زدنی من فضلک یا کریم
به به! ماه رجبه! شبهای رنگی خدا شروع شده. خدا درهای رحمتش رو باز کرده. سفره فضل و کرمش رو پهن کرده. میگه تو این ماه اونی رو که ازم طلب آمرزش کنه میآمرزم... همنشین اونی میشم که همنشینم باشه...فرمانبردار اونی هستم که فرمانم رو ببره. این ماه رو رشته و ریسمان بین خودم و بندههام قرار دادم. پس هر کسی که به اون چنگ بزنه به من خواهد رسید.
ماه ماه منه. بنده بنده من و رحمت رحمت من

این روزها و شب ها مال خداست. تو این روزا نگاه خدا به عالم نگاه ویژهایه... نگاه رحمتش غلبه داره تو این ایام.
شب که میشه فرشتههاش فریاد میزنن أین الرجبیون؟ کجان اهل رجب؟ کجان اونایی که این ماهشون با ماههای دیگشون فرق میکنه؟سعی کنیم تو این ماه یک مقدار متفاوتتر باشیم. هر کدوم هر جایی هستید یک قدم بیاید جلوتر. قرار نیست کار خاصی انجام بدیا. روزی دو بار "خداجون" بیشتر بگو...روزی دو بار اسم خدارو بیشتر ببر. یا نه، دو سه روزی یه دونه از گناها رو صرفاً به خاطر خود خدا ازش چشمپوشی کن.

از شب اول ماه رجب با آدم جور دیگهای معامله میکنند! باید انشاالله خودمون رو داخل ماه رجب قرار بدیم. جزو اون کسانی نباشیم که توی رجبند اما درکی از رجب ندارند.
حیفه بچهها! در بهشت باز باشه، در رضوان الهی باز باشه، در رحمت الهی باز باشه، اما آدم ناامید باشه و نخواد وارد بشه. بایسته از دور نگاه کنه و هیچ بهرهای نبره. توی این ماه آدمایی که مأیوس و ناامیدن هیچی نصیبشون نمیشه. اگه تمام اعمال رجب رو هم انجام بدی اما امید تو دلت نباشه هیچی نصیبت نمیشه.

هر کی هستی، هرچی هستی، خودت رو تو این ماه به خدای کریم بسپار. خدای کریم! یعنی اونی که بیعوض میبخشه. خدایی که بیلیاقت میبخشه...
باور کن که تو این ماه مهمون کسی هستی که از همه مهموننوازتره...
اشاره (۱۹)

وقتي حيات خلوت دلها، پرشده است از ازدحام "روزمرگي"، جا براي خدا هم تنگ ميشود! بايد جايي ميساختيم، شبيه خانۀ شيشهاي ماهيها، که گاهي دل تنگمان را مثل ماهي قرمز لغزاني از تنگ سينه بيرون آوريم و هجرت کنيم به آبي زلالش!