یا امام هادی (ع)

ای طلعت زیبای تو خورشیـــد هدایت
ای گـــوهر رخشندۀ نه بحـــر ولایت
ذات ازلـــــی را زازل دســـــت عنایت
فضل و کرم و جود تو را نیست نهایت
بـودنـــــد امامان همـه هادی ره نـور
بین همـه نام تو به هادی شده مشهور
ما نـــور ولایت ز کـــــلام تو گرفتیم
ما وحـــــــی خدا را ز پیام تو گرفتیم
ما کــــوثر توحیـــد ز جام تو
گرفتیم
ما خط خود از مشی و مرام تو گرفتیم
تا صبح جزا رو به روی خاک تو داریم
ما جامــعه را از نفس پـاک تـو داریم
ای سامــــرهات کرب و بلای دگر ما
بر خـاک درت تا ابدالدهـــــر سر ما
وصـف تو دعـای شب و ذکر سحر ما
مهـــــر تـو بـه بـازار قیامـت ثـمر ما
عالـــم بـه ولای تو ننازد به چه نازد؟
«میثم» به ثنای تو ننازد به چه نازد؟
وقتي حيات خلوت دلها، پرشده است از ازدحام "روزمرگي"، جا براي خدا هم تنگ ميشود! بايد جايي ميساختيم، شبيه خانۀ شيشهاي ماهيها، که گاهي دل تنگمان را مثل ماهي قرمز لغزاني از تنگ سينه بيرون آوريم و هجرت کنيم به آبي زلالش!