من و تا قیامت دلی پر خون...

حسین جانم...
تو مرو گر بروی جـــــان مرا با خـــود بر
ور مرا مینبری با خود از این خوان تو مرو
هست طومــــــــــار دل من به درازی ابد
برنوشته ز سرش تا ســــوی پایان تو مرو
+ نوشته شده در پنجشنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۱ ساعت توسط هم سفر
|
وقتي حيات خلوت دلها، پرشده است از ازدحام "روزمرگي"، جا براي خدا هم تنگ ميشود! بايد جايي ميساختيم، شبيه خانۀ شيشهاي ماهيها، که گاهي دل تنگمان را مثل ماهي قرمز لغزاني از تنگ سينه بيرون آوريم و هجرت کنيم به آبي زلالش!