سلطان حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام
سلام ای همۀ دار و ندارم...سلام ای همۀ صبر و قرارم
نام: علی علیه السلام
لقب: رضا
کنیه: ابوالحسن
نام پدر: امام موسی علیه السلام
نام مادر: نجمه
تاریخ و محل تولد: 11 ذیقعده سال 148 هجری، مدینه
مدت امامت: 20 سال
مدت عمر شریفشون: 55 سال
تاریخ شهادت: آخر صفر سال 203 ق
مرقد شریفشون: مشهد مقدس، ایران
دورانی که امام رضا(ع) در آن میزیستند، عصر شکوفایی علم و سرازیر شدن علوم مختلف ملل سرزمینها و تداخل فرهنگی مردمان آن روزگار بود. در این زمان پیشرفت علوم باعث پیدایش افکار و عقائد انحرافی و مشربهای فکری گوناگون کلامی و فلسفی شده بود که همین امر چالشی جدی دربرابر عقائد و آموزههای ناب اسلامی و شیعی به شمار میرفت. امام رضا(ع) با درک این خطرات و تهدیدها، به روشنگریهای فراوان در زمینه تبیین عقائد اسلامی و نمایاندن راه مستقیم الهی اقدام نمودند.
امام در این زمان از نظر سیاسی کاملاً محدود و قیامهای اجتماعی علیه حاکمان عباسی روبه فزونی گذاشته و بحرانهای فکری و سیاسی بر جامعه حاکم بود. عصر رونق علمی
در عصر امام رضا(ع) نیز منازعات معتزله و اشاعره و فرقههای دیگر رواج داشت، بیت الحکمه تأسیس و با ترجمه آثار یونانیان افکار فلسفی و عقلی به جهان اسلام وارد شد و همین امر علمای اسلامی را به تکاپو واداشت تا پاسخ این شبهات و سؤالات را بیابند.
دوره مأمون اوج منازعات کلامی بود.
مناظرات کلامی امام با رهبران مذاهب دیگر
امام رضا(ع) علاوه بر رفع نیازمندیهای فکری و علمی شیعه و پیروان خویش و زدودن شبهات از چهره اسلام اصیل و دفاع از ارکان اصلی دین و اصول آن مثل توحید، نبوت، قرآن و امامت و... در مناظرات کلامی و علمی برای هدایت آنها شرکت میفرمودند.
و قولُکم حکم و حَتم و رأیکم علم و حلم و حَزم...
تزاوَرُوا تحـابـوا و تصـافحُـوا و لا تحـاشمـوا
به دیدن یکدیگر روید تا یکدیگر را دوست داشته باشید و دست یکدیگر را بفشارید و به هم خشم نگیرید.
بحارالانوار،ج78،ص 347
خیارکم الینکم مناکبة و اکرمهم لنسائهم
بهترین شما کسی است که در برخورد با مردم نرمتر و مهربانتر باشد و ارزشمندترین مردم کسانی هستند که با همسرانشان مهربان و بخشندهاند.
دوازده ماه تابان
+ نوشته شده در جمعه ۸ مهر ۱۳۹۰ ساعت توسط هم سفر
|

وقتي حيات خلوت دلها، پرشده است از ازدحام "روزمرگي"، جا براي خدا هم تنگ ميشود! بايد جايي ميساختيم، شبيه خانۀ شيشهاي ماهيها، که گاهي دل تنگمان را مثل ماهي قرمز لغزاني از تنگ سينه بيرون آوريم و هجرت کنيم به آبي زلالش!