یکی از استادان دانشگاه می‌گوید: در جوانی با عده‌ای از دوستان تصمیم گرفتیم نماز را به فارسی بخوانیم، والدین ما این موضوع را با یکی از روحانیون در میان گذاشتند و او ما را کافر و نجس خواند. این کار ما را مصمم‌تر ساخت تا اینکه ما را نزد مرحوم ارباب بردند. ایشان با لطف و لحنی پدرانه به ما گفت: من نیز در جوانی چنین قصدی کردم اما برای پیدا کردن ترجمه صحیح به مشکل برخوردم و لابد شما آن را حل کرده‌اید". و آرام آرام ما را متوجه ساخت که ترجمه ما دقیق نیست. ما معذرت‌خواهی کردیم. ولی ایشان فرمود: من نگفتم نماز را عربی بخوانید فقط مشکلات آن را گفتم،" و با لطافت ما را به اشتباهمان واقف ساخت.

روزی در مجلس او یکی از حضار گفت: فلانی تارک الصلوه است. مرحوم ارباب از این سخن چنان برآشفت که بر خلاف معمول، به شدت گوینده را مورد عتاب قرار داد و فرمود: آیا شما تمام ساعات و دقایق روز و شب با او بوده‌اید که این طور قاطعانه در مورد او قضاوت می‌کنید؟!
برگرفته از کتاب افلاکیان خاک‌نشین