حاج آقا رحیم ارباب
یکی از استادان دانشگاه میگوید: در جوانی با عدهای از دوستان تصمیم گرفتیم نماز را به فارسی بخوانیم، والدین ما این موضوع را با یکی از روحانیون در میان گذاشتند و او ما را کافر و نجس خواند. این کار ما را مصممتر ساخت تا اینکه ما را نزد مرحوم ارباب بردند. ایشان با لطف و لحنی پدرانه به ما گفت: من نیز در جوانی چنین قصدی کردم اما برای پیدا کردن ترجمه صحیح به مشکل برخوردم و لابد شما آن را حل کردهاید". و آرام آرام ما را متوجه ساخت که ترجمه ما دقیق نیست. ما معذرتخواهی کردیم. ولی ایشان فرمود: من نگفتم نماز را عربی بخوانید فقط مشکلات آن را گفتم،" و با لطافت ما را به اشتباهمان واقف ساخت.روزی در مجلس او یکی از حضار گفت: فلانی تارک الصلوه است. مرحوم ارباب از این سخن چنان برآشفت که بر خلاف معمول، به شدت گوینده را مورد عتاب قرار داد و فرمود: آیا شما تمام ساعات و دقایق روز و شب با او بودهاید که این طور قاطعانه در مورد او قضاوت میکنید؟!
برگرفته از کتاب افلاکیان خاکنشین
+ نوشته شده در شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۱ ساعت توسط هم سفر
|

وقتي حيات خلوت دلها، پرشده است از ازدحام "روزمرگي"، جا براي خدا هم تنگ ميشود! بايد جايي ميساختيم، شبيه خانۀ شيشهاي ماهيها، که گاهي دل تنگمان را مثل ماهي قرمز لغزاني از تنگ سينه بيرون آوريم و هجرت کنيم به آبي زلالش!