مودت

ندیدم مولای بزرگواری که بر بنده دون همت و قدرناشناس خود، شکیباتر از تو نسبت به من باشد.تو مرا می‌خوانی ولی من از تو روی گردانم. تو با من دوستی می‌کنی ولی من دشمنی می‌ورزم، تو مهرت را نثار من می‌کنی و من نمی‌پذیرم، گویا من بر تو منت دارم. اما این بی‌وفایی‌ها سبب نشده است تا از رحمت و احسان بر من دست کشی و با جود و کرمت بر من تفضل نکنی.

دعای افتتاح

 

المحاسن ـ به نقل از ابو البلاد: امام باقر و امام صادق (عليهمالسلام) در مسجد نشسته بودند كه مردى گذشت. يكى از هم‌نشينان ايشان گفت: به خدا سوگند، من اين مرد را دوست می‌دارم. امام باقر (عليه‌السلام) فرمود: «هان! باخبرش كن، كه [اين كار،] دوستى را پايدارتر می‌‏كند و براى انس گرفتن، بهتر است».

 

 

  

امام رضا (عليه‏‌السلام):

به دیدن یکدیگر روید تا یکدیگر را دوست داشته باشید و دست یکدیگر را بفشارید و به هم خشم نگیرید.
 

سلام پژوهی(۲۰)

ادامه نوشته

تویی آنکه به پا گشته ز عشقت همه جا محشری کبری

 

 

آیت الله العظمی محمدتقی بهجت(ره): حرم مطهر حضرت امام رضا (ع) نعمت بزرگ و گرانقدری است که در اختیار ایرانی‌هاست؛ عظمتش را خدا می‌داند. به حدی که امام جواد(ع) می‌فرماید: «زیارةُ أبی أفضَلُ من زیارةِ الحسین(علیه السلام) لأنّ الحسین(علیه السلام) یَزورُهُ العامّة و الخاصَّة، و أبی لایَزورُهُ إلا الخاصّة؛

زیارت پدرم (امام رضا علیه‌السلام) از زیارت امام حسین (علیه‌السلام) افضل است؛ زیرا امام حسین(علیه‌السلام) را عامّه و خاصّه زیارت می‌کنند، ولی پدرم را جز خاصّه (شیعیان دوازده امامی) زیارت نمی‌کنند
لذا کرامات از ضریح آن حضرت بیشتر از ضریح امام حسین (ع) ظاهر می‌شود. بنابراین، ایرانی‌ها باید نعمت حرم امام رضا (ع) را که زیارت آن برایشان فراهم است، مغتنم بشمارند.

 

aksha.ir عکسهای زیبا-www.aksha.ir

 

علامه طباطبایی (ره) می‎فرمودند:«همه امامان علیهم السلام لطف دارند، اما لطف حضرت رضا علیه‎السلام محسوس است.» و در نقلی دیگر، بیان می‎کردند: «همه امامان معصوم علیهم السلام رئوف هستند، اما رأفت حضرت امام رضا علیه السلام ظاهر است.»
و نیز می‎فرمودند: « انسان هنگامی که وارد حرم رضوی علیه السلام می‎شود، مشاهده می‌کندکه از در و دیوار حرم آن امام رأفت می‎بارد.»يکی از بستگان نزدیک ایشان می‌گفت: ایشان هر ساله به مشهد مشرف می شد حتی در پنج شش ماه آخر عمر با همه کسالتی که داشت به مشهد مشرف شد:
با آغوش باز با آن کهولت سن و کسالت، جمعیت را می‎شکافت و با علاقه ضریح را می‎بوسید و توسل می‎جست که گاهی به زحمت او را از ضریح جدا می‎کردیم ...
گاهي وقتي ايشان به مشهد، مشرف می‎شد، از وی تقاضا می‎کردند که در خارج از مشهد چون طُرقبه و ... به دلیل اعتدال هوا، سکونت داشته باشند و گهگاهی برای زیارت مشرف گردد. ایشان ابداً قبول نمی‎کرد و می‎فرمود: " ما از پناه امام هشتم به جای دیگری نمی‎رویم"
گاهی از محضرشان التماس دعا درخواست می‎شد می‎گفتند: " بروید از حضرت بگیرید؛ ما اینجا کاره‎ای نیستیم؛ همه چیز آنجاست"


  پست های پیشین:

  امامنا الرئوف


     سلطان حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام  


 دوازده ماه تابان

نماز جماعت؟؟؟!!!

 

سرگرمی

ولی کم نشود از کرمت گر بنوازی پر کاهی

نمامتن

علی علی

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://www.roozgozar.com   سه شنبه ۲۴ آبان  تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://www.roozgozar.com

عید کمال دین. سالروز اتمام نعمت و هنگامه اعلان وصایت و ولایت
امیر المومنین علیه السلام
بر شیعیان و پیروان ولایت خجسته باد

الحمدلله الذی جعلنا من المتسکین بولایه امیرالمومنین و الائمه علیهم السلام
الحمدلله الذی جعل کمال دینه و تمام نعمته بولایه امیرالمومنین علی بن ابیطالب علیه السلام

            تویی آن که در همه آیتی، نگری به چشم خدای بین                

                            شده از وجـودِ مقـــدّست، همه ســرّ کَنزِ خفـــا مبین

            تویی آن که از کُشـفَ الغطا، نشود تو را زیاده یقین           

                           ز چـــه رو دَم از أنا ربکّـــم نزنی، بـزن بدلیـــل این

که به نورِ حق شــده منتهی، شرفِ کمال تو یا علـی

           تو همان مَلیکِ مُهیمنی، که بهشت و جنّت و نه فلک          

                             پیِ جستجوی تو سالکان، به طریقت آمد یک به یک

           شده ذکـــرِ نام مقدّســـت، همه وِردِ اَلسنــه‌ی مَلَک               

                               به خدا که احمـدِ مصطفی، به فلک قدم نزد از سَمَک
مگر آنکه داشت در این سفر طلبِ وصالِ تو یا علی 

 

 

روز هيجدهم روز عيد غدير و عيدُاللّهِ الا كْبَرْ و عيد آل محمّدعَليهمُ السلام است و عظيمترين اعياد است. نامش ‍ در آسمان روز عهد معهود است و نامش در زمين روز ميثاق مَاخوذ و جَمع مَشهود است.

روز عید غدیر بود که در خدمت مرحوم حاج اسماعیل دولابی رحمه الله به دیدن مرحوم جعفر آقا مجتهدی رحمه الله رفتیم. به محض نشستن مرحوم حاج اسماعیل سخن را درباره توحید شروع کرد و مطالب بلندی آنروز از زبان شریفشان جاری شد و جمعی از حاضرین و برادران که به هر دو بزرگوار ارادت داشتند غرق در حضور و معرفت بودند.
فقط یک طلبه جوان که اول سلوکش بود به عنوان اعتراض به حاج آقا [دولابی] بلند گفت: آقا روز عید غدیر است از علی بگو، مرحوم دولابی بلافاصله فرمود: آخر من وضو ندارم، اول باید وضو بگیرم و بعد اسم مبارکش را به زبان بیاورم. جعفر آقا مجتهدی با یک حالتی پر از شور و شادی به زبان خودشان فرمودند: ایلد احسنت، احسنت، احسنت! ایلد حاج آقا خوب گفتی.
بنده هیچوقت مرحوم جعفر آقا رحمه الله را به این خوشحالی ندیده بودم.

کتاب خرمن معرفت/ سيد عباس موسوی مطلق

 

 سید علی آقا (آیت الله سید علی قاضی طباطبایی) علاقه خاصی به عید غدیر داشتند؛ به همین مناسبت در این روز به یادماندنی و مهم جهان اسلام، مراسم جشن و شادمانی برپا می‌‌کردند و خطبه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در عید غدیر را برای حاضران در مجلس جشن می‌‌خواندند، فرزندش سید محمدعلی می‌‌گوید: «ایشان خودش را برای این روز بزرگ آماده می‌‌کرد و آن روز بهترین لباس هایش را می‌‌پوشید. ولیمه، شیرینی و میوه تهیه می‌‌کرد، و از آشنایان، دوستان، قوم و خویش دعوت به عمل می‌‌آورد و از یکی از آنها می‌‌خواست تا خطبه رسول اعظم صلی الله علیه و آله و سلم را که در روز عید غدیرخم فرموده، با صدای بلند و گیرا قرائت نماید و این خطبه یکی از برجسته‌ترین و بهترین خطبه‌هاست... نکته‌های گوناگون و دلنشین و شیرین بسیار ایراد می‌‌فرمود و ادخال سرور شادی بر دلهای حاضرین در مجلس عنایت می‌‌فرموده چه بسا نکته‌های کمیاب که از شعر و نثر که در حفظ داشت، بیان می‌‌کرد.

اسوه عارفان، ص 35

مناسبت‌ها 

مسابقاتِ سلامی...

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

سلام بر شما دوستان عزیز

در خدمت شما هستیم با سری جدید مسابقات بسکتبالِ لیگ برتر، جام سلام...تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

برای انجام بازی لطفا اینجا کلیک کنیدم

 

 

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

راستی یه باز ی خیلی خیلی جذاب دیگهتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

در این بازی باید با بالا و پائین بردن موس، تمام نقاط قرمز رو در یک طرف صفحه، و نقاط آبی رو در طرف دیگه قرار بدهید.

برای انجام بازی لطفا اینجا کلیک کنیدم

 

 

سرگرمی

پازل

 

 

 

 برای اجرای بازی، پازل را کلیک کنید.

 

ای به همه هادیان، تو هادی و رهبر

 شنبه ۲۱ آبان ولادت با سعادت امام هادی علیه السلام

 

اللهم صل علی علی بن محمد وصی الاوصیا و امام الاتقیا و خلف ائمه الدین و الحجه علی الخلائق اجمعین 

 

سلام الله فی الدارین بر قدر و جلال او               دل از آل محمد می‌بــرد ماه جمال او

جلال غیب پیـــدا در جمال بی‌مثال او               دعای جامعــه درّی ز دریای کمال او

                   

حضرت‌ امام‌ هادی(ع‌) ‌ قامتى‌ نه‌ بلند و نه‌ كوتاه‌ داشتند. گونه‌هاي ایشان ‌اندكى‌ برآمده‌ و سرخ‌ و سفيد بود. چشمانشان‌ فراخ‌ و ابروانشان‌ گشاده‌ بود. امام‌ هادى‌(ع‌) بذل‌ و بخشش‌ بسيار مى‌كردند. امام‌ آن‌ چنان‌ شكوه‌ و هيبتى‌ داشتند‌ كه‌ وقتى‌ بر متوكل‌ خليفه‌ جبار عباسى‌ وارد مى‌شدند او و درباريانش‌ بى‌درنگ‌ به‌ پاس‌ خاطر وى‌ و احترام حضرت برمى‌خاستند.

 هر غمگينى‌ كه‌ بر وى‌ نظر مى‌كرد شاد مى‌شد. همه‌ ایشان را دوست‌ داشتند. هميشه‌ بر لبانشان‌ تبسم‌ بود، با اين‌ حال‌ هيبت حضرت‌ در دلهاى‌ مردم‌ بسيار بود .

 

طبرسي در اعلام الوري به سند خود از امام محمد بن اشتر علوي نقل كرده است كه گفت: به همراه پدرم بر درسراي متوكل بوديم، من در آن هنگام كودكي بودم و درميان گروهي از مردم از طالبين و عباسيان و جعفرين ايستاده بودم كه ناگهان ابوالحسن وارد شد. مردم همگي از مركبهاي خويش پايين آمدند تا آن حضرت به درون رفت.

يكي از حاضران از ديگري پرسيد! به خاطر چه كسي بيرون آمديم؟ به خاطر اين بچه، حال آنكه او از نظر سال از ما بزرگتر و شريفتر نبود. به خدا سوگند ديگر به احترام او از مركوب خويش پايين نخواهم آمد. پس ابوهاشم جعفري گفت: به خدا قسم كودكان چون او را مي بينند به احترام او پياده مي‌شوند. هنوز ديري نگذشته بود كه آن حضرت به طرف مردم آمد. حاضران چون او را ديدند باز به احترام وي پياده شدند ابوهاشم خطاب به حاضران گفت: مگر نمي‌گفتيد ديگربه احترام او پياده نمي‌شويد؟ پاسخ دادند: به خدا قسم احترام خود را از دست داديم و از مركبهاي خود پياده شديم.

الشاکر اسعد بالشکر منه بالنعمه التی اوجبت الشکر لان النعم متاع و الشکر نعم و عقبی.

شخص شکرگزار به سبب شکر سعادتمندتر است تا به سبب نعمتی که باعث شکر شده است. زیرا نعمت کالای دنیاست و شکرگزاری نعمت دنیا و آخرت است. 

مناسبت‌ها

یا وَدود


 

صداش همه جای آسمون‌ها رو پر کرده:

دوسِت دارم بنده من....دوسِت دارم...دوسِت دارم


تمام عالم بروز و ظهور عشق و محبتشه. آخه خدا وَدودِ. یعنی محبتش رو تو دلش نگه نمی‌داره. اون رو به زبون میاره. همش پیش فرشته‌هاش میگه من این بنده‌ام رو خیلی دوست دارم. به جبرئیل مقربش میگه ...میگه تو هم دوستش داشته باش. همه جای آسمون پر میشه: خدا این بنده رو دوست داره. شما هم اون رو دوست داشته باشید. اون وقت همه عالم میشه قلب خدا و برای تو می‌تپه. آسمون و زمین میشه زبان خدا و بهت میگه دوسِت دارم....دوسِت دارم...


آره! اون خدایی که همه زندگی و شب و روز من و تو رو پر کرده وَدودِ. می‌دونی ودود یعنی چی؟ یعنی این‌همه نعمت رو برای این به پات ریخته که بگه دوسِت دارم. هر احسان و انعامی که می‌کنه، هر اکرامی که می‌کنه می‌خواد بگه دوسِت دارم.
علاوه بر همه این‌ها دائم داره محبتش رو به زبون میاره. تو لحظه لحظه زندگیت داره تو گوشت می‌خونه: دوسِت دارم. اون لحظه‌ای که شکرش رو به جا میاری ...یُحب الشاکرینِ... وقتی خودت رو از آلودگی‌ها و تاریکی‌ها پاک می‌کنی...یُحب المطهرینِ...وقتی صبر پیشه می‌کنی...یُحب الصابرینِ...حتی اون لحظه‌ای که از خطا و اشتباهت پشیمون شدی و با چشم گریون برگشتی و به درگاهش توبه کردی باز آغوشش برات بازه و میگه إن الله یُحب التوابین...دوسِت دارم بنده من. همش دنبال بهونه است که محبتش رو بهت ابراز کنه. ببین چند جای قرآن محبتش رو به زبون آورده. با اون عظمتش اِبا نداره. به زبون میاره..یُحب المحسنین....یُحب المُتَطَهِرین...
وُد یعنی پایدار موندن بر دوستی و استواری بر اون.خدای ودود خداییه که تو دوستیش خالصه. پایداره. یعنی دوستیش همیشگیه چون تو رو به خاطر خودت دوست داره. همین جوری که هستی دوست داره. این یعنی محبت واقعی!خدایا وقتی به اسم یا ودودت صدات می‌کنم چقدر آرامش می‌‎گیرم. انگار این اسم همه فاصله‌های بین من و تو رو پر می‌کنه. همه اضطراب‌ها و دغدغه‌های دوری و تنهایی رو از من می‌گیره.


منم می‌خوام رسم دوستی رو از تو یاد بگیرم.

دیگه نمی‌خوام به دستای تو نگاه کنم و ببینم اگه چیزی که دلم می‌خواد توش هست ، دوستت داشته باشم و اگه نیست...
دیگه نمی‌خوام وقتی زندگیم اون‌طوری که می‌خوام پیش میره دوستت داشته باشم و وقتی خلاف میلمه...
اگه تو بدون قید و شرط دوستم داری، اگه تو بی‌لیاقت به من اینهمه نعمت بخشیدی، اگه هیچ کدوم از گناهانم، تندی‌هام، رو برگردوندن‌هام، ناسپاسی‌هام، ذره‌ای از مهرو محبت تو به من کم نکرده و لحظه‌ای آسمون و زمینت از صدای "دوستت دارمِ" تو مسکوت نمونده...منم می‌خوام از تو یاد بگیرم.

یاد بگیرم که محبتم نسبت به آدما شرطی نباشه. یاد بگیرم "دوستت دارم" از زبونم نیفته. یاد بگیرم هر تندی و سردی و ناسپاسی از جانب آدما، یا هر رفتار خلاف میلم خدشه‌ای توی دوستیم وارد نکنه. یاد بگیرم آدما رو به خاطر خودشون، به خاطر اینکه بوی تو رو میدن، به خاطر اینکه تو دوستشون داری و مخلوق تواَند، دوست داشته باشم.


اگه اومدیم تو این دنیا که انسان خدایی بشیم و رنگ خدارو بگیریم، باید به صفات او مخلق بشیم. باید رفتار و منش خدا رو یاد بگیریم و تو زندگیمون پیاده کنیم.
ما هم باید مثل خداوندِ ودود نسبت به بنده‌هاش و مخلوقاتش مَوَدت داشته باشیم. این مودته که عالم رو زیبا می‌کنه. اگه قرار باشه محبت تو دل بمونه و به زبون نیاد و بروز نکنه، چطوری می‌خواد به عالم رنگ بده؟
وقتی بین دو نفر علاقه و محبتی وجود داره، خدا این رو دوست داره و اظهارش رو بیشتر دوست داره. اصلا عالم رو بر پایه محبت و مودت قرار داده.


پس چه زیباست که قدم به قدم با قافله عشق حرکت کنیم و دوستی و محبت رو تو عالم پخش کنیم. بذاریم دنیا رنگ بگیره... عطر بگیره...روح بگیره... طراوت بگیره
 

اشاره(۲۷)

پدیده‌های شگفت‌انگیز طبیعت

گاهی دست توانمند خدا مناظر با شکوهی رو به ما نشان میده که با دیدنشون شگفتزده میشیم و به خودمون میگیم عجب خدای بزرگی داریم!

این مطلب، تنها یکی از زیباییهای این دنیای شگفتانگیزه: 

 

* ابرهای ماماتوس

 

 

این نوع ابرها در سطح تحتانی مرکز دیگر ابرها تشکیل می‌شوند. ابرهایی هستند که همیشه با شرایط جوی ناپایدار و اغلب توفانی همراه می‌شوند. شکل ظاهری این ابرها حاصل هوای سرد اشباع شده‌ای است که به سرعت از سطح ابرهای توفانزا پایین افتاده و تصویری مانند برآمدگی‌های مواج در قسمت تحتانی ابر ایجاد می‌کند.


* کِشند قرمز 

 


کشند قرمز یا «شکوفایی جلبکی» پدیده‌ای طبیعی است که در اثر یک نوع جلبک میکروسکوپی به وجود می‌آید. هنگامی که این موجودات زنده در تراکم بالا تولید شوند، موجب پدیدار شدن توده‌های قرمز رنگی در سطح آب می‌شوند. این موجودات در برخی موارد سم کشنده‌ای را تولید می‌کند که موجب مرگ آبزیان و پرندگان می‌شود. این سم می‌تواند به انسان نیز آسیب برساند.


* میخ‌های یخی

 


میخ‌های یخی در کوه‌های یخی در اندازه‌های مختلف یافت می‌شوند. هنگامی که خورشید به سطح برف می‌تابد، سوراخ‌های کوچکی را در آن ایجاد می‌کند. این سوراخ در اثر تابش بیشتر نور عمیق‌تر شده و میخ‌های یخی را به وجود می‌آورند.

نشان از بی‌نشان (۱۲)

می‌برم عقل به قربانگه عشقش قربان

عید قربان است، بندگان الهی، پای جلسه امتحان نشسته‌اند تا حساب اعمال خویش را بپردازند. عید ایمان است، گلّه نفس‌های اماره را به حیاط خانه می‌آورند تا قربانی کنند به پای عشق. زبان‌ها در گرو یاد خداست و دل‌ها در گرو ریسمان محبت.

 


آیت الله جوادی آملی: حکمت انجام قربانی، تقرب و تعالی قربانی‏‌کننده و تقوای او به سوی خداست: " لن ینالَ الله لحومُها ولا دماوُها ولکن یناله التقوی منکم"
بنابراین، آنچه به خدا می‏رسد، باطن و روح عمل است. قربانی نیز حقیقتی دارد به نام تقوا، و قداست و تعالی قربانی از آنِ تقواست نه از آنِ گوشت و خون: "
یناله التّقوی منکم"؛ چنانکه هیچ‏یک از مناسک دیگر حج نیز به خدا نمی‏رسند، مگر روح آن‌ها که همان سرّ حج است.
هر عملی که به قصد قربت انجام گیرد قربانی است؛ چنانکه در حدیث است که زکات و نماز قربانی مسلمانان است: «
إنّ الزکاة جعلت مع الصلاة قرباناً لأهل الإسلام»
سرّ قربانی، طبق بیان نورانی امام سجّاد(علیه السلام) این است که‏حج‏گزار و قربانی‏‌کننده با تمسک به حقیقت ورع، گلوی دیو طمع را بریده، او را بکُشد.
سالار شهیدان امام حسین(سلام‏الله‏علیه) از همان آغاز حرکت خود از مدینه به مکّه در سال ۶۰ هجری، قصد عمره مفرده داشت و اصلاً قصد حج تمتع نکرد. به‏هر تقدیر، آن حضرت اگرچه به منا نرفت، لیکن قربانی‌های گرانقدری داد و نیز وجود مبارک خویش را فدا کرد تا مکه و منا بماند. از این‏رو امام سجّاد(سلام‏الله‏علیه) در شام خود را فرزند مکه و منا معرفی فرمود: «
أنا ابْن مکّة ومنی، أنا ابن المروة والصفا»

مناسبت‌ها

ای که ذکر جان ثنای تو یا باقر العلوم

 جمعه۱۳ آبان

شهادت امام محمد باقر(ع)

تو «باقرالعلومی»؛ شکافنده علم‏ها. علمت بر بلندای تاریخ می‏درخشد. ای آینه تمام‌‏نمای دانایی! تو درهای دانش را رو به کویر نادانی باز کرده‏‌ای تا هستی در هوای معطر علمت شکوفا شود.

محصل

 

امام باقر (ع) در زمان حکومت ولید بن عبدالملک به امامت رسیدند که پس از او سلیمان بن عبدالملک و سپس عمربن عبدالعزیز و سپس یزید بن عبدالملک و پس از او هشام بن عبدالملک، یکی پس از دیگری حاکم ممالک اسلامی شدند. امام(ع) با هر یک از آن‌ها به نحو خاصّی برخورد می‌کردند، تا سرانجام هشام(لعنه الله)، امام (ع) را مسموم کرد و به شهادت رساند.
دوران امامت امام محمد باقر ( ع ) از سال
95 هجری که سال شهادت امام زين العابدين (ع) است آغاز شد و تا سال 114 هجری يعنی مدت 19سال و چند ماه ادامه داشت.
امام باقر(ع) چون در اواخر دوران حکومت بنی‌ امیه به سر می‌بردند، از ضعف قدرت حاکمه استفاده نمودند و در
نشر معارف اسلامی، تلاش گسترده‌ای کردند و با مخالفین و صاحبان عقاید مختلف، مناظرات مفصّلی داشتند و به سؤالات شیعیان و مخالفین پاسخ دادند. لذا از آن امام در تمام مسائل فقهی و اجتماعی و حکومتی روایات فراوانی نقل شده است، به‌طوری‌که تقریباً هیچ کتاب روایی نیست مگر این که از امام باقر (ع) در موارد مختلف روایتی ذکر شده است.

 نام مبارک ایشان محمد و لقب آن حضرت باقر يا باقرالعلوم است، بدين جهت که دريای دانش را شکافتند و اسرار علوم را آشکارا ساختند. القاب ديگری مانند شاکر و صابر و هادی نيز برای آن حضرت ذکر کرده‌اند. کنيه امام باقر (ع) "ابوجعفر" است.

محصل

سيرت و صورت ایشان ستوده بود. پيوسته لباس تميز و نو مي‌پوشيدند. در كمال وقار و شكوه حركت مي‌فرموند.
از آن حضرت مي‌پرسيدند: جدت لباس كهنه و كم ارزش مي‌پوشيد، شما چرا لباس فاخر بر تن مي‌كنید؟می‌فرمود: مقتضاى تقواى جدم و فرماندارى آن روز، كه محرومان و فقرا و تهيدستان زياد بودند، چنان بود. من اگر آن لباس بپوشم در اين انقلاب افكار، نمي‌توانم تعظيم شعائر دين كنم.
با همه اصحاب مصافحه مي‌كردند و ديگران را نيز بدين كار تشويق مي‌فرمودند. در ضمن سخنانش مي‌فرمود: مصافحه كردن كدورتهاى درونى را از بين مي‌برد و گناهان دوطرف «
همچون برگ درختان در فصل خزان» مي‌ريزد.

 مناسبت‌ها

امامنا الرئوف، حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام

 شمایید به حق روح محبّت                          

                               شمایید همان مطلق رحمت


مرحوم شيخ طوسى رضوان اللّه تعالى عليه در كتاب رجال خود آورده است:
در يكى از روزها، عدّه‌اى از دوستان امام رضا عليه السلام در منزل آن حضرت گرد يكديگر جمع شده بودند و يونس‌بن عبدالرّحمن نيز كه از افراد مورد اعتماد حضرت و از شخصيّت‌هاى ارزنده بود، در جمع ايشان حضور داشت.
هنگامى كه آنان مشغول صحبت و مذاكره بودند، ناگهان گروهى از اهالى بصره اجازه ورود خواستند.
امام عليه السلام ، به يونس فرمود: داخل فلان اتاق برو و مواظب باش هيچ گونه عكس‌العملى از خود نشان ندهى؛ مگر آن كه به تو اجازه داده شود.
آن‌گاه اجازه فرمود و اهالى بصره وارد شدند و عليه يونس، به سخن چينى و ناسزاگویى آغاز كردند.
و در اين بين حضرت رضا عليه السلام سر مبارك خود را پایين انداخته بود و هيچ سخنى نمى‌فرمود؛ و نيز عكس العملى ننمود تا آن كه بلند شدند و ضمن خداحافظى از نزد حضرت(ع) خارج گشتند.
بعد از آن، حضرت اجازه فرمود تا يونس از اتاق بيرون آيد.

يونس با حالتى غمگين و چشمى گريان وارد شد و حضرت را مخاطب قرار داد و اظهار داشت:
ياابن رسول اللّه ! من فدايت گردم، با چنين افرادى من معاشرت دارم، در حالى كه نمى‌دانستم درباره من چنين خواهند گفت؛ و چنين نسبت‌هایى را به من مى‌دهند.
امام رضا عليه السلام با ملاطفت، يونس بن عبدالرّحمان را مورد خطاب قرار داد و فرمود:
اى يونس! غمگين مباش، مردم هر چه مى‌خواهند بگويند، اين گونه مسائل و صحبت‌ها اهميّتى ندارد. زمانى كه امام تو، از تو راضى و خوشنود باشد هيچ جاى نگرانى و ناراحتى وجود ندارد.

اى يونس! سعى كن، هميشه با مردم به مقدار كمال و معرفت آن‌ها سخن بگویى و معارف الهى را براى آن‌ها بيان نمایى.
و از طرح و بيان آن مطالب و مسائلى كه نمى‌فهمند و درك نمى‌كنند، خوددارى كن.
اى يونس! هنگامى كه تو دُرّ گرانبهایى را در دست خويش دارى و مردم بگويند كه سنگ يا كلوخى در دست تو است؛ و يا آن كه سنگى در دست تو باشد و مردم بگويند كه درّ گرانبهائى در دست دارى ، چنين گفتارى چه تأثيرى در اعتقادات و افكار تو خواهد داشت؟ و آيا از چنين افكار و گفتار مردم، سود و يا زيانى بر تو وارد مى‌شود؟!
يونس با فرمايشات حضرت آرامش يافت و اظهار داشت: خير؛ سخنان ايشان هيچ اهميّتى برايم ندارد.
امام رضا عليه السلام مجدّدا او را مخاطب قرار داد و فرمودند:
اى يونس ، بنابراين چنانچه راه صحيح را شناخته ، همچنين حقيقت را درك كرده باشى؛ و نيز امامت از تو راضى باشد، نبايد افكار و گفتار مردم در روحيّه، اعتقادات و افكار تو كم‌ترين تأثيرى داشته باشد؛ مردم هر چه مى‌خواهند، بگويند.

 

بحارالا نوار: ج 2، ص 65، ح 5، به نقل از كتاب رجال كشّى

 
" رَحِمَ اللهُ عَبْداً أحْيى أمْرَنا، قيلَ: كَيْفَ يُحْيى أمْرَكُمْ؟ وَ قالَ (عليه السلام) : يَتَعَلَّمُ عُلُومَنا وَيُعَلِّمُها النّاسَ "

 « رحمت خدا بر كسى باد كه امر ما را زنده نمايد. سؤال شد: چگونه؟ حضرت پاسخ داد: علوم ما را فرا گيرد و به ديگران بياموزد. »
 

بحارالأنوار: ج 2، ص 30، ح 13
 

َحسِنِ الظَّنَّ بِالله فاِنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَل یَقولُ : اَنَا عِندَ ظَنِّ عَبدی بِی فَلا یَظُنَّ بی الّا خَیراً
گمــان نیــکو به خــداوند داشته باش زیرا خداوند عــز و جل می‌فرماید: من در نزد گمان بنده‌ام حاضرم، پس بنده‌ام جز گمان خیر به من نداشته باش.

جهاد با نفس، ح 147

 

  پست قبلی: سلطان حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام  

 

دوازده ماه تابان

 

منزل لیلی

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://www.roozgozar.com

           مــا و دل ســـودا‌زده ســـرمـسـت الــسـتــیم

                                    بـرگـشته ز مـیخـانــه دو آشـفــتـه مــسـتـیم

 

          بـا افـــسـر سـلـطــانـــی کــــونــیـن بـلــنـدیـم

                                  بـا خــاک در خــاک‌نـشــیـنــان تــــو هـــسـتـیم

 

           مـوهـوم بـود هـستـی مــا، ســرّ تـــو مــوجـود

                                   الـمـنــةلـلـّه کــــه از ایــن واهـمـــه رســتـیـم

 

           بـا عـشـق تـو دیـوانــه و بـا جــام تـو سـرمست

                                    چون نیست شدیم از همه با عشق تو هستیم

 

           پـــیــونــد مـــهــمّــات ز کـــــونــیــن بـــریـــدیـم

                                     بـا رشــتـه پـیــمـان ســـر زلــف تـــو بـســتـیـم

 

           مـا بـــاز قــوی مــــنـزلــت ســاعــد جـــــانــیـم

                                     از بــام جــهــان بــا پـــر افـــراشــتـه جــسـتـیم

 

          زاهد تــو بـرو مـسـجـدی و صـومــعـه‌ای بــاش

                                    مــــا رنـــد خــــــرابــات رو بــــاده پــــرســتــیـم

 

           شـاهـیـن وجــودیـم بــه حــبـس تـــن خـــاکــی

                                    کـــز قــوت پـر ایــن قـفــس تـنــگ شکـستــیـم

 

           صـحـــرای تـــو را آهـــــوی دربــــنــد گــــرفـتــار

                                  دریـــای تــــو را مــاهــی افــتـاده بـه شسـتـیم

 

           گــر زانـــکـه فـقــیـریــم، فــقــیـر در شــاهـــیـم

                                 ور زان‌کـــه خــرابــیم از آن سـاغـــر و دسـتـیـم

 

           ای ساقـی مـســتـان بــه صـفـــا رطــل دمــادم

                                  مـــخـمـور بـمـگـــذار کــه مـا مـــست الــستـیم

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://www.roozgozar.com  

ذکر ملک ثنای تو، یا حضرت جواد

جمعه ۶ آبان

 شهادت مظلومانه جوانترین شمع هدایت و نهمین بحر کرامت، تسلیت و تعزیت.
ذکر ملک ثنای تو، یا حضرت جواد                                 دل زنـده از ولای تو، یا حضرت جواد
قرآن کند ثنای تو، یا حضرت جواد                                حاتم کم از گدای تو، یا حضرت جواد
جان جهان فدای تو، یا حضرت جواد                                 من کیـستم؟ غلام تو یا حضرت جواد

نام تو خود بارش است؛ ای خدای جود و ای جود خدا، ای خردسالِ علم در مکتب امامت تو به بلوغ رسیده! ای شهادت، در سوگ جوانیت زهر غم نوشیده!

نام تو خود بارش است، بر من ببار ای هر چه جود از وجود تو وام گرفته...

حضرت جواد(ع) دهم ماه رجب سال 195 هجري قمري در مدينه منوره چشم به جهان گشودند. نام نامي‌شان محمد است. کنیه ایشان ابوجعفر ثانى و القابشان جوادالا ئمّه، تقى، قانع، نجيب، رضی، متقی، زکی، مرتضی و... می‌باشد. پدر بزرگوارشان حضرت رضا(ع) و مادر ارجمندشان بانويى مصرى تبار به نام سبيكه است.
پيشواى نهم در سن
8 سالگى عهده‌دار مقام امامت گشت. امامت آن حضرت، هفده سال و چند ماه به طول انجامید. دوران امامت ‏آن حضرت با دو نفر از خلفاى ستم پيشه عباسى، مأمون و معتصم مقارن بود.
امام جواد(ع) در سن جوانی در حالی که
۲۵ سال و چند ماهی از عمر شریفشان گذشته بود در30 ذی القعده سال ۲۱۹ به شهادت رسیدند.

چون هنگام شهادت امام ما، جواد نزدیک شد، امام، فرزندش علی الهادی و جمعی از شیعیان خاص و محبین مطمئن را فراخواند. ودایع و مواریث انبیا را به حضرت هادی تسلیم کرد و به دیگران فرمود: «امام پس از من علی است. امر او، امر من است. کلام او کلام من است و اطاعت از او، اطاعت از من و اطاعت از خداست. و سکوت کرد.
یک نفر پرسید: «پس از او امام کیست؟» فرمود: «فرزندش حسن.»
یک نفر پرسید: «پس از حسن، امام کیست؟» اشک در چشمان امام ما، جواد جمع شد، بغض گلویش را گرفت و شروع به گریه کرد و گریه‌اش لحظه به لحظه شدت یافت. و در میان گریه فرمود: «پس از حسن، فرزندش مهدی منتظر و قائم به حق امام است.»
یک نفر پرسید: «یابن رسول الله! او چرا قائم نامیده شده است؟» امام ما، جواد فرمود: «به این دلیل که او به امر امامت قیام می‌کند، در آن زمان که یادش فراموش شده و اکثر قائلین به امامت، به وادی ارتداد غلتیده‌اند.»
یک نفر پرسید: «چرا منتظَر نامیده می‌شود؟» امام ما، جواد فرمود: «به این دلیل که غیبتش به طول می‌انجامد و مخلصان انتظار ظهورش را می‌کشند و تردیدکنندگان به وادی انکار می‌افتند و منکران یادش را مسخره می‌کنند و منافقان به تکذیبش برمی‌خیزند و شتاب‌آلودگان هلاک می‌شوند و مسلمین نیز به ورطه نابودی می‌افتند.»

آسمانی‌ترین مهربانی؛ سید مهدی شجاعی

ثَلاثُ خِصال تُجْلَبُ بِهَا المَوَدَّهُ: أَلاِْنْصافُ، وَ الْمُعاشَرَهُ وَالْمُواساهُ فِى الشِّدَّهِ وَ الاِْنْطِواءُ عَلى قَلْب سَلیم.
"سه چیز است که به وسیله آن دوستى حاصل گردد: انصاف، و معاشرت و هم‌یارى در وقت سختى و سپرى نمودن عمر با قلب پاک"


المؤمن یحتاج إلى توفیق من اللَّه و واعظ من نفسه و قبول من ینصحه.
"مؤمن نیاز دارد به توفیق از طرف خدا و به پندگویى از نفس خود که ‏پیوسته او را موعظه کند. و به پذیرش از هر کسى که اندرزش دهد"

 

الثقه باللَّه تعالى ثمن لکل غال و سُلّم لکل عال.
"اعتماد به خداوند تعالى‏ بهاى هر چیز گران و نردبانى است براى‏رسیدن به هر امر والا"
 

مناسبت‌ها

سلطان حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام

سلام ای همۀ دار و ندارم...سلام ای همۀ صبر و قرارم

 

نام: علی علیه السلام
لقب: رضا
کنیه: ابوالحسن
نام پدر: امام موسی علیه السلام
نام مادر: نجمه
تاریخ و محل تولد: 11 ذیقعده سال 148 هجری، مدینه
مدت امامت: 20 سال
مدت عمر شریفشون: 55 سال
تاریخ شهادت: آخر صفر سال 203 ق
مرقد شریفشون: مشهد مقدس، ایران

دوران امام رضا علیه السلام
دورانی که امام رضا(ع) در آن می‌زیستند، عصر شکوفایی علم و سرازیر شدن علوم مختلف ملل سرزمین‌ها و تداخل فرهنگی مردمان آن روزگار بود. در این زمان پیشرفت علوم باعث پیدایش افکار و عقائد انحرافی و مشرب‌های فکری گوناگون کلامی و فلسفی شده بود که همین امر چالشی جدی دربرابر عقائد و آموزه‌های ناب اسلامی و شیعی به شمار می‌رفت. امام رضا(ع) با درک این خطرات و تهدیدها، به روشنگری‌های فراوان در زمینه تبیین عقائد اسلامی و نمایاندن راه مستقیم الهی اقدام نمودند.
امام در این زمان از نظر سیاسی کاملاً محدود و قیام‌های اجتماعی علیه حاکمان عباسی روبه فزونی گذاشته و بحران‌های فکری و سیاسی بر جامعه حاکم بود.

عصر رونق علمی
در عصر امام رضا(ع) نیز منازعات معتزله و اشاعره و فرقه‌های دیگر رواج داشت، بیت الحکمه تأسیس و با ترجمه آثار یونانیان افکار فلسفی و عقلی به جهان اسلام وارد شد و همین امر علمای اسلامی را به تکاپو واداشت تا پاسخ این شبهات و سؤالات را بیابند.
دوره مأمون اوج منازعات کلامی بود.
مناظرات کلامی امام با رهبران مذاهب دیگر
امام رضا(ع) علاوه بر رفع نیازمندی‌های فکری و علمی شیعه و پیروان خویش و زدودن شبهات از چهره اسلام اصیل و دفاع از ارکان اصلی دین و اصول آن مثل توحید، نبوت، قرآن و امامت و... در مناظرات کلامی و علمی برای هدایت آنها شرکت می‌فرمودند.

و قولُکم حکم و حَتم و رأیکم علم و حلم و حَزم...

 تزاوَرُوا تحـابـوا و تصـافحُـوا و لا تحـاشمـوا
به دیدن یکدیگر روید تا یکدیگر را دوست داشته باشید و دست یکدیگر را بفشارید و به هم خشم نگیرید.

 بحارالانوار،ج78،ص 347

خیارکم الینکم مناکبة و اکرمهم لنسائهم
بهترین شما کسی است که در برخورد با مردم نرم‌تر و مهربان‌تر باشد و ارزشمندترین مردم کسانی هستند که با همسران‌شان مهربان و بخشنده‌اند. 

دلال الامامه و کنزالعمال ، ج‌ 7، ص225

دوازده ماه تابان 

گر از سر کویت بروم رو به که آرم؟

اگر يه خدايی داشتيم که می‌گفت بنده من اگه گناه من رو بکنی و از درگاه من بری بيرون، ديگه راه بازگشت نداری، چيکار بايد می‌کرديم؟ اگه خدا تواب نبود...
چه خدای مهربونی... نه تنها راه بازگشت و توبه رو برامون باز گذاشته، بلکه نسبت به بازگشت‌مون از خودمون مشتاق‌تره.خدايی که وقتی از پيشش ميری همه جا دنبالت مياد و به هر بهانه‌ای همه اسباب و وسايل رو فراهم می‌کنه که دوباره راه بهشتش رو پيدا کنی و برگردي تو آغوشش. تازه وقتی برمي‌گردي نه تنها دعوات نمي‌کنه، بلکه با نوازش، زخم بال‌هات رو التيام مي‌بخشه و ميگه عزيز من کجا رفتي؟ من براي تو بهترين جاهارو توي کاخ پادشاهيم در نظر گرفته بودم. خرابه‌هاي دنيا جاي تو نبود...
اون وقته که با شنيدن صداش چشمانت پر از اشک ميشه و مثل هميشه، خسته و پشيمون جلوش زانو ميزنی و ميگی:
مهربانم!


من بی کسم و جز تو خدايی که ندارم                 گــر از سر کـويـت بروم رو به که آرم
بـر خـاک درت گــريـه‌کـنان سـر بگـذارم                 خواهم که به آمرزش تو جان بسپارم

  اين است دعاي شب و ذکر سحر من



مثنوی (7)

 

ادامه نوشته

یاکریم


کسی که کریمه، به لیاقت شخص نمیده، این‌که نگاه کنه ببینه اون فرد چی آورده، حالا به همون اندازه هم بهش بده، نه اینطور نیست! کسی که کریمه، عادتش بخشش شده، یعنی حتی نگاه نمی‌کنه به کی داره میده. وقتی من خدا رو این‌طور ببینم و با این صفت باورش کنم، دیگه نگران این نیستم که ای وای من که گناهکارم، من که روسیاهم، خدا من رو نگاه نمی‌کنه، نه! اون‌وقته که دیگه راحت‌تر می‌تونم باهاش ارتباط برقرار کنم. با کریمان کارها دشوار نیست! اصلاً پیش یک کریم، بی‌ادبیه که بخوایم به داشته‌های خودمون نگاه کنیم.

 

 

وقتی خدا رو کریم ببینم، همش چیزای بزرگ ازش می‌خوام، خودم رو مشغول چیزهای ریز نمی‌کنم. چون معمولاً وقتی با بخیل طرفیم، سعی می‌کنیم خواسته‌هامون رو هم توی کوچولو موچولوها خلاصه کنیم چون احتمال می‌دیم خواسته‌های بزرگمون رو برآورده نمی‌کنه، اما از کریم باید بزرگ خواست، زیاد خواست، حیفه به کوچولوها بسنده کرد!
یه فردی که کریمه همه رو به یه چشم نگاه می‌کنه. گلچین نمی‌کنه. مثلاً نمیگه من با فلان دوستم صمیمی‌ترم به اون بیشتر بها بدم و به اون یکی کمتر!
اهل دو دوتا 4 تا نیست. حالا اگه این‌ خوبی از من بروز کرد، چه جوری می‌خواد جواب بده و ...
کریم قبل از این‌ که کسی ازش درخواست کمک کنه، به حکم کریم بودنش، نیاز طرف رو متوجه می‌شه و هنوز دست طرف دراز نشده برای عرض حاجت، داده و رفته.
کسی که کریمه، حساب نمی‌کنه که ممکنه برای خودش کم بیاره، معمولاً بی‌حساب میده.

ما چطور می‌تونیم مثل خدا کریم باشیم؟

 

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

 سلامی‌ها (۶)

ادامه نوشته