توبه کن مردانه سر آور به ره...

گناه و معصیت قشر
سیاهی است که تا وقتی قلب را فرا گرفته، هیچ نوری به آن نفوذ نمیکند. مگر نه این
است که گناه خدا فروشی است؟! مگر نه این است که گناه شیطان پرستی است؟! مگر نه این
است که گناه زنگار قلب است؟! و مگر نه این است که گناه سد راه آسمانی شدن است؟! پس
چرا دل نمیکنی، ای طالب نور! از سیاهی دل کندن این همه تصمیم گرفتن و شکستن
ندارد! آیا میدانی تفاوت میان انسانی که از گناه
توبه کرده و خدا او را بخشیده است با فردی که به گناه آلوده نشده بسیار است؟! ببین
انصاری همدانی چه میگوید:
«... و از جمله گداختن گوشتهای حرام است به رنج و
مشقت عبادت، مثلا هرگاه العیاذ بالله از خمر یا مال حرام بدنش پرورش یافته، باید
آن گوشتهای حرام را به وسیله بیداری شب در نماز و دعا، و روزه روز آب کند تا
طُعمه جهنم نشود. مِن جمله بعد از انجام توبه با کمال دقت، مراقبت تام و تمامی در
تمام اوقات شبانه روز و ساعات عمر خود نموده و بداند در وقت پیش آمدن کارهای زشت و
سوء افعال و اعمال و اخلاق، خیلی مواظبت و استعداد میباید که غفلت نورزد وگرنه
بعد از مرتکب شدن کار زشت اولا اصلاح آن خیلی مشکل میشود و ثانیا مثل کسی نیست که
گناه نکرده و در اینجا دفع شبهه میشود چون در اخبار وارد شده:«التائب من الذنب
کمن لا ذنب له»، یعنی کسی که از گناه توبه نماید مثل کسی است که گناه ندارد. بلی،
مثل کسی است که گناه ندارد زیرا اگر توبه را بدان روش که عرض شد انجام دهد باعث
آمرزش و مغفرت است، پس مثل کسی میشود که
گناه ندارد. اما نفرموده مثل کسی است که گناه نکرده، فرق است میان کسی که گناه
نکرده باشد با کسی که گناه ندارد. اولی "من لم یذنب" است ثانی "من لا ذنب له" کما
لا یخفی. ثانیا، فرقی دیگر است بین "آن که گناه ندارد" با "آن که مثل کسی است که
گناه ندارد" و این نکته معلوم است کسی را که تشبیه به غیر مینماید عین آن کس
نخواهد بود، زیرا مشبه غیر از مشبه به است.
علی ای حال حاصل مقصود از این تفصیل آن است که باید طالب سعادت مراقبت تمام نماید هم در افعال، هم در اخلاق...
برگرفته از کتاب سوخته
انتشارات موسسه فرهنگی مطالعاتی شمس الشموس
و کسی که بهار در تار و پود قلبش رسوخ کرده معتدل است، اهل افراط و تفریط نیست، یک روز گرم و مهربان و یک روز سرد و نامهربان نیست. نرم و لطیف است، تند و خشن نیست.
آیت الله سید محمد حسن الهی خدایی و الهی است، چون الهه خُلق است. الهه مهر، الهه لطف و خوبی و مهربانی، الهه تواضع و فروتنی.
یکی از استادان دانشگاه میگوید: در جوانی با عدهای از دوستان تصمیم گرفتیم نماز را به فارسی بخوانیم، والدین ما این موضوع را با یکی از روحانیون در میان گذاشتند و او ما را کافر و نجس خواند. این کار ما را مصممتر ساخت تا اینکه ما را نزد مرحوم ارباب بردند. ایشان با لطف و لحنی پدرانه به ما گفت: من نیز در جوانی چنین قصدی کردم اما برای پیدا کردن ترجمه صحیح به مشکل برخوردم و لابد شما آن را حل کردهاید". و آرام آرام ما را متوجه ساخت که ترجمه ما دقیق نیست. ما معذرتخواهی کردیم. ولی ایشان فرمود: من نگفتم نماز را عربی بخوانید فقط مشکلات آن را گفتم،" و با لطافت ما را به اشتباهمان واقف ساخت.





نهمين روز فروردين ماه 1287 ه.ش سپيده حيات طفلى پاكطينت در خانوادهاى مذهبى سر زد. نسب نياكان ارجمند وى به امام سجاد (ع) مىرسد.





بار دیگر یکی از جرعهنوشان بزم ساقی هستی میآید تا سر دهد و صحبت دیرین الست را از خاطرهها به خاطرها آورد و جمال شاهد یکتای ازلی را بی نقاب به تماشا بگذارد.
وقتي حيات خلوت دلها، پرشده است از ازدحام "روزمرگي"، جا براي خدا هم تنگ ميشود! بايد جايي ميساختيم، شبيه خانۀ شيشهاي ماهيها، که گاهي دل تنگمان را مثل ماهي قرمز لغزاني از تنگ سينه بيرون آوريم و هجرت کنيم به آبي زلالش!