سِلمً لمَن سالَمَکُم...
سِلمً لمَن سالَمَکُم..سِلمً لمَن سالَمَکُم، یعنی من که الان، به اونهایی که شما رو تنها نگذاشتن دستم نمیرسه، حداقل با محبینتون که توی این عصر، زندگی میکنن، با سِلم رفتار میکنم.
یعنی من ملاک نیستم، ملاک شمایید. هر کسیکه محبت شما تو دلشِ، حتی اگه دشمنم هم باشه، دوستش دارم، و هر کسیکه بغض شما تو دلشِ، حتی اگه عاشقم هم باشه، نسبت بهش بغض دارم.

سِلمُ لمَن سالَمَکُم یعنی با شیعیان شما مدارا میکنم، یعنی قدر دوستانتون رو میدونم، میدونم این محبت، کم گنجی نیست، تو هر دلی که باشه، اون رو گرونقیمت میکنه.
مگه میشه کسیکه تمام وجودش پر از ائمه و خداست، بخوام باهاش دشمنی کنم؟ این بغض خداست دیگه، بغض ائمه است دیگه.
با این ملاک اگه بخوایم زندگی کنیم، خواهیم دید که چهقدر از مشکلاتمون با دیگران، حل خواهد شد؛ چهقدر کینهها، تبدیل به محبت میشه. راننده تاکسی که میخواد ازم بیشتر کرایه بگیره، زود جوش میآرم، دلم سنگ میشه، اما ملاکم اگه این باشه، دیگه تو این موقعیت، خدا از من بدخلقی نخواهد دید؛ این راننده تاکسی، شیعه شماست، محب شماست، و بههمین دلیل هم برای من، دوستداشتنیِ.
سِلم یعنی من تسلیمم، نه در مقابل شما، شما که جای خود داره، در مقابل محبان شما هم تسلیمم.
یعنی به عشق شما، دشمنیم رو با این کسیکه محب شماست، کنار میگذارم، و خودم رو میندازم زیر پاش. ملاک و مناط دوستی و دشمنی، توی این عالم، یک چیزه، اونم شمائید، نه خودم، نه نفسم.
و خلاصه، سِلمً لمَن سالَمَکُم یعنی بیچاره! هر کسیکه مولا رو دوست داره، مولا هم اون رو دوست داره، چرا داری بهش بدی میکنی؟ چرا خودت رو ملاک قرار میدی؟ این کسیکه بهخاطر خصومت شخصی، داری بهش بیمحلی میکنی، صاحب داره، معنی سِلمً لمَن سالَمَکُم همینه.
وقتي حيات خلوت دلها، پرشده است از ازدحام "روزمرگي"، جا براي خدا هم تنگ ميشود! بايد جايي ميساختيم، شبيه خانۀ شيشهاي ماهيها، که گاهي دل تنگمان را مثل ماهي قرمز لغزاني از تنگ سينه بيرون آوريم و هجرت کنيم به آبي زلالش!