عاشقی کار حسین کربلاست...
و قاضی درس توحید و بندگی را از حسین علیه السلام میآموزد. ببین از این بارگاه چه گوهرها ربوده که میفرماید:
«آیت الله قاضی شبهای جمعه تا صبح در حرم سیدالشهدا علیه السلام میایستاد و هیچ چیز نمیگفت( نه زیارتی و نه...) تنها تماشا میکرد.»

او عظمت مقام امام را درک میکند، معنای امین الله، خلیفه الله و ثارالله را در مییابد و از آن بزرگی و عظمت، نفس در سینهاش حبس شده، در مقام حسین علیه السلام متحیر میماند که:
لیک اگـــر عشق این و اینش ابتلاست
عاشقـــی کار حســــــــین کربلاست
اندر این صحــــــرا جز او دیار نیست
صعــــوه را بر قاف عنقـــا بار نیست
جز حسین این ره به سر نابرده کـس
عشق اگر این است عاشق اوست بس
بر گرفته از کتاب عطش
انتشارات موسسه فرهنگی مطالعاتی شمس الشموس
وقتي حيات خلوت دلها، پرشده است از ازدحام "روزمرگي"، جا براي خدا هم تنگ ميشود! بايد جايي ميساختيم، شبيه خانۀ شيشهاي ماهيها، که گاهي دل تنگمان را مثل ماهي قرمز لغزاني از تنگ سينه بيرون آوريم و هجرت کنيم به آبي زلالش!