در راه تو مردانند، از خویش نهان مانده...
افلاکی خاکنشین
آیت معرفت و محبت
حاج میرزا محمد اسماعیل دولابی
ولادت: ؟
محل ولادت: تهران
وفات: حدود 1424 ه.ق.
محل دفن: قم
استاد عرفان: استاد محمدجواد انصاری همدانی
ایشان در یک خانواده مذهبی در تهران متولد شدند. پدر بزرگوارشان بزرگتر و معتمد محل، و منزلشان همواره میزبان علما و برجستگان بوده است. در جوانی به شغل کشاورزی اشتغال داشت، و از همان ابتدا آثار لطف و عنایات حق به ایشان نمایان بود، و در ایام جوانی جذبهای از جذبات حضرت حق تعالی او را دگرگون ساخته و خاکسار خاندان عصمت و طهارت صلوات الله علیهم اجمعین نموده است.
سالیان متمادی مجالس او محفل محبت و مورد توجه و اقبال عموم تشنگان معنویت و اخلاق بود. او با زبانی ساده و شیوا مطالب عرفانی و اخلاقی را بیان میکرد. محفلش محفل انس با خدا بود، مجلسش، نشستن در محضر ائمه هدی صلوات الله علیهم اجمعین بود، نگاهش برق عشق داشت .
ایشان معتقد بودند که انسان باید خود را در مسیر جذبه حق قرار دهد و عمده مطالب ایشان بیان زیباییهای مقصد و راه ایجاد محبت و جذبه حق تعالی و اولیای حق در دل است.
ایشان از جمله وارستگانی هستند که کلام نورانیشان برخاسته از جان و سرشار از عشق است و لاجرم کلامشان بر دل مینشیند خودشان در این زمینه فرمودند: "من غیب نمیگویم، شما غیب میگویید من آنچه را میبینم میگویم. شما ندیده حرف میزنید"
"در پس آینه طوطی صفتم داشتهاند آنچه استاد ازل گفت بگو میگویم"
میفرمودند: " با حسن ظن خود کار کن و بهره ببر. حسن ظن چیز بسیار بزرگی است. در هر شرایطی به خدا حسن ظن داشته باشید. اصلا خداوند در قرآن سوء ظن را نفی کرده است اگر در زندگی خال سیاهی دیدی آن برای نشان دادن سفیدیهاست. در زندگی گاهی کم است گاهی زیاد، خدا تربیت میکند."
همچنین: "رابطه را با خدا اصلاح کنید. انشاءالله خبر خوبی بیاورند که خدا با شما چه کرد. هرکس محبت داشته باشد پیش خدا تملقگویی میکند. هر چه تملق بگوییم کم است، هرچه تملق بگوییم او بالاتر است. هر بیچاره و محزونی را دیدید بگویید: خوب خدایی است، تا هم خودت قشنگ باور کنی و هم او را از غم نجات دهی. بگو خوب خدایی است!".

"اگر جمال الهی را ببینید، آن جمال میآید تصرف میکند همه خلق را. کسی که در خلق عیب میبیند چشمش ایراد دارد. وقتی چشم سالم شد فقط همان یکی را میبیند. اگر یکی را دید که آن یک پارچه حسن است، پس عیبی دیگر نمیماند. معالجه این چشم خراب هم این است که یک قطرهای دارد که باید آن را بچکانی داخل چشم، و آن قطره، قطره عشق و محبت است. عشق و محبت خدا و اولیاء خدا. اگر عشق و محبت خدا و اولیاء خدا بیاید دیگر آدم از دوبینی نجات پیدا میکند. آنوقت یکبین میشود و آن یکی هم یک پارچه جمال است ."

حال صورت این چنین و حال معنی خود مپرس
روح مست و عقل مست و وهم مست اسرار مست
ایشان عالم بود به علمی که سراسر نور است.
بخشی از فرمایشات و جلسات سخنرانیهای ایشان در کتابهای مصباح الهدی و طوبای محبت (در پنج جلد) گردآوری شده است.
خدایا! من عشق به تو را هم از تو میخواهم
و عشق به اولیائت را
و عشق به هر کاری که مرا به تو نزدیک میکند
خدایا چه بیقراری آرامی است بر در خانه تو
خدایا خودت را معشوقترین من قرار بده
و مرا عاشقترین خویش
افلاکیان خاکنشین- سلام پژوهی (۳)

وقتي حيات خلوت دلها، پرشده است از ازدحام "روزمرگي"، جا براي خدا هم تنگ ميشود! بايد جايي ميساختيم، شبيه خانۀ شيشهاي ماهيها، که گاهي دل تنگمان را مثل ماهي قرمز لغزاني از تنگ سينه بيرون آوريم و هجرت کنيم به آبي زلالش!