سلطان حسین(ع)
آیتالله جوادی آملی:
سرّ اینکه سفارش کردهاند هر روز زیارت عاشورا بخوانید و نسبت به اهلبیت(علیهمالسلام) تولی داشته و بر آنان صلوات و درود بفرستید و از دشمنانشان تبری بجویید، برای آن است که طرز فکر معاندان ایشان منفور شود وگرنه هماکنون سخن از معاویه و یزید نیست تا آنها را لعنت کنیم. نام و یاد آنها رخت بربسته و قبرشان نیز زبالهدانی بیش نیست. الان سخن از فکر و راه یزید و یزیدیان عصر است.
اکنون نیز، هم راه سالار شهیدان زنده است و هم مرام و مسلک اموی و مروانی و عباسی وجود دارد. این که سفارش فراوان به اشک ریختن و عزاداری کردن نمودهاند برای آن است که اشک بر شهید اشتیاق به شهادت را به همراه دارد، خوی حماسه را در انسان زنده و طعم شهادت را در جان او گوارا میگرداند. چون اشک رنگ کسی را میگیرد که برای او ریخته میشود و همین رنگ را به صاحب اشک نیز میدهد.

از این رو انسان حسینیمنش، نه ستم میکند و نه ستم میپذیرد. این که عدهای به فکر ظلم کردن یا ظلمپذیری هستند برای آن است که خوی حسینی در آنها نیست وگرنه شیعه خاص حسینبن علی(ع) نه ظلم میکند و نه ظلم میپذیرد.
آن کسی که ظلمپذیر است، امویمسلک است چنان که ظالم هم امویصفت است، هر چند که زمزمه ‹‹یا حسین›› بر لب داشته باشد. و در قیامت که هر کسی را به نام زمامدارش صدا میزنند ‹‹یوم ندعوا کل الناس بامامهم ›› شخص ستمگر در صف امویان شرکت میکند.
لذا اگر انسان بخواهد بفهمد که راهی راه حضرت حسینبن علی(ع)
است یا راهی راه امویان، باید ببیند که در او خوی ستمپذیری یا سلطهگری وجود دارد
یا نه؟ اگر گرایش به این خصلتهای زشت را در خود دید باید در اخلاق خود تجدید نظر
کند.
دوازده ماه تابان
وقتي حيات خلوت دلها، پرشده است از ازدحام "روزمرگي"، جا براي خدا هم تنگ ميشود! بايد جايي ميساختيم، شبيه خانۀ شيشهاي ماهيها، که گاهي دل تنگمان را مثل ماهي قرمز لغزاني از تنگ سينه بيرون آوريم و هجرت کنيم به آبي زلالش!