کبر خودش دو جوره: درونی و بیرونی.
بعضی‌ها آدم‌های ضعیفی‌اند، کبرشون رو در ظاهر نشون می‌دند، متکبرانه راه می‌ره! از صد متری معلوم می‌شه با تکبر داره نگاه می‌کنه، با تکبر می‌شینه، با تکبر مصاحبه می‌کنه، با تکبر نصیحت می‌کنه... بعضی تکبرها از صد کیلومتری جیغ می‌کشه.
اما بعضی‌ها آدم‌های زرنگی‌اند، نمی‌گذارند کبرشون به ظاهر بیاد. امان از کبر درونی!
کبر آموخته‌ها، کبر فهم... هر چقدر فهم آدم بالاتر می‌ره، خطر کبر خاص‌تر می‌شه، ما الان ممکنه برای ده تا فرمول ریاضی فیزیک یاد گرفتن، یا ده تا شعر یاد گرفتن و... خیلی کِبری سراغ‌مون نیاد، اما امان از وقتی که یه سری معنویات رو یاد بگیریم و امان از وقتی که یه چیزهایی رو بفهمیم!
کبر بالاتر برای کسانیه که خوب می‌فهمند... تناقضه‌ها! اما لطافت هم کبر میاره. فهم خیلی خوب هم کبر میاره. حالات خیلی خوب هم کبر میاره. به نسبت دیگرانی که می‌بینه ندارند، بدون این‌که متوجه بشه یه کبری میاد سراغش.
مواظب کبرهای درونی‌تون باشید. مواظب تیز فهمی‌ها و خوش‌فهمی‌هاتون باشید که همون‌ها براتون حجاب نیاره. 

اشاره