عشق ورزيِ مرا فرصت ابراز، نماز
قد افلح
المؤمنون، الذین هم فی صلاتهم خاشعون...
نمیگه
کسانی هستند که نماز میخونند، خیلیها نماز میخونند اما جزء مومنین نیستند.
مومنین کسانیاند که در نمازشون خشوع دارند یعنی به خشیت و حضور قلبی رسیدند...
و چقدر تفاوت وجود دارد از درک زمینی ما از نماز تا اوج افلاکی که او در نماز سیر
میکند. ما که نمیدانیم چه هنگام به نماز میایستیم و چه زمانی نمازمان را به
اتمام میرسانیم. ما که تنها رو به قبله داریم و توجهمان در سراسر نمازمان به همه
امور معطوف و متمرکز است جز معبودی که تمام توجهش به ماست. ما که غافلانه روی به
قبله میآوریم و غافلتر روی از آن برمیگردانیم.
اما عزیز اگر تو نیز از این
همه غفلت و هرزهگردی دل در نماز به تنگ آمدهای به توصیه آن نمازگزار حقیقی گوش
فرا ده و بدان که انجام امور بزرگ نیازمند مقدماتی است که اگر این مقدمات را فراهم
آوری و بدان استقامت ورزی ادامه راه هموار میشود. عبد خدا محمد تقی بهجت (ره) چنین
میفرمایند:
"این احساس لذت در نماز یک سری مقدمات خارج از نماز دارد و یک سری
مقدمات در خود نماز. آنچه پیش از نماز و در خارج از نماز باید مورد ملاحظه باشد و
عمل شود این است که انسان گناه نکند و قلب را سیاه و دل را
تیره نکند. معصیت روح را مکدر میکند و نورانیت دل را میبرد. در هنگام خود نماز نیز انسان باید زنجیر و سیمی دور خود بکشد تا
غیر خدا داخل نشود. یعنی فکرش را از غیر خدا منصرف کند توجهش به غیر خدا مشغول نشود
و اگر به طور غیر اختیاری توجهش به جایی منصرف شد به محض التفات پیدا کردن باید
قلبش را از غیر خدا منصرف کند. وقتی وارد نماز میشوید هنگام خواندن حمد و
سوره به معنای آن توجه کنید تا ارتباط حفظ شود."
برگرفته از کتاب العبد
انتشارات موسسه فرهنگی مطالعاتی شمس الشموس
وقتي حيات خلوت دلها، پرشده است از ازدحام "روزمرگي"، جا براي خدا هم تنگ ميشود! بايد جايي ميساختيم، شبيه خانۀ شيشهاي ماهيها، که گاهي دل تنگمان را مثل ماهي قرمز لغزاني از تنگ سينه بيرون آوريم و هجرت کنيم به آبي زلالش!