سید رضا بهاالدینی

نهمين روز فروردين ماه 1287 ه.ش سپيده حيات طفلى پاكطينت در خانوادهاى مذهبى سر زد. نسب نياكان ارجمند وى به امام سجاد (ع) مىرسد و اجداد و پدران والامقام او هر يك بسان گوهر تابناكى در دوران ظلمت درخشش خاصى داشتهاند. برخى از آنان عهدهدار توليت حرم فاطمه معصومه (س) بودند و تنى چند از خادمان مخلص بارگاه آن بانوى بلند اختر محسوب مىشدند.
اوان كودكى سيد رضا همراه با نشانههايى چون حافظه فوقالعاده، استعداد بسيار و درك جهان اطراف بود به طورى كه خود درباره آن دوران اينچنين مىفرمايد:
يك ساله كه بودم افراد پاكطينت و نيكوسرشت را دوست داشتم و علاقهاى قلبى به آنان پيدا مىكردم. خير و شر را مىفهميدم و بين انسانهاى خير و نيكوكار و افراد شرور و طغيانگر فرق مىگذاشتم.سيد رضا چون به دو سالگى رسيد به مكتب خانه پاى گذاشت. حمد و سوره، اذان و اقامه و سپس قرائت قرآن را ياد گرفت و آنگاه خواندن و نوشتن را آغاز كرد.
در شش سالگى دوره مكتب تمام شد و براى آموختن درسهاى ديگر به مكتب ديگرى رفت تا در اين محل نصاب الصبيان - كه معانى لغات را به صورت شعر بيان مىكند - و ديگر كتابها را بياموزد.
اين خورشيد فروزان علم و عمل، پس از طي دوران نقاهت نسبتاً طولاني در سرزمين مقدس قم غروب کرد و دلهای شيفتگان معرفت را داغدار نمود. رحلت آن بزرگوار ، شام جمعه 1376/4/24 رخ داد.
میفرمود: «از عواملی که باورهای اعتقادی انسان را سست میکند و مانع پیشرفت انسان میشود، شهرتهای بیجا و بیفایده است.» بر اساس اين اعتقاد، ايشان از قبول مصاحبههاى تلويزيونى، معروفيت درباره مرجعيت، خريد منزل نزديك حرم براى شناخته شدن بيشتر يا تهيه مهر و داير كردن دفتر مراجعات براى مرجعيت، سرباز زده و قبول نكرد. گاهى كه با اصرار برخى ارادتمندان روبرو میشد، مىفرمود:
«بالاتر از اينها فكر كنيد. گيرم نام بنده بر سر زبانها افتاد، وقتى پيش خدا دستم خالى است، آن شهرت براى من چه سودى دارد؟»
.gif)
آيتالله بهاءالديني در عشق و ارادت به مادرش ـ حضرت فاطمه زهرا (س) ـ ميفرمود: «مادر ما فوقالعادگي دارد» و دربارة مقام آن حضرت نزد خدا و پيامبر و ائمه میفرمود: «ما میدانيم هرچه را حضرت فاطمه(س) امضا كند از نظر پيامبر و ائمه (ع)، امضا شده است كه هيچ حرفي روي آن نيست».
و در بيانی ديگر گفتند: «[حضرت فاطمه (س)] همان عملی را كه با اعراب بدوی (بيابانی) میكردند، با ما كردند، آخر اعراب بدوی را خيلی معطل نمیكنند و زود جواب آنها را میدهند».
سالهای بسیاری در قنوت ایشان آیات نورانی قرآن کریم و دعاهای معصومین علیهم السلام شنیده میشد، ناگهان نوع کلمات و عبارات ایشان تغییر یافت و در قنوت برای امام عصر(عج) دعا کرد. روزی که در این باره از ایشان پرسش شد به یک جمله بسنده کرد: «حضرت پیغام دادهاند در قنوت برای من دعا کنید!».
.gif)
چند توصیه از ایشان:
كارها انجام مىشود و روزگار مىگذرد اما آنچه براى ما مىماند نيات ماست. انسان در گرو نيات خويش است. مواظب باشيم نيت كار خلاف، حرف خلاف و انديشه خلاف نداشته باشيم.
نماز برای این است که شما را پرواز دهد.... تو باید از این پروازی که انبیاء و اولیا و صلحا دارند، سهمی داشته باشی؛ گمان نکن که آن پرواز، اختصاص به آنها دارد!
حقیقت بندگی، اخلاص است؛ یعنی اگر همه چیز و همه کار را برای خدا انجام دادید و بقیه را پوچ بدانید، این اخلاص و بندگی است.عارف وارسته، حضرت آیت اللّه بهاءالدینی، به جویندگان کوی دوست، جمله کوتاهی سفارش میکردند که عصاره و چکیده تمام اذکار است؛ «با خدا باش!»، و آنگاه که ذکری از او میخواستند، میفرمود: «با خدا باش!» و اگر با اصرار جوینده و پرسشگر مواجه میشدند، آیه 69 سوره عنکبوت را تلاوت میکردند که «آن کس که در محدوده بندگی ما بکوشد، راه ارتقا و صعود را به او بنمایانیم».
وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّـهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ
افلاکیان خاک نشین
وقتي حيات خلوت دلها، پرشده است از ازدحام "روزمرگي"، جا براي خدا هم تنگ ميشود! بايد جايي ميساختيم، شبيه خانۀ شيشهاي ماهيها، که گاهي دل تنگمان را مثل ماهي قرمز لغزاني از تنگ سينه بيرون آوريم و هجرت کنيم به آبي زلالش!