام "روزمرگي"، جا براي خدا هم تنگ ميشود! بايد جايي ميساختيم، شبيه خانۀ شيشهاي ماهيها، که گاهي دل تنگمان را مثل ماهي قرمز لغزاني از تنگ سينه بيرون آوريم و هجرت کنيم به آبي زلالش!