شها به مصر حقیقت تو یوسف حُسنی
امام حسن (ع) گاه تلاوت قرآن، هر زمانی به آیاتی که
دارای عبارات "یا ایها الذین آمنوا" است، میرسید، توقف مینمود و میگفت: "لبیک
اللهم لبیک"
یعنی ای خدای من، فرمانت را پذیرفته و قبول نمودم. او در همه حالاتش، ذاکر خدا بود
و راستگوترین مردمان بود. به هنگام وضو گرفتن، بند بند بدنش میلرزید و رنگش به
زردی میگرایید. یک بار کسی از او پرسید: چرا به اندامت لرزه افتاده و رنگت زرد
گردیده است؟ او در پاسخ وی گفت: "برای کسی که به درستی در پیشگاه پروردگار صاحب عرش
قرار میگیرد، زیبنده است که رنگش زرد شود و بند بند وجودش به لرزه بیفتد".
زمانی که به در ورودی مسجد میرسید، سر خود را به طرف آسمان بلند میکرد و این جمله را بر زبان میآورد:
"بار خدایا! مهمانت، بر آستانت قرار گرفته، ای نیکوگر، به درستی که گناهکار به سوی تو آمده است، پس ازبدیهایی که پیش من است، به خاطر خوبیهایی که پیش توست درگذر، ای که بخشندهای".
برگرفته از کتاب زندگی نامه چهارده معصوم، شیخ عباس قمی
دوازده ماه تابان

وقتي حيات خلوت دلها، پرشده است از ازدحام "روزمرگي"، جا براي خدا هم تنگ ميشود! بايد جايي ميساختيم، شبيه خانۀ شيشهاي ماهيها، که گاهي دل تنگمان را مثل ماهي قرمز لغزاني از تنگ سينه بيرون آوريم و هجرت کنيم به آبي زلالش!