فدای حضرت هادی(ع)

جامعه کبیره، یکی از میراث گرانبهای امام هادی علیه السلام است. حضرت علامه جوادی آملی در کتاب ادب فنای مقربان در عظمت این زیارت می فرمایند: زیارت جامعه منشور بلند امامت و هدایت است که سیل گونه از کوهسار وجود هادی امت حضرت ابوالحسن ثالث، علی بن محمد النقی (علیه و علی آبائه و ابنائه افضل الصلوه و السلام) سرازیر شده است. این منشور بلند، هرچند که در لباس شرح فضایل و کمالات انسان های کامل و خلفای برجسته الهی، یعنی اسوه طاها و یاسین، ائمه اطهار بیان شده است، لیکن معارف عمیق و توحیدی-ولایی آن بسان سیلی بنیان کن، اساس شرک و دوگانه پرستی و بنیاد بیگانه گرایی را بر می کند و با پیشروی به سوی دشت و دمن امت اسلام، تشنه کامان حقیقت و معرفت ناب نبوی و ولوی را سیراب میکند.

 

قالَ الإمامُ الهادى عليه‏السلام: اُذْكُـرْ حَسَـراتِ التَّـفْريـطِ بِـأَخْـذِ تَقْـديمِ الْحَـزْمِ

امام هادى عليه‏السلام فرمود:

حسرت وپشيمانىِ ‏كوتاهى در انجام‏ كارها را به ياد آور و بـا تصميم جــدّى و تدبير جبـران كن.

یا جواد الائمه (ع)

قالَ الإمام الجواد علیه السلام: خَفْضُ الْجَناحِ زینَهُ الْعِلْمِ، وَ حُسْنُ الاْدَبِ زینَهُ الْعَقْلِ، وَ بَسْطُ الْوَجْهِ زینَهُ الْحِلْمِ.
«كشف الغمّه، ج ۲، ص ۳۴۷»

امام جواد - علیه السلام - فرمود:

تواضع و فروتنی زینت بخش علم و دانش است،
ادب داشتن و اخلاق نیك زینت بخش عقل می باشد،
خوش رویی با افراد زینت بخش حلم و بردباری است.

امام محمد تقی علیه السلام 

مقام:

 امام نهم

نام:

 محمّد

لقب:

 جواد، التقی

کنیه:

 ابو جعفر

نام پدر:

 علی

نام مادر:

 خیزران (سبیکه)

روز ولادت(ه ق):

 ۱۰ رجب سال ۱۹۵ه ق

مکان ولادت:

 مدینه

مدت امامت(ه ق):

 ۱۷ سال

مدت عمر(ه ق):

 ۲۵ سال

روز شهادت(ه ق):

 ۳۰ ذیقعده سال ۲۲۰ ه ق

محل دفن:

 کاظمین

صلی الله علیک یا امامنا الصادق

 

 

آیت الله جوادی آملی: حضرتش که به صادق(ع) ملقّب شد، انسانها را به فراگیری صدق دعوت می‌کند و چنین می‌گوید:

تَعَلَّمُوا الصِّدقْ قَبلَ الحَدیث
قبل از سخن گفتن، ادب صداقت را بیاموزید

خواه سخن مربوط به امور نظری باشد، حقّ بگوئید؛ خواه مربوط به امور عملی باشد، صادق باشید. تا انسان میزان صدق نشد، به صداقت آگاه نیست. وقتی به صداقت آگاه نشد، معیار سخن در اختیار او نیست. نه می‌تواند سخن بگوید، نه می‌تواند سخن سخنوران را بسنجد.
زیرا معیار سخن، صدق است و این صدق با جان انسان صادق عجین است. و تا روح صادق نبود، هرگز انسان میزان سخن نخواهد داشت.

اكثـروا من الدعاء, فان الله يحب مـن عباده الذين يدعونه, وقد وعد عباده المومنين الاستجابه والله مصير دعاء المـومنين يوم القيامه لهم عملا يزيدهـم به فى الجنه
زياد دعا كنيد، زيرا خداوند بندگان دعا كـن خود را دوست دارد و به بندگان مومنـش وعده اجابت داده است, وخداوند در روز قيامت دعاى مـومنان را از كردارشان محسـوب دارد و ثـوابـش را بـا بهشت فزايد.

تحف العقول ص 314

دوازده ماه تابان

صلی الله علیک یا امام محمد باقر

سلام ای پسر حضرت زهرا
                       همانا که شما علم خدایید، همان حلم خدایید
                                         شما دست خدا قدرت اویید، شما چشم خدا منبع نورید
                                                             شما خاص به برهان وجودید، شما حجت بر بود و نبودید

ابو ثمامه گوید: حضور امام باقر(ع) رسیدم و عرض کردم: فدایت شوم! من مردی هستم که می‌خواهم در مکه اقامت گزینم، ولی یکی از پیروان مذهب مرجئه از من طلبکار است و من به او مدیون می باشم. نظر شما چیست؟ (آیا بهتر است که به وطنم بازگردم و بدهکاریم را به آن مرد بپردازم، یا با توجه به این که مذهب آن مرد مذهب باطلی است، می‌توانم پرداخت بدهی خود را به تأخیر انداخته، همچنان در مکه بمانم؟)
امام فرمود: به سوی طلبکار باز گرد و قرضت را ادا کن و مصمم باش به گونه‌ای زندگی کنی که هنگام مرگ و ملاقات خداوند، طلبی از ناحیه دیگر بر عهده تو نباشد، زیرا مؤمن هرگز خیانت نمی‌کند.

علل الشرایع ۵۲۸

دوازده ماه تابان 

تویی شاه و امیرم یا حسین


 برو كربلا ببين كه با چه بينشي امام حسين(ع) از همه چيزش گذشت، بي‌خيالي اصحاب با چه ديدي بوده، حضرت زينب(س) با چه نگاهي صبر كردند... الله اكبر... همه حرف امام(ع) همين بود. مي‌خواست اينو بگه كه مني كه نماينده خدام براي خدا، براي بقاي خدا بايد همه چيزم رو فدای حضرتش كنم.
بينش و جهان‌بيني امام حسين(ع) پر از لطافته. امام حسين(ع) از حركتش توي مدينه مي‌خواست بزرگي خدا رو بهمون نشون بده، مي‌خواست يک شمه‌اي از عشقبازي با خدا رو نشونمون بده، مي‌خواست بهمون بفهمونه اوني كه اصله خداست، اوني كه بايد معيار قرار بگيره رضاي خداست.
هر سال ماجراي عشق‌بازي امام حسين(ع) و عاشورا اتفاق ميفته تا تلنگری براي ما باشه كه اصل بودن خدا و ملاك و معيار بودن رضاي الهي كليشه نشه.
و چون كل يوم عاشورا و كل أرض كربلا، پس هر روز و هر لحظه بايد براي خدا بود، به خاطر رضاي خدا محبت كرد، مهرباني پاشيد و به خاطرش گذشت و تغافل و اغماض و چشم‌پوشي كرد، بايد لطيف بود و لطيف شد به خاطر لطافت خدا.
امام حسين(ع) بهمون ياد ميده كه اومدي اين دنيا تا خدایي بشي. اومدي تا فقط اونو عبادت كني. بايد از همه چي بگذري، از خودنمايي، از تنبلي، از تند و تيز جواب دادن، از خشم و غضب بايد بگذري، فقط به خاطر اون بايد خوب بشي. باید از خودت هم بگذری... و برای او بشی.
دوازده ماه تابان

نه مراست قدرت آن که دم زنـم از جـلال تــو

 

نه مراست قدرت آن که دم زنـم از جـلال تــو یا عـلی

نه مـرا زبان که بیــان کنـم صفـت کمـال تــو یا عـلی
شده مات عقــل موحدین همـه در جمـال تــو یا عـلی
چو نیــافت غیــر تـو آگهـی ز بیــان حــال تو یا عـلی

نبـرد به وصـف تو ره کسـی مگر از مقـال تو یا علی

توئی آن که مستـی ما خلق شـده بر عطای تو مستدل
ز محیط جـود تو منتشــر قطــرات جـان رشحات دل
به دل تو چون دل عـالـمی، دل عـالـمی شــده متصـل
نه همین منم ز تو مشتعل نه همیـن منم به تو مشتغل

دل هـر که می‌نـگرم در او، بـود اشتـعال تـو یا علی

توئی آن که میم مشیتت زده نقش صورت کاف و نون
فلک و زمیـن به اراده‌ات شده بی‌سکون شده با سکون
به کتاب علم تو منــدرج بود آن چه کانَ و ما یکــون
توئی آن مصــور ما خلــق که مـن الظواهـر و البطـون

بـود ایـن عـوالـم کـن فـکان، اثـر فعـال تـو یـا  علی

تو همـان ملیک مهیـمنی که بهشت و جنت و نه فلک
شـــده ذکـــر نـام مقـدســت همــه ورد اَلسنه ملک
پی جستجـوی تو سالکان به طریقت آمده یک به یک
به خــدا که احمـد مصطفـی به فلک قدم نزد از سمک

مگر آن که داشت در این سفر طلب وصال تو یا علی

تو همــان تجــلی ایزدی که فــراز عرشـی و لا  مکان
دهــد آن فــواد و لسـان تو ز فـروغ لوح و قلم نشان
خبـری ز گردش چشـم تو حـرکات گـردش آسمـان
تو که رد شمــس کنی عیــان به یکی اشــاره ابـروان

دو مسخـر آمده مهـر و مـه هله بر هـلال تو یا علی

فؤاد کرمانی

دوازده ماه تابان

برو ای گدای مسکین در خانه علی زن

مولای من یا علی جانم
أُشْهِدُ اللَّهَ وَ أُشْهِدُکُمْ أَنِّی مُؤْمِنٌ بِکُمْ وَ بِمَا آمَنْتُمْ بِهِ کَافِرٌ بِعَدُوِّکُمْ وَ بِمَا کَفَرْتُمْ بِهِ....

 

    لا سیدی الا علی
          می و میخانه، علی
                ساقــی پیمانه، علی
                    روز و شب حرف دلِ
                        عاشــقِ دیوانه، علی
                                دم همه دم علی علی

 


مرحوم آقا جان کوهستانی همواره افتخار می‌کرد امام و مقتدایش حضرت علی علیه السلام است و بر این نعمت عظمی خدا را شکر می‌کرد و در این جمله کوتاه ارادتش را اظهار کرد: «خدا یک علی داشت الحمدالله آن هم امام ما شد.»

مرحوم کل احمد آقا (کربلایی احمد میرزا حسینعلی تهرانی): «هیچ چیز در عالم، مثل یا علی گفتن، روح انسان را مست نمی‌کند. هرگاه یک یا علی از سر اخلاص بگوییم و ذکر مولی را عاشقانه سر دهیم، بواسطه همان ذکر، فرشته‌ای خلق می‌شود که تا ابدالدهر، خدا را عبادت می‌کند؛ و ثواب آن عبادت را به حساب من و توی علی‌گو، می‌ریزند.»


کلامکم نور و امرکم رشد

«شیعتنا المتباذلون فی ولایتنا، المتحابّون فی موّدتنا المتزاورون فی احیاء امرنا، الذین ان غضبوا لم یظلموا و ان رضوا لم یسرفوا، برکة علی من جاوروا، سلم لمن خالطوا » کافی/ ج2 / ص 73 / ح 1
حضرت امام علی علیه السلام فرمودند: شیعیان ما کسانی هستند که در راه ولایت ما از خود بذل و بخشش نشان می‌دهند، و در راه مودت ما همدیگر را دوست دارند. به جهت زنده نگهداشتن امر ما به زیارت یکدیگر می‌روند. در حال غضب به کسی ظلم نمی‌کنند و در صورت رضا اسراف نمی‌نمایند، برای همسایگان خود مایه برکتند و با کسانی که معاشرت می‌کنند پیام آوران صلح و صفا و صمیمیتند.

 دوازده ماه تابان

و الرحمه الموصوله

و الرحمه الموصوله... شما رحمت موصوله و پیوسته هستید... روایت داریم که فرمود خداوند رحمت رو وقتی خلق کرد، صد قِسمِش کرد، یک قِسم از اون رحمت، رحمتیه که به عالم، به عالمیان داده. کل محبت و عطوفتی که توی عالم دارید می‌بینید داخل در اون یه دونه رحمتیه که خداوند توی این عالم قرار داده: محبت، عاطفه‎ایی که پدر و مادر به بچه‌هاشون دارند، بچه‌ها نسبت به پدر و مادرها، زن و شوهر نسبت به هم، اعضاء خانواده به هم، آدم‌ها به همسایه‌شون، به فامیل‌هاشون، به دوستاشون دارند، عشق‌هایی که بوجود میاد، همین عشق‌های مجازی و محبت و عاطفه‌ای که حیوانات نسبت به همدیگه دارند و... داخل همون یه دونه رحمتیه که خدا توی این عالم منتشر کرده.

روایت داریم حضرت فرمود کل رحمت الهی صد قِسمه. یک قِسمش رو به کل عالم پخش کرده، اون یک قِسم و نود و نه تای دیگه رو به ما اهل بیت داده. یعنی شما وقتی مواجه می‌شید باهاشون، عاطفه معمولی فرزند به پدر، پدر به فرزند نیست. عاطفه این دنیاییِ دو تا دوست نیست. وقتی یه دونه از این رحمت، این همه عشق‌آفرینی کرده توی عالم، این همه توی آدم‌هایی که همدیگه رو دوست دارند دلتنگی بوجود میاره، اشک شوق بوجود میاره از دوریشون، از نزدیکی‌شون، همه اینها توی اون یه دونه محبت و تو اون یه دونه رحمته. حالا ببین اگه یه کسی نود و نه تای دیگه رو به اضافه این یه دونه داشته باشه، اون هم متصلا...

 


جلوی امام زمان فوری یاد دلگیری‌های حضرت از خودمون نیفتیم. جلوی امام زمان فوری یاد اذیت‌هایی که ماها به حضرت رسوندیم نیفتید. باشه ادب... اما اگه ادب بنا باشه لباس ضد آبی باشه که نتونی از اون رحمت موصوله متصل استفاده کنی...

 اینه که تو رو خدا با امید، امید، امید...

دوازده ماه تابان

سلااام ای همه‌ی دار و ندارم


یا اباصالح

تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت... من همه محو  تماشای نگاهت... ای سراپا زیبایی من این همه عشق رو کجا بریزم؟ چطوری احساسم رو نسبت به تو به زبان بیارم؟ تو بی‌نیازی از حمد و ثنای من، ولی من... منو لبریز کردی... منو پر کردی. وجودم سراسر نیاز شده برای مدح و ثنای تو... برای گفتن از تو. اما واژه‌ها چقدر ناتوانند! عجز خودم رو تو ستایش تو می‌بینم. ای لایوصف... ای لا یُدرَک... سبحان الله.... به خدا وجودت در بنی آدم غریبه... تو چطور بین ما هستی؟ تو رو زمین چی کار می‌کنی؟! آخه ای عالم پاکی‌ها و لطافت‌ها.. تو و زندگی بین ما خاکی‌ها؟

سبحان الله که هرچی مدحت کنم باز تو بالاتری... زیباتری... بزرگ‌تری... پاک‌تری... خوب‌تری.

بهشت من... سرشت من... همه هستی من... دیوانگی و جنون من... قرار من... بی‌قراری من... زندگی من... همه چی من... تو... تو... تو...

کم آوردم خدا... باور کن تو عظمت عشق مهدی تو کم آوردم خدا... عشقش کوه رو متلاشی  می‌کنه... من حقیر و ناتوان رو چرا باید نگه داره؟ 

با تو گفتم حذر از عشق ندانم... سفر از پیش تو هرگز نتوانم... نتوانم... نتوانم...

دوازده ماه تابان

السلام علیک یا ابالحجه

 

 امام حسن عسکری علیه السلام:

"تا آنجا که تحمّل دارى، درخواست و سؤال مکن، زیرا  براى هر روزى، رزق جدید است و بدان که پا فشارى و اصرار در سؤال و کمک ‏خواستن هیبت‏  انسان را از بین می‌‏برد و باعث رنج و سختى می‌‏گردد. صبر پیشه کن تا خداوند درى به  روى تو باز کند که گذشتن از آن براى تو سهل و آسان باشد. پس بر چیدن میوه‌اى که  نرسیده است عجله مکن، چرا که در وقت مناسب، آن را به دست خواهى آورد.

و بدان، تدبیرکننده کارت به وقتى که‏ کارت را اصلاح  کند آگاه‌تر است. به اختیار او در همه امور خود که به نفع توست ‏اطمینان کن؛ و در  برآوردن حاجات خود قبل از رسیدن وقت آن، عجله منما که قلب و سینه‌‏ات تنگ می‌‏شود و یأس بر تو چیره می‌شود. و بدان که از براى بخشش، اندازه و مقدارى است که اگر از  آن فزونى یابد، اسراف خواهد بود و از براى مدارا و احتیاط اندازه‌‏اى است که هرگاه  از آن بیشتر شود، جبن‏ و ترس است و از براى اقتصاد و میانه‌روى مقداری است که زیادتر  از آن بخل ‏است و شجاعت را مقدارى است که افزون آن تهوّر و بی‌‏باکى است"

دوازده ماه تابان

السلام علیک یا علی‌بن محمد یا امامنا الهادی

معیار تمام اصلاحات (فردی و اجتماعی)، ولایت اهل بیت علیهم السلام است: بِمُوَالاتِکُمْ عَلَّمَنَا اللَّهُ مَعَالِمَ دِینِنَا وَ أَصْلَحَ مَا کَانَ فَسَدَ مِنْ دُنْیَانَا

موالات= محبت+ اطاعت امر

وائتلفت الفرقه
هر جا دیدی تو جمعی تفرقه‌ای به وجود اومد و دسته و گروهی به وجود اومد، بدون از موالات دور شدن.

موالات اونها، تفرقه و کثرت رو جمع می‌کنه. به وحدت می‌رسونه

همه چی سر یک کلمه ائتلاف داره: الله

این اسم باید انسان‌ها رو به هم نزدیک کنه. دشمن رو با تو دوست کنه. این کوتاه نمیاد تو کوتاه بیا... این راه کدورت‌ها رو برطرف می‌کنه. بعد از هر کار خیری که با هم انجام می‌دید باید محبتتون به هم بیشتر بشه. به هم نزدیک‌تر بشید.

دوازده ماه تابان

آسمانی‌ترین مهربانی

... می‌خواستم نام تو را ابر بگذارم -از شدت کرامتت- دیدم که ابر دستمالی است که تو با آن عرق‌های آسمانی‌ات را از جبین می‌ستری و بر پیشانی زمین‌های تبدار می‌گذاری.

می‌خواستم تو را اقیانوس صدا کنم -از بی‌کرانگی‌ات- دیدم که اقیانوس، جرعه آبی است که تو به لب‌های عطشناک زمین بخشیده‌ای.

می‌خواستم تو را نسیم لقب دهم- از لطافت و مهربانی‌ات- دیدم که نسیم، فقط بازدم توست که در فضای قدسی فرشتگان تنفس می‌کنی.

به اینجا رسیدم که: زیباترین نام، همان است که خدا برای تو برگزیده است، ای کریم‌ترین بخشنده روی زمین.

"ای جواد"

 

بکر بن صالح می‌گوید: یادداشتی برای امام جواد علیه السلام نوشتم به این مضمون که: پدرم ناصبی است و دارای عقاید منحرف و مرا بسیار آزار می‌دهد. فدایتان شوم. اولا: مرا دعا کنید و ثانیا: بفرمایید که با او چه کنم؟ افشاء و رسوایش کنم یا با او بسازم؟
امام پاسخ فرمود: مضمون نامه‌ات را درباره پدرت فهمیدم. ان شاءالله همواره دعایت می‌کنم. و اما مدارا برای تو بهتر از افشاگری است. در پی هر سختی آسانی است. صبر کن که عاقبت از آن متقین است. خدا تو را در ولایت آنکه در ولایتش هستی ثابت قدم بدارد. ما و شما در امانت خدا هستیم و خدا امانت خویش را ضایع نمی‌کند.

پس از این نامه و دعای امام، پدرم متحول شد و هرگز با من مخالفت نکرد.

آسمانی‌ترین مهربانی- سید مهدی شجاعی
دوازده ماه تابان 

عالم یم عطای تو یا حضرت جواد

 

چه قدر تو جودت به امام جواد مطیعی؟ چه قدر راحت می‌تونی خرج کنی؟ راحت دست محتاج رو می‌گیری؟ چه قدر وقتی می‌خوای خرج کنی دلت نمی‌لرزه؟ چند بار چیزی رو که می‌خوای بدی می‌شمری؟ چه قدر صغری، کبری می‌کنی؟

جود فقط بخشش مادی نیست. بخشش معنوی، بخشش اخلاقی...

چه قدر دیگران باید کوتاه بیان؟ تو چقدر ابتدا به ساکن، قبل از این که معذرت خواهی کنه می‌بخشی؟

اینا همش جوده دیگه... کرم و بخششه

دوازده ماه تابان

سلام حضرت سلطان


 

امام رضا عليه‏السلام:

أمّا اللَّطيفُ فلَيسَ عَلى قِلَّةٍ و قَضافَةٍ و صِغَرٍ، ولكِنَّ ذلِكَ عَلَى النَّفاذِ في الأشياءِ، و الامتِناعِ مِن أن يُدرَكَ.
لطيف بودن خدا به معناى كمى و باريكى و خُردى نيست، بلكه به معناى نفوذ [علم و قدرت او] در اشياء و غيرقابل درك بودن است.

اصول کافی، ج2، ص122

 

او لطيف است؛ چون هم موجودات لطيف (بسيار خُرد) را آفريده و هم به چيزهاى ظريف و ريز آگاهى دارد. آيا نشانه صُنع او را در گياهان ظريف و غيرظريف و در آفريدن پيكرهاى ظريف و ريز جاندارانى چون كك و پشه و ريزتر از اين‌ها نمی‌‏بينى كه تقريباً به چشم ديده نمی‌شوند و از بس ريزند، نر و ماده آن‌ها و نوزاد و كهن‏زادشان از يكديگر باز شناخته نمی‌‏شوند. پس چون ريزى و ظرافت اين چيزها را ديديم، پى برديم كه آفريننده اين موجودات نيز لطيف و ظريف است.

التوحید، ج18، ص63

دوازده ماه تابان

نشانه کامل بودن عقل چیست؟

 

امام رضا علیه‌السلام فرمود:

عقل هیچ شخصی كامل نمي‌شود مگر در او ده امتياز باشد:

1- اميد به خير و نيكى از او وجود داشته باشد.
2- مردم از شر او در امان باشند.
3- كار خوب كم ديگران را زياد می‌‏انگارد.
4- كار خوب زياد خود را كم می‌شمارد.
5- از تقاضا و درخواست نيازمندان خسته نمي‌شود.
6- در طول زندگى از طلب علم ملول نمي‌گردد.
7- فقر در راه خدا برايش از ثروت بهتر است.
8- نزد او خوارى در رابطه با خدا از عزت در ارتباط با دشمن خدا محبوب‌تر است.
9- گمنامى برايش لذت بخش‌‏تر از شهرت است.

10- با هر كس برخورد كرد بگويد او بهتر از من و پرهيزكارتر از من است.

زيرا مردم دو نوعند: يك دسته واقعا بهتر و پرهيزكارتر از او هستند و يك دسته بدتر و پست‌‏تر.

وقتى شخصى را ديد كه از او بدتر و پست‌‏تر است بگويد شايد خوبى او در باطن است و پنهان بودن خوبيش به نفع اوست و خوبى من آشكار است كه شاید اين به ضرر من است.
اما وقتى كسى را ديد كه از او بهتر و پرهيزکارتر است در مقابلش تواضع مي‌نمايد تا به او برسد اگر چنين بود مقامى ارجمند يافته و به نيكى ياد می‌‏شود و برتر از اهل زمان خويش مي‌گردد.
 

بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج‏75، ص: 336

دوازده ماه تابان

ای دو صد موسی به طورت ملتجی!

امام کاظم علیه ‏السلام در بیست سالگی به امامت رسیدند، مدّت امامتشان سی و پنج سال بود و در زمان حیات ایشان چهار خلیفه عباسی به نام‏های منصور دوانقی، مهدی عباسی، هادی عباسی و هارون الرشید به حکومت رسیدند. امام در زمان هارون ‏الرشید و در زندان سندی بن شاهک، به دستور هارون‏ الرشید به شهادت رسیدند.
امام موسی کاظم علیه ‏السلام با بیانی الهام گرفته از وحی الهی، در سفارش به مناجات و عبادت خداوند می‏فرمایند: «بکوشید که اوقات خود را به چهار بخش تقسیم کنید: بخشی را برای مناجات با خدا، بخشی را برای امور زندگی، و ساعتی را برای معاشرت با دوستان و افراد مطمئن ـکسانی که عیب‏های شما را به شما بشناسانند و در نبود شما، دوستدار شما باشندـ و بخشی را هم برای تفریحات و لذت‏های حلال خالی کنید که به وسیله این تفریحات حلال است که می‏توانید سه برنامه قبلی را درست انجام دهید.»
سجایای اخلاقی امام موسی کاظم علیه ‏السلام چنان آشکار بود که شیعه و سنی به آن اعتراف می‏کنند؛ از آن جمله یکی از بزرگان اهل تسنّن می‏گوید: او پیشوایی بزرگ‏قدر و جلال، شأن و مرتبه‏اش از همه بالاتر بود، در عبادت مشهور و از اطاعت خدا نگاهبانی و مراقبت می‏کرد کرامت وجودی داشت، شب‏ها را به سجده و نماز می‏گذراند و روزها را با صدقه دادن و روزه گرفتن سپری می‏کرد، هر گاه به او بدی می‏کردند نیکویی می‏کرد، به دلیل کثرت عبادتش عبد صالح نامیده شد و در عراق به باب الحوائج معروف شد؛ زیرا هر کس به ایشان متوسّل می‏شد، به حاجت خود می‏رسید.

Clover Divider
وَاللّه‏ِ ما اُعطِىَ مُومِنُ قَطَّ خَیرَ الدُّنیا وَالآخِرَةِ، اِلاّ بِحُسنِ ظَنِّهِ بِاللّه‏ِ عَزَّوَجَلَّ وَ رَجائِهِ لَهُ وَ حُسنِ خُلقِهِ وَالکفِّ عَنِ اغتیاب المُؤمِنینَ
به خدا قسم خیر دنیا و آخرت را به مؤمنى ندهند مگر به سبب حسن ظن و امیدوارى او به خدا و خوش اخلاقىاش و خوددارى از غیبت مؤمنان*

*بحارالأنوار، ج 6، ص 28، ح29
دوازده ماه تابان

دیدگاه امام صادق (ع) در مورد قرآن

امام صادق(ع) فرموده است:

كسي كه قرآن بخواند، ولي قلبش رقت پيدا نكند و در برابر خداوند خاضع نشود و در درون، حالت حزن و خشيت و هراس نيابد، شأن و جايگاه والاي خدا را سبك شمرده است. بنگر كه كتاب پروردگارت را چگونه مي‌خواني و با منشور ولايت خويش چه برخوردي داري و اوامر و نواهي آن را چگونه پاسخ مي‌دهي و حدود و تكاليف آن را چگونه امتثال و فرمان‌برداري مي‌كني؟! در آيه‌هاي وعد و وعيد، درنگ كن؛ در امثال و مواعظ قرآن انديشه كن.*

* بحارالانوار، ج 89، ص 207

  دوازده ماه تابان

و صدق از بَرِتان گشته مکرِّم...

آيت الله جوادی آملی:

حضرتش که به صادق ملقّب شد، انسان‌ها را به فراگیری صدق دعوت می‌کند و چنین می‌گوید:

تَعَلَّمُوا الصِّدقْ قَبلَ الحَدیث*

 قبل از سخن گفتن، ادب صداقت را بیاموزید.

خواه سخن مربوط به امور نظری باشد، حقّ بگوئید؛ خواه مربوط به امور عملی باشد، صادق باشید. تا انسان میزان صدق نشد، به صداقت آگاه نیست. وقتی به صداقت آگاه نشد، معیار سخن در اختیار او نیست. نه می‌تواند سخن بگوید، نه می‌تواند سخن سخنوران را بسنجد. زیرا معیار سخن، صدق است و این صدق با جان انسان صادق عجین است. و تا روح صادق نبود، هرگز انسان میزان سخن نخواهد داشت.


* کافی / جلد 2 / صفحة 104 / بابُ الصِدق وَ اَداءِ الاَمانَه

  دوازده ماه تابان

صل الله علیک یا باقر علم النبییین

لقب آن حضرت باقر يا باقرالعلوم است، بدين جهت كه درياى دانش را شكافت و اسرار علوم را آشكار ساخت.
كنيه امام باقر(ع) ابوجعفر بود.
مادرش فاطمه دختر امام حسن مجتبى (ع) است. بنابراين نسبت آن حضرت از طرف مادر به سبط اكبر حضرت امام حسن (ع) و از سوى پدر به امام حسين (ع) مي‌رسيد.
امام محمد باقر (ع) و پس از وى امام جعفر صادق (ع) از موقعيت مساعد روزگار سياسى براى نشر تعليمات اصيل اسلامى و معارف حقه بهره جستند و دانشگاه تشيع و علوم اسلامى را پايه‌ريزى نمودند.

امام باقر (ع) در صدقات و بخشش و آداب اسلامى مانند دستگيرى از نيازمندان و تشييع جنازه مؤمنين وعيادت از بيماران و رعايت ادب و آداب و سنن دينى، كمال مواظبت را داشت.

اِنَّ لِکُلِّ شَیءٍ قُفلاً وَ قُفلُ الایمانِ الرِّفقُ

هر چیزی قفلی دارد و قفل ایمان مدارا کردن و نرمی است.


دوازده ماه تابان 

سلطان حسین(ع)

آیت‌الله جوادی آملی:

سرّ اینکه سفارش کرده‌اند هر روز زیارت عاشورا بخوانید و نسبت به اهل‌بیت(علیهمالسلام) تولی داشته و بر آنان صلوات و درود بفرستید و از دشمنانشان تبری بجویید، برای آن است که طرز فکر معاندان ایشان منفور شود وگرنه هم‌اکنون سخن از معاویه و یزید نیست تا آن‌ها را لعنت کنیم. نام و یاد آن‌ها رخت بربسته و قبرشان نیز زباله‌دانی بیش نیست. الان سخن از فکر و راه یزید و یزیدیان عصر است.

اکنون نیز، هم راه سالار شهیدان زنده است و هم مرام و مسلک اموی و مروانی و عباسی وجود دارد. این که سفارش فراوان به اشک ریختن و عزاداری کردن نموده‌اند برای آن است که اشک بر شهید اشتیاق به شهادت را به همراه دارد، خوی حماسه را در انسان زنده و طعم شهادت را در جان او گوارا می‌گرداند. چون اشک رنگ کسی را می‌گیرد که برای او ریخته می‌شود و همین رنگ را به صاحب اشک نیز می‌دهد.

از این رو انسان حسینی‌منش، نه ستم می‌کند و نه ستم می‌پذیرد. این که عده‌ای به فکر ظلم کردن یا ظلم‌پذیری هستند برای آن است که خوی حسینی در آن‌ها نیست وگرنه شیعه خاص حسین‌بن علی(ع) نه ظلم می‌کند و نه ظلم می‌پذیرد.

آن کسی که ظلم‌پذیر است، اموی‌مسلک است چنان که ظالم هم اموی‌صفت است، هر چند که زمزمه ‹‹یا حسین›› بر لب داشته باشد. و در قیامت که هر کسی را به نام زمامدارش صدا می‌زنند ‹‹یوم ندعوا کل الناس بامامهم ›› شخص ستمگر در صف امویان شرکت می‌کند.

لذا اگر انسان بخواهد بفهمد که راهی راه حضرت حسین‌بن علی(ع) است یا راهی راه امویان، باید ببیند که در او خوی ستم‌پذیری یا سلطه‌گری وجود دارد یا نه؟ اگر گرایش به این خصلت‌های زشت را در خود دید باید در اخلاق خود تجدید نظر کند.

دوازده ماه تابان


نور یزدان سید سجاد زین العابدین(ع)

امام سجاد(ع) پانزدهم جمادی الاول سال سی و هشتم هجری به دنیا آمد. تولد آن بزرگوار دو سال قبل از شهادت امیرالمؤمنین علیه السلام است و تقریباً بیست و سه سال با پدر بزرگوار زندگی کرد. پس مدت امامت آن بزرگوار سی و چهار سال است.
حضرت سجّاد علیه السلام پدری چون حسین دارد و مادرش دختر یزدگرد پادشاه ایران است.

نقل است دردمندی به حضور امام سجاد(ع) رسیده، از حال و روزش شکایت کرد. پس آن حضرت فرمود: بیچاره اولاد آدم که هر روز دارای سه مصیبت است ولی از هیچ یک عبرت نمی‌گیرد و اعتبار نمی‌کند.

اگر از یکی از آن‌ها عبرت می‌گرفت، مصیبت‌ها و گرفتاری‌ها و امر دنیا برایش آسان می‌شد. مصیبت اول روز او است، که از عمرش کم می‌شود؛ اگر از ثروتش چیزی کم گردد غمین می‌شود، با اینکه قابل جبران است، ولی از کاست عمر با اینکه جبران‌پذیر نیست، هرگز غمین نمی‌شود.

مصیبت دوم رزقش است، اگر از حلال باشد، محاسبه دارد و اگر از حرام باشد، عقاب و مجازات در پی دارد.

مصیبت سوم اما از هر دو مصیبت قبل بزرگتر است. سوال شد: چه مصیبتی است؟ فرمود: هیچ کس روزش را به شب نمی‌رساند مگر که یک منزل به آخرت نزدیک‌تر می‌شود،‌

در حالی که نمی‌داند به بهشت نزدیک شده یا دوزخ؟"

برگرفته از کتاب زندگی چهارده معصوم، شیخ عباس قمی

دوازده ماه تابان

حبیبی حسین فنعم الحبیب

شهید اول در الدروس می‌گوید:
"زیارت امام حسین(ع) موجب تطویل عمر است و موجب از بین رفتن اندوه‌ها می‌شود و پاکی از گناه. برای هر گامی که به سوی زیارت او برداشته شود، پاداش یک حج نیکو داده می‌شود و زیارتش پاداشی معادل آزادی هزار برده دارد و نشاندن هزار سوار بر اسب، و فرستادنشان به جهاد در راه خدا.
هر درهمی که کسی در راه زیارت حسین(ع) خرج کند، ده هزار درهم به شمار می‌رود. و کسی که کنار قبر آن حضرت باشد، به شرط این که حق حضرتش را شناخته باشد، خدا همه گناهان گذشته و آینده‌اش را می‌بخشد.

تا آنجا که امام صادق(ع) فرمود: هرکس از قبر آن حضرت دور شده و به پشت بام خانه‌اش برود و سر به آسمان، به طرف قبرش بایستد و بگوید: "السلام علیک یا اباعبدالله، السلام علیک و رحمه الله و برکاته"، " سلام و درود خداوندی، بر تو باد یا اباعبدالله! و رحمت و برکاتش". خداوند ارزش زیارتی را در نامه عملش می‌نویسد که با اجر حج و عمره، برابر باشد و اگر پنج بار این کار را تکرار کند، خداوند هر بار همان میزان ثواب را برایش می‌نویسد"

زندگی نامه چهارده معصوم. شیخ عباس قمی
دوازده ماه تابان

به فدای تو سراپای وجودم..تو همه هستی مایی

 بال‌های تو کران تا کران آسمان‌ها را گرفته و تا بوده و هست همه سوار بر بال‌های زرین تو، تا دیدار دوست می‌روند. تو جوانه‌های عشق را در قلب‌ها می‌کاری...تو باغ‌های عشق را آبیاری می‌کنی... جان عشق در دستان توست و اول و پایان عشق تویی و تویی و تو
ای سلطان عشق عالم!

سلام بر ماه تو... ماه عاشقی...



علامه محمد‌حسین طباطبایی:

ای کاش بنده یک مرثیه‌خوان حضرت سیدالشهدا علیه‌السلام بودم. همه سال‌هایی که سرگرم درس و بحث بوده‌ام با یک مرثیه‌خوانی امام حسین علیه‌السلام برابری نمی‌کند.
سید علی قاضی:

«من هر چه دارم از زیارت سیدالشهداء (ع) و قرآن دارم.»
آقای دولابی:
* حضرت سیدالشهداء به مردم احتیاج نداشت، اما اینکه می‌فرمود مرا یاری کنید، یعنی مسلک مرا یاری کنید... مقصد مرا یاری کنید...
همکار و همراه من باشید. وقتی نماز می‌خوانید یا کار خوبی انجام می‌دهید به انبیا و اولیا کمک می‌کنید.
* زیاد سجده کردن برتربت امام حسین اخلاق را عوض می‌کند.
* چون کشتی امام حسین در آسمان‌های غیب خیلی سریع راه می‌رود هر کس در سیر معنوی خود حرکتش را از آن حضرت آغاز کند، خیلی زود به مقصد می‌رسد.

دوازده ماه تابان 

ای انس و جان گدای تو یا حضرت جواد

اي عرش خاک پاي تو يا حضرت جواد              جــود و کرم گداي تو يا حضرت جواد
دل مهبــــــط ولای تو يا حضرت جواد              قرآن پر از ثنـــای تو يا حضرت جواد
مـداح تو خـــــدای تو يا حضرت جواد              جان جهان فــــدای تو يا حضرت جواد

 

خانه امام جواد(ع) ملجأ و مأوای درماندگان، گرفتاران و حاجتمندان بود. هر کسی به نیتی به منزل آن گرامی وارد میشد و بسیار اتفاق میافتاد که قبل از اظهار گرفتاری و خواسته خود، امام از راز نهانی او خبر دهد و گره از مشکلات زندگیاش باز کند. در نتیجه، غبار غم از دل ایشان زدوده میشد و با نشاط و سرور از منزل امام بیرون میرفتند.

الکافی، مولد ابی جعفر الثانی، ج 5.

مناسبت‌ها 

شها به مصر حقیقت تو یوسف حُسنی

 

امام حسن (ع) گاه تلاوت قرآن، هر زمانی به آیاتی که دارای عبارات "یا ایها الذین آمنوا" است، می‌رسید، توقف می‌نمود و می‌گفت: "لبیک اللهم لبیک"
یعنی ای خدای من، فرمانت را پذیرفته و قبول نمودم. او در همه حالاتش، ذاکر خدا بود و راستگوترین مردمان بود. به هنگام وضو گرفتن، بند بند بدنش می‌لرزید و رنگش به زردی می‌گرایید. یک بار کسی از او پرسید: چرا به اندامت لرزه افتاده و رنگت زرد گردیده است؟ او در پاسخ وی گفت: "برای کسی که به درستی در پیشگاه پروردگار صاحب عرش قرار می‌گیرد، زیبنده است که رنگش زرد شود و بند بند وجودش به لرزه بیفتد".

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

زمانی که به در ورودی مسجد می‌رسید، سر خود را به طرف آسمان بلند می‌کرد و این جمله را بر زبان می‌آورد:

"بار خدایا! مهمانت، بر آستانت قرار گرفته، ای نیکوگر، به درستی که گناهکار به سوی تو آمده است، پس ازبدی‌هایی که پیش من است، به خاطر خوبی‌هایی که پیش توست درگذر، ای که بخشنده‌ای".


برگرفته از کتاب زندگی نامه چهارده معصوم، شیخ عباس قمی


دوازده ماه تابان

مستجیر بکم من غیرکم یا علی


 

آیت‌الله کشمیری درباره توسل به امیرالمؤمنین (ع) فرمودند: هر مشکل که برایم در نجف پیش میآمد، می‌رفتم صحن امیرالمؤمنین (ع) و هفت بار «نادعلی» میخواندم و مشکلم حل می‌شد. می‎فرمود: آنقدر نجف هیبت از صاحب هیبت امیرالمؤمنین (ع) دارد که اگر اعلم علما به آن جا بیایند همانند یک طلبه می‌ماند.

روح ریحان، شرح حال عارف کامل مرحوم آیت الله سید عبدالکریم رضوی کشمیری، سید علی اکبر صداقت، ص 81
دوازده ماه تابان

این ماه را برای تو بی‌تاب می‌شوم

من؟؟ همونی که همیشه از دست‌های مهربونت دونه برچیده...
من؟ همونی که بال و پرش زیر بارون شکسته بود و تو به زخم‌هاش مرهم گذاشتی...
تو؟... ماه همه شب‌ها... ماه همه شب‌های عمرم...
بالاخره ماه تو رسید. ماه "ماه من" از امشب تا سی شب، از این سر تا اون سر آسمون دلم رو با چراغ ستاره‌ها ریسه‌بندی می‌کنن
و اسم قشنگ تو رو، به تمام در و دیوارهای خیمه دلم آویزون می‌کنن. از امشب با رنگ آبی آسمونی، رو سر در خیمه دلم می‌نویسند: خوشا سیلی که می‌داند به دریا می‌رسد آخر...
حقیقت اینه که تو همیشه هستی، تو همیشه نشستی لب پنجره و پنجره رو چهارطاق باز گذاشتی، تا پرنده‌های کوچولو، هر وقت خواستن، بیان و روی شونه‌های بلندت بشینن و قلب‌های کوچیک‌شون از مهربونی بزرگ تو پُرِ پُرِ پُر بشه. تو همیشه حاضری... این منم که انقدر تو اون دور دورا پر و بال می‌زنم که راه خونه تو رو گم می‌کنم...
از امشب قراره دل‌کنده از همه جا، دل‌کنده از تمام خونه‌ها، بیام لب پنجره خونه تو، لونه کنم. بعد تو که می‌آی و می‌شینی لب پنجره و با دست‌های بزرگت برای تمام تمام پرنده‌های دنیا، دونه می‌پاشی، منم میام و قاطی پرنده‌ها، مست و بی‌قرار، تو کوچه ‌باغ‌های کف دستت، خودم رو گم می‌کنم.
کاش اون موقعی که داری دونه می‌پاشی بدونی اگه این‌جوری سر و صورتم رو به دست‌های بزرگ مهربونت می‌کوبم، دنبال دونه نیستم...
فقط یکی از اون نگاه‌های زیرچشمی و عجیبت، تا آخر عمر، برام کافیه...

از حالا تا سی شب، سر و دست من و آغوش مهربون تو...

دوازده ماه تابان

یاحسن‌بن علی العسکری

خصوصيات ظاهري حضرت
امام يازدهم صورتی گندمگون و بدنی در حد اعتدال داشت. ابروهای سياه کمانی، چشمانی درشت و پيشانی گشاده داشت. دندان‌ها درشت و بسيار سفيد بود. خالی بر گونه راست داشت. امام حسن عسکری (ع) بيانی شيرين و جذاب و شخصيتی الهی باشکوه و وقار و مفسری بي‌نظير برای قرآن مجيد بود. راه مستقيم عترت و شيوه صحيح تفسير قرآن را به مردم و به ويژه برای اصحاب بزرگوارش - در ايام عمر کوتاه خود - روشن کرد.

به طور کلی دوران عمر 29 ساله امام حسن عسکری (ع) به سه دوره تقسيم مي‌گردد:

دوره اول 13 سال است که زندگی آن حضرت در مدينه گذشت.

دوره دوم 10 سال در سامرا قبل از امامت.

دوره سوم نزديک 6 سال امامت آن حضرت مي‌باشد.

دوره امامت حضرت عسکری (ع)  با قدرت ظاهری بنی عباس رو در روی بود. امام حسن عسکری (ع)  از شش سال دوران اقامتش، سه سال را در زندان گذرانيد. زندانبان آن حضرت صالح بن وصيف دو غلام ستمکار را بر امام گماشته بود، تا بتواند آن حضرت را - به وسيله آن دو غلام - آزار بيشتری دهد، اما آن دو غلام که خود از نزديک ناظر حال و حرکات امام بودند تحت تأثير آن امام بزرگوار قرار گرفته به صلاح و خوش رفتاری گراييده بودند. وقتی از اين غلامان جويای حال امام شدند، مي‌گفتند اين زندانی روزها روزه دار است و شب‌ها تا بامداد به عبادت و راز و نياز با معبود خود سرگرم است و با کسی سخن نمي‌گويد.


دوازده ماه تابان

خورشید حصار

 

او دختر «یوشعا» پسر قیصر روم و از نوادگان «شمعون» یکی از حواریون مسیح (ع) بود که به طریقی معجزه‌آسا از سوی خداوند برای همسری امام یازدهم برگزیده شد.

 

هنگامی که «نرجس» در روم بود خواب‌های شگفت‌انگیزی دید، یک بار در خواب پیامبر عزیز اسلام (ع) و عیسای مسیح (ع) را دید که او را به عقد ازدواج امام حسن عسکری (ع) درآوردند، و در خواب دیگری شگفتی‌های دیگری دید و به دعوت حضرت فاطمه زهرا (س) مسلمان شد، اما اسلام خود را از خانواده و اطرافیان خویش پنهان می‌داشت. تا آنگاه که میان مسلمانان و رومیان جنگ درگرفت و قیصر خود به همراه لشگر روانه جبهه‌های جنگ شد. «نرجس» در خواب فرمان یافت که به طور ناشناس همراه کنیزان و خدمتکاران به دنبال سپاهی که به مرز می‌روند برود، و او چنین کرد و در مرز برخی از جلوداران سپاه مسلمانان آنان را اسیر ساختند و بی آنکه بدانند او از خانواده قیصر است همراه سایر اسیران به بغداد بردند.

 

این واقعه در اواخر دوران امامت امام دهم حضرت هادی (ع) روی داد و کارگزار امام هادی (ع) نامه‌ای را که امام به زبان رومی نوشته بود به فرمان آن گرامی در بغداد به نرجس رساند و او را از برده فروش خریداری کرد و به سامرا نزد امام هادی (ع) برد، امام آنچه را نرجس در خواب‌های خود دیده بود به او یاد آوری کرد، و بشارت داد که او همسر امام یازدهم و مادر فرزندی است که بر سراسر جهان مستولی می‌شود و زمین را از عدل و داد پر می‌سازد. آنگاه امام هادی (ع) نرجس را به خواهر خود «حکیمه» که از بانوان بزرگوار خاندان امامت بود سپرد تا آداب اسلامی و احکام را به بیاموزد و مدتی بعد نرجس به همسری امام حسن عسکری (ع) درآمد.

- الصدوق، محمد بن علی بن الحسین، ص 423-417
- الطوسی، محمدابن الحسن، کتاب الغیبه ص 128-124
- المجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج 51، ص ۱۱-۶
- تاریخ العرب والروم ، نازیلیف ، ترجمه عبدالهادی شعیره ، ص 225
- پیشوای دوازدهم حضرت امام حجه بن الحسن المهدی ، هیئت تحریریه موسسه در راه حق ، ص 27-26

 

 سلطان امام حسن عسگری(ع)

دوازده ماه تابان

روشنایی هدایت

محمّد بن حسن علوى حكايت می‌كند:
در زمان طفوليّت به همراه پدرم جلوى درب ورودىِ ملاقات كنندگان متوكّل عبّاسى ايستاده بودم و جمعيّت انبوهى از اقشار مختلف نيز آماده ورود و ملاقات بودند.
در اين بين، خبر آوردند كه حضرت ابوالحسن، امام هادى عليه‌السلام مى‌خواهد وارد شود و ديده بودم كه هر موقع حضرت از جلوى جمعيتى عبور مى‌نمود جمعيّت به پاس احترام و عظمت او سر پا مى‌ايستادند.
در آن روز عدّه‌اى تا شنيدند كه امام هادى عليه‌السلام تشريف مى‌آورد، گفتند: ما از جاى خود حركت نمى‌كنيم، چون او يك نوجوانى بيش نيست و بر ما هيچ مزيّت و فضيلتى ندارد.
ابوهاشم جعفرى كه در آن جمع نيز حضور داشت و سخن آنها را شنيد، گفت: به خدا قسم! همه ما و شما در مقابل او كوچك و ذليل هستيم و هر وقت تشريف بياورد و او را ببينيد، از جاى خود حركت مى‌كنيد و به احترام او خواهيد ايستاد تا عبور نمايد.
در همين بين، حضرت وارد شد و همين كه جمعيت چشم‌شان به وجود مبارك و جمال نورانى آن حضرت افتاد، از جاى برخاستند و با احترام و ادب ايستادند.
هنگامى كه حضرت عبور نمود و رفت، ابوهاشم به افرادى كه در اطراف او بودند، گفت: پس چه شد، شما كه مى‌گفتيد: ما حركت نمى‌كنيم؟!
در پاسخ گفتند:
به خدا قسم! همين كه چشم‌مان به حضرت افتاد و او را ديديم، عظمت و شوكت او ما را گرفت و بى‌اختيار از جا برخاستيم و احترام به جا آورديم.

منابع: الخرايج و الجرايح : ج 2، ص 675، ح 7

إ ثبات الهداة : ج 3، ص 369، ح 32

دوازده ماه تابان