مدیریت استرس- قسمت اول
وقتی میزان استرس در محل کار و خانه افزایش یابد، به دنبال آن فشردگی و مچاله شدن نیز زیاد میشود و هرگاه بر میزان این دو عامل یعنی استرس و فشردگی افزوده گردد، آنگاه سستی و بیماری بر فرد چیره خواهد شد. دانشمندان به این نتایج رسیدهاند که اگر چهار عامل کاهش دهندهی استرس یعنی: خودمختاری- روابط-روشنبینی و تندرستی در شرایط خوبی باشند، میتوانند مانع تبدیل استرس به فشردگی شوند.







نخستین عامل در کاهش استرس خودمختاری است. افرادی که احساس خود مختاری بالایی دارند، بر این باورند که از قدرت گزینش زیادی در مورد چگونگی زندگی خود و کنترل آن برخوردارند. این افراد بر این باورند که دست کم برخی از فعالیتهای روزانه آنها، اهداف مهم شخصی و حرفهایشان را به گونهای پوشش میدهد.
عامل دوم کاهش دهندهی استرس، روابط است. افرادی که دارای روابط قوی و صمیمی با دیگران هستند، حس میکنند توانستهاند خود را با محیط اطراف خود وفق دهند و با آن سازگاری حاصل کنند.
عامل سوم: روشن بینی است. دانشمندان بر این باورند که روشن بینی با جهت در زندگی و همچنین شور و حرارتی که در هنگام انجام کاری به ما دست میدهد، ارتباط دارد. روشنبینی همان نیرویی است که اجازه نمیدهد رویدادهای کوچک، ما را از راه اصلی منحرف کند. چرا که روشنبینی تصویر روشنی از تمام کارهای روزمره به ما میدهد و به این ترتیب فشارهای روزمره نمیتواند بیش از حد خودنمایی کنند.
چهارمین عامل: تندرستی است. چگونگی احساسات درباره وضعیت جسمانی، میزان انرژی فرد، سلامتی و ظاهر افراد، در کاهش فشار تأثیر خواهد داشت. دانشمندان به این نتایج رسیدهاند که اگر افراد تغییراتی در روش زندگی خود بدهند، و به تمرینات ورزشی و برنامه کنترل وزن مبادرت کنند، تندرستی خود را به دست میآورند. و تندرستی به طور قطع بر عزت نفس اثر میگذارد و در فرآیند عمل، استرس را کاهش میدهد.
روانشناسان و دانشمندانی که در این زمینه تحقیق کردهاند بدون هیچ تردیدی بیان میکنند که این چهار عامل با هم در ارتباط بوده و بر هم تأثیر میگذارد. اگر یکی از این عوامل از حد تعادل خارج شود، بر دیگر عوامل تأثیر نهاده و از اثر بخشی آنها میکاهد.
نام کتاب: مدیریت استرس
نویسنده: دکتر کنت بلانچارد
ترجمه: دکتر بهرام رمضانی
خلاصه کتاب
وقتي حيات خلوت دلها، پرشده است از ازدحام "روزمرگي"، جا براي خدا هم تنگ ميشود! بايد جايي ميساختيم، شبيه خانۀ شيشهاي ماهيها، که گاهي دل تنگمان را مثل ماهي قرمز لغزاني از تنگ سينه بيرون آوريم و هجرت کنيم به آبي زلالش!