یا اباصالح...أنت وسیلتی إلی الله


امان از زمختیهای خانوادگی: اول لطافت در گفتار رو از دست میدن، بعد لطافت در رفتار رو از دست میدن. تا جدلهای درونی و بیرونی، میکشه به همکار و اداره و...
روح زمخت که باشه رفتار زمخت میشه، اول هم خودشو تو خانواده نشون میده.
و کسی که بهار در تار و پود قلبش رسوخ کرده معتدل است، اهل افراط و تفریط نیست، یک روز گرم و مهربان و یک روز سرد و نامهربان نیست. نرم و لطیف است، تند و خشن نیست.
امام زمان در لطافت هم کاملترین انسان روی زمین است، و ما در کدام یک از صفات الهی و چقدر به او نزدیک و شبیه هستیم؟ کمی با خود تأمل و تفکر کنیم و برای شروع برای خودمان روی کاغذ بیاوریم که کدام یک از اخلاق و رفتارهایمان را میتوانیم خلق و خوی امام زمان پسند بنامیم؟
آیت الله سید محمد حسن الهی خدایی و الهی است، چون الهه خُلق است. الهه مهر، الهه لطف و خوبی و مهربانی، الهه تواضع و فروتنی.
کسی که لطافتش به حدی میرسد که حتی جرأت پا گذاشتن روی برگ خشکیده درختی را هم ندارد.
و او از هر راهی میخواهد دانه مهری بیفکند، باشد که مرغ وصل قصد دامش کند. هرچه خلقش نیکوتر و هر چه با خانواده لطیفتر، مورد پسندتر و نزدیکتر.همسرشون میفرمایند: اخلاق آقا آنقدر خوب بود که فکر نمیکنم حتی یک مورچه از دست ایشان ناراحت شده باشد، تا این اندازه ملاحظه همه چیز را میکرد. ما 30 سال با هم زندگی مشترک داشتیم، در این 30 سال من نتوانستم چیزی از ایشان ببینم که مثلاً یک بار بداخلاقی و پرخاشگری کند یا ایرادی بگیرد!وقتی از بیرون میآمدند و لباس عوض میکردند، حتی اجازه نمیدادند که من آنها را جمع و جور کنم. میگفتند: ((نه، به هیچ عنوان، من که به شما نگفتم لباس مرا جمع کن.))اهل خانواده میگویند: یک بار یادمان نمیآید دعوا یا بد اخلاقی و یا تنبیه دیده باشیم. روحیه ایشان در اوج لطافت بود و ایشان بسیار محبت میکردند. فضا، فضای زیبایی بود، در خانه با همه میخندیدند و جوک و لطیفه بسیار میگفتند. همه دوستشان داشتیم.یک بار کسی کفش ایشان را جلوی پایشان جفت میکند، ایشان بازوی او را میگیرند و مانع میشوند و به گریه میافتند و میفرمایند: « آخر مگر من که هستم که شما کفشهای مرا جفت کنید؟»
برگرفته از کتاب الهیه
انتشارات موسسه فرهنگی مطالعاتی شمس الشموس

نه مراست قدرت آن که دم زنـم از جـلال تــو یا عـلی
نه مـرا زبان که بیــان کنـم صفـت کمـال تــو یا عـلی
شده مات عقــل موحدین همـه در جمـال تــو یا عـلی
چو نیــافت غیــر تـو آگهـی ز بیــان حــال تو یا عـلی
نبـرد به وصـف تو ره کسـی مگر از مقـال تو یا علی
توئی آن که مستـی ما خلق شـده بر عطای تو مستدل
ز محیط جـود تو منتشــر قطــرات جـان رشحات دل
به دل تو چون دل عـالـمی، دل عـالـمی شــده متصـل
نه همین منم ز تو مشتعل نه همیـن منم به تو مشتغل
دل هـر که مینـگرم در او، بـود اشتـعال تـو یا علی
توئی آن که میم مشیتت زده نقش صورت کاف و نون
فلک و زمیـن به ارادهات شده بیسکون شده با سکون
به کتاب علم تو منــدرج بود آن چه کانَ و ما یکــون
توئی آن مصــور ما خلــق که مـن الظواهـر و البطـون
بـود ایـن عـوالـم کـن فـکان، اثـر فعـال تـو یـا علی
تو همـان ملیک مهیـمنی که بهشت و جنت و نه فلک
شـــده ذکـــر نـام مقـدســت همــه ورد اَلسنه ملک
پی جستجـوی تو سالکان به طریقت آمده یک به یک
به خــدا که احمـد مصطفـی به فلک قدم نزد از سمک
مگر آن که داشت در این سفر طلب وصال تو یا علی
تو همــان تجــلی ایزدی که فــراز عرشـی و لا
مکان
دهــد آن فــواد و لسـان تو ز فـروغ لوح و قلم نشان
خبـری ز گردش چشـم تو حـرکات گـردش آسمـان
تو که رد شمــس کنی عیــان به یکی اشــاره ابـروان
دو مسخـر آمده مهـر و مـه هله بر هـلال تو یا علی
فؤاد کرمانی
دوازده ماه تابان

دهم ماه رجب، عیدِ جــــــــواد، ابن رضاست عطر ریحـــــــانه ز ریحانه در امواج فضاست
بـه رضا دسته گلی کرده خداونـد عطـــــــــا که گلســــــتان وجود از نفسش روح فزاست
این جواد است، جواد است، جـواد است، جواد که همـــــــان بحر وسیع کرم و جود خداست
خط و خالش همـــــــــه آیات خداوند مجید طاق ابروش، همــــــــان قبلۀ ارباب دعاست
نـه فقط نـام محمـــــــد که ز سر تـا قدمش خلق وخوی وشرف وقدر محمـــــد پیداست
ذرهای بوده ز خورشید جمـــــالش، خورشید قطرهاي خُرد ز دريــــــاي عطايش درياست
کرم از روز ازل ســــــــائل کـــــوی کرمش جود تا شام ابد بر در اين خــــــــانه گداست
جانِ مرده شود از فیض نگــــــــاهش زنده خـــــــــاك زوار درش بر دل بيمار شفاست
نام نیکوش محمـــــــــــد، لقب اوست جواد تـقی متقـــــــــی و روح بـلند تـقواســــــت
هشت دریای ولایت بـود اینش گوهــــــــر گوهـــــري كه سه دُر درج شرف را درياست
وسعـــت ملک خدا دایرۀ رحمــــــت اوست همه جا ملک خدا، جایی اگر نیست کجاست؟
مناسبتها

ای طلعت زیبای تو خورشیـــد هدایت
ای گـــوهر رخشندۀ نه بحـــر ولایت
ذات ازلـــــی را زازل دســـــت عنایت
فضل و کرم و جود تو را نیست نهایت
بـودنـــــد امامان همـه هادی ره نـور
بین همـه نام تو به هادی شده مشهور
ما نـــور ولایت ز کـــــلام تو گرفتیم
ما وحـــــــی خدا را ز پیام تو گرفتیم
ما کــــوثر توحیـــد ز جام تو
گرفتیم
ما خط خود از مشی و مرام تو گرفتیم
تا صبح جزا رو به روی خاک تو داریم
ما جامــعه را از نفس پـاک تـو داریم
ای سامــــرهات کرب و بلای دگر ما
بر خـاک درت تا ابدالدهـــــر سر ما
وصـف تو دعـای شب و ذکر سحر ما
مهـــــر تـو بـه بـازار قیامـت ثـمر ما
عالـــم بـه ولای تو ننازد به چه نازد؟
«میثم» به ثنای تو ننازد به چه نازد؟

امام محمدباقر (علیه السلام) فرمودهاند:
اَما اِنِّی لَوْ اَدْرَکْتُ ذلِکَ لاَءَسْتَبْقَیْتُ نَفْسی
لِصاحِبِ هذَا الاْءَمْرِ
مطمئنا بدان! اگر من آن روزگاران را درک کنم، جانم را برای
فداکاری در رکاب حضرت صاحب الامر علیهالسلام تقدیم میدارم.
غیبت نعمانی، ص273

الْحِكْمَهُ ضالَّهُ الْمُؤْمِنِ، فَحَیْثُ ماوَجَدَ أحَدُكُمْ ضالَّتَهُ فَلْیَأخُذْها
دانش و حكمت، گمشدهی ارزشمندی است برای مؤمن كه هر كجا و نزد هركس یافت شود باید آن را دریافت نماید.
تنبیه الخواطر، ص 468

اِنَّ اللّه َ يُحِبُّ الْمُداعِبَ فِى الْجَماعَةِ بِلا
رَفَثٍ
خداوند كسى را كه در ميان جمع شوخى مى كند، به شرط آن كه
ناسزا نگويد دوست دارد.
کافی، ج2، ص663
در فصل بهار، ماه فروردین که صله رحم و بازدید مطرح است، بیان نورانی امام رضا(ع) این است که: «تزاوروا، فان فی زیارتکم احیاء لأحادیثنا. به دیدار یکدیگر بروید و در دیدار یکدیگر معارف دینی را، اخلاق اسلامیرا، حقوق مشترک را، حقوق فرزند و پدر و مادر را، حقوق همسایه را، حقوق دولت و ملت را، حقوق مجاوران داخل و خارج را مطرح کنید که جامعه؛ جامعه عقل و عاطفه باشد. عطوفتش در کنار معرفت باشد، و معرفتش سایه افکن مهربانی و عطوفت باشد.
دلیلی که امام رضا (ع) ذکر میکند، این است که: احادیثنا تعطف بعضکم علی بعض. سخنان نورانی اهل بیت در شما عاطفه ایجاد میکند، وحدت میآفریند، متحد میکند، کینه را برمیدارد. وقتی کینه زدائی شد، اختلاف رخت بربست؛ یک بهشت موعودی را شما موجود کردید! در سوره مبارکه حشر آنچه که بهشتی ها دارند، به عنوان نیایش مردان الهی در دنیا مطرح است؛ مردان بهشتی بدون کینه زندگی میکنند.
در بهشت هیچ اختلافی، هیچ نزاعی، هیچ اختلاف قرائتی، هیچ اختلاف برداشتی، هیچ تشتتی راه ندارد؛ و نزعنا ما فی قلوبهم من غل. هیچ خیانتی، هیچ کینهای، هیچ عداوتی، هیچ بغضائی در دلهای مردان بهشتی نیست؛ در سوره مبارکه حشر مؤمنان الهی از ذات اقدس اله چنین خلق و خوئی را میطلبند: خدایا! کینه هیچ برادر مسلمانی را در دل ما قرار نده! این دعای مردان مؤمن در دنیا در حقیقت یک بهشت موعودی است برای آنها نسبت به آنچه خدای سبحان در اوصاف بهشتیان ذکر کرد.

بنابراین از یک نظر بهار میتواند یک بهشتی برای ما بیاورد، چه اینکه بهشت میتواند به صورت بهار تجلی کند و همه اینها جلوه های جمال الهیاند و اگر جامعهای مظهر جمال الهی شد، هم از بهار، بهره کافی میبرد، هم خودش بهشت میشود و بهشت میسازد.
از سخنان آیت الله جوادی آملی
عیدانه

بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بیخورشیدند
از همان لحظه که از چشم یقین افتادند
چشمهای نگران آینهی تردیدند
نشد از سایهی خود هم بگریزند دمی
هر چه بیهوده به گرد خودشان چرخیدند
چون به جز سایه ندیدند کسی در پی خود
همه از دیدن تنهایی خود ترسیدند
غرق دریای تو بودند ولی ماهیوار
باز هم نام و نشان تو ز هم پرسیدند
در پی دوست همه جای جهان را گشتند
کس ندیدند در آیینه به خود خندیدند
سیر تقویم جلالی به جمال تو خوش است
فصلها را همه با فاصلهات سنجیدند
تو بیایی همه ساعتها و ثانیهها
از همین روز، همین لحظه، همین دم عیدند
قیصر امینپور

رسول اکرم(ص) فرمودهاند: مسافرت کنید چه اگر در سفر نفع مالی عایدتان نشود، از فوائد عقلی بهرهمند خواهید شد.
مکارم الاخلاق، ص124
امام علی(ع): برای نیل به تعالی و ترقی، از وطنهای خود دور شوید و مسافرت کنید که درسفر پنج فایده است: سفر باعث تفریح و انبساط روح است و اندوه و آزردگیها را برطرف میکند. مسافرت یکی از راههای تحصیل درآمد و تامین معاش است. مسافرت وسیله فراگرفتن علم و تجربه است. مسافرت به انسان آداب زندگی میآموزد و آدمی در سفر با افراد با فضیلت و خلیق برخورد میکند و با آنان دوست میشود.
مستدرک 2 ، ص22
اميرمؤمنان علي(ع) به پسرش، محمدبن حنفيه سفارش کرد:
مُرُوَّةُ السَفَرِ فَبَذلُ الزّادِ، و قِلَّةُ خَلافٍ علي صُحُبِکَ و کثرةُ ذِکرِ
اللّه ِ عَزَّوَجل في کلُ مَصورٍ و مَهبَطٍ و نُزُول و قيام و قُعُودٍ.
جوانمرديهاي سفر با بخشش توشه راه، کمتر اختلاف کردن با دوستانِ همراه و ذکر زياد
خداوند بلند مرتبه در هر جايگاهي (در هر مکاني) است.

اخلاق نيکو در سفر
با اخلاق خوب با همراهانت رفتار کن (سفر وسيله سنجش اخلاق مردم است). يکي از خوبيهاي
سفرهاي گروهي با دوستان اين است که ميتوان به اخلاق و روحيه طرف مقابل پي برد.) از
مهمترين آداب و دستورهاي پيشوايان معصوم(ع) خوشخلقي در سفراست. انساني که ويژگيهاي
ذاتي نيکويي مانند خوشرويي، تواضع و ادب را داراست، نه تنها سفر را به کام خود
شيرين خواهد کرد، براي همراهان خود نيز سفري به ياد ماندني و خاطره برانگيز به جاي
خواهد گذارد.
امام جعفر صادق(ع) به معلي بن خنيس سفارش فرموده است: عَلَيکَ بالسخ وَ حُسنِ الخُلقِ، فَإِنَّها يَزينانِ الرَّجُلَ کما تَزَّينَ الواسطَُْ القَلادَةَ.
تو را به بخشش و خوشخلقي سفارش ميکنم؛ زيرا اين دو، زينت انسان است، همانند گوهرهاي ميان گردن بند.
عیدانه

چهارشنبه 11 اردیبهشت
ولادت یاس نبی، انسیه الحورا، بهجه قلب المصطفی(ص)
حضـــــرت صدیقه طاهره فاطمه الزهــــرا(س) مبارک باد
رسول الله را جان است و
جانان است اين دختر
کتاب الله را روح است و ريحان است اين دختر
بگـو خورشيد بام عرش رحمان است اين دختر
و يا حــوريهاي در حسن انسان است اين دختر
به حق حق که حق را نيز ميزان است اين دختر
خديجه احترامش کن که قرآن است اين دختر
تجلــــيگاه حق رويش بهشت مصطفي خويش
نيــــاز انبيـــــا ســويش بهشــت اوليا کويش
آقای حداد (ره) از حالاتشان در مدینة طیّبه می فرمودند: بسیار عظمت حضرت زهراء
سلام الله علیها مرا در خود فرو برده بود؛ چه در منزل و چه در مسجدالنّبیّ؛
بالاخصّ در مسجد رسول الله، به قدری عظمت آن حضرت متجلّی بود که گویا
تمام مقام نبوّت با تمام خصوصیّاتش و تمام مدارج و معارجش و تمام درجات و
مراتبش در آن حضرت متجلّی است؛ و آن بَضْعة رسول الله، سرّ و حقیقت و
جوهرة رسول الله است؛ و مانند آن موجودی که حامل و ضامن آن سرّ باشد و در
مقام وحدت عین رسول الله باشد، غیر از وی خداوند تعالی موجودی را نیافریده
است.
کتاب روح مجرد
.gif)
استاد توفیق ابوعلم، از نویسندگان و پژوهشگران معاصر مصر: «فاطمه یکی از سازندگان تاریخ اسلام است. در عظمت شأن و رفعتِ مقامِ ارجمند او همین بس که او تنها دختر بزرگوار پیامبر بزرگ(ص) و همسر امام علی بن ابی طالب(ع) و مادر حسن(ع) و حسین(ع) است و در حقیقت او آرامِ جان و سرورِ دلِ پیامبر خدا بود. زهرا، همان بانویی است که میلیون ها آدمی را چشم و دل به سوی اوست و نام گرامی اش بر زبان ایشان است؛ بانویی که پدرش او را «مام پدرش» میخواند. تاج کرامتی که پدر بر تارک دختر خویش نهاد، مستوجب تکریم است
کتاب فاطمه الزهرا
مناسبتها
دوشنبه پنجم فروردین
شهادت حضرت صدیقه (س) به روایتی

مناسبتها

تار و پود روح مادر را از مهرباني بافتهاند. (رالف
والدو امرسون)
قلب مادر به اندازهاي گسترده است كه هميشه ميتوانيد بخشش و گذشت را در آن بيابيد.
(اونوره دو بالزاك)
شاید یک مادر بتواند با فرزند بالغ خود مخالفت کند اما هرگز نمیتواند در برابر
کودک خردسالش که بازوان کوچکش را به سویش دراز کرده تا او را درآغوش بگیرد مخالفت
کند. (ماریا فون تراپ)
مناسبتها
یا زهرا... یا لطیف
یا سرّ الله

...کلام خاتم الأنبیاء آنچه که او داده این است و با کلمه «إنّما» شروع میشود: إِنَّمَا فَاطِمَةُ شِجْنَةٌ مِنِّي يَقْبِضُنِي مَا يَقْبِضُهَا وَ يَبْسُطُنِي مَا يَبْسُطُهَا
...علم کل، کل العلم، عقل الکل، کل العقل، خلق کل، کل الخلق خاتم النبیین است. این شخصیت روح تمام عالم امکان است. قلب تمام ملک و ملکوت است. تمام پیکره هستی است...
مسئله این است که این روحی که سعهاش تمام ملک و ملکوت گرفته، بیانش این است که
آنچه فاطمه را منبسط کند، مرا منبسط کرده است. آنچه فاطمه را منبقبض کند، مرا منقبض کرده است. در این جا کمیت فکر لنگ است. باید ابراهیم فکر کند، باید موسی بن عمران بنشیند و تأمل کند.
کو معرفت؟ کیست که بتواند ادعا کند که من زهرا را شناختم؟ کیست که جرأت کند، لب باز
کند و بگوید من به مقام فاطمه پی بردم؟
إنّما، این است و جز این نیست،
فاطمه شاخه ریشه دوانده در وجود من است، آنچه او را دل گرفته کند، مرا دل گرفته کرده است. آنکه او را انبساط دهد، به من انبساط میدهد.
از سخنرانیهای آیت الله وحید خراسانی

قالت فاطمة الزهراء سلام الله عليها: من أصعَدَ إلی الله خالَص عِبادَتِهِ، أهبَط الله
عزوجل إلیهِ أفضَلَ مَصلَحَتِه.
فرمود: کسی که عبادت خالص خود را به خداوند متعال تقدیم میکند و فقط برای رضای او
عمل میکند، خداوند نیز بهترین مصلحت خود را بر او نازل میكند.
بحارالانوار، ج70، ص249
مناسبتها

مولای من یا علی جانم
أُشْهِدُ اللَّهَ وَ أُشْهِدُکُمْ أَنِّی مُؤْمِنٌ بِکُمْ وَ بِمَا آمَنْتُمْ بِهِ کَافِرٌ بِعَدُوِّکُمْ وَ بِمَا کَفَرْتُمْ بِهِ....
لا سیدی الا علی
می و میخانه، علی
ساقــی پیمانه، علی
روز و شب حرف دلِ
عاشــقِ دیوانه، علی
دم همه دم علی علی
مرحوم آقا جان کوهستانی همواره افتخار میکرد امام و مقتدایش حضرت علی علیه السلام است و بر این نعمت عظمی خدا را شکر میکرد و در این جمله کوتاه ارادتش را اظهار کرد: «خدا یک علی داشت الحمدالله آن هم امام ما شد.»
![]()
مرحوم کل احمد آقا (کربلایی احمد میرزا حسینعلی تهرانی): «هیچ چیز در عالم، مثل یا علی گفتن، روح انسان را مست نمیکند. هرگاه یک یا علی از سر اخلاص بگوییم و ذکر مولی را عاشقانه سر دهیم، بواسطه همان ذکر، فرشتهای خلق میشود که تا ابدالدهر، خدا را عبادت میکند؛ و ثواب آن عبادت را به حساب من و توی علیگو، میریزند.»

کلامکم نور و امرکم رشد
«شیعتنا المتباذلون فی ولایتنا، المتحابّون فی موّدتنا المتزاورون فی احیاء امرنا، الذین ان غضبوا لم یظلموا و ان رضوا لم یسرفوا، برکة علی من جاوروا، سلم لمن خالطوا » کافی/ ج2 / ص 73 / ح 1
حضرت امام علی علیه السلام فرمودند: شیعیان ما کسانی هستند که در راه ولایت ما از خود بذل و بخشش نشان میدهند، و در راه مودت ما همدیگر را دوست دارند. به جهت زنده نگهداشتن امر ما به زیارت یکدیگر میروند. در حال غضب به کسی ظلم نمیکنند و در صورت رضا اسراف نمینمایند، برای همسایگان خود مایه برکتند و با کسانی که معاشرت میکنند پیام آوران صلح و صفا و صمیمیتند.
دوازده ماه تابان

از پربركتترين ماههايي كه دعا در آن مستجاب ميشود ماه پربركت رجب است و خداي سبحان مرتّب فيضش دارد ريزش ميكند چه كساني كه از او بخواهند چه كساني كه از او نخواهند «يا مَنْ يُعْطي مَن سأَلَه يا مَن يُعطي مَن لَمْ يَسْألْهُ وَمَنْ لَمْ يَعْرِفْهُ تَحَنُّناً مِنْهُ وَرَحْمَةً» لكن آن كه او را نشناخت و از او نخواست فيضي جز فيض زودگذر دنيا دريافت نميكند...
اين ماه رجب زمينه است كه انسان وارد شهر النبوه بشود كه شهر رسول خداست(صلّي الله
عليه و آله و سلّم) كه محفوف به رحمت است و اين دو ماه زمينه براي ضيف الرحمان شده
صائم هست كه وارد ماه مبارك رمضان بشوند.
فرمود: «تعطّروا بالإستغفار» اين ماه رجب, ماه استغفار است. فرمود خودتان را با
استغفار معطّر كنيد: «تعطّروا بالإستغفار لا تفضحنّكم روائحُ الذنوب»
از سخنان آيت الله جوادي آملي