إنَ اللهَ لطیفٌ خَبیر
يا بُنَيَّ إنَّها إن تَكُ مِثقالَ حَبَّةٍ مِن خَردَلٍ فَتَكُن في صَخرَةٍ أو فِي السَّماواتِ أو فِي الأَرضِ يَأتِ بِهَا اللهُ إِنَّ اللهَ لَطيفٌ خَبير.
پسرم! اگر [عملت] هموزن دانهی خردلی، در صخره یا در آسمان یا زمین باشد، خدا آن را میآورد، خدا لطیف و آگاه است.
ذات مقدس الهی هزاران صفت زیبا دارد و لطیف هم یکی از هزاران صفت جمال اوست. لطیف یعنی تمام نرمی و عطوفت خدا. لطیف یعنی تمام رأفت و محبت الهی. لطیف یعنی نوازش خدا بر بندهاش، حتی لطیفتر از نوازش نسیم بر گلهای بهاری! لطیف یعنی ظرافت و دقت، یعنی ظریف و نکتهسنج!

وقتی آدم حس کنه که خدا چقدر لطیفه، نگاهش نسبت به همه چیز عوض میشه، نسبت به خودش، اطرافیانش و حتی نسبت به خدا.
دیگه دوست نداره زمخت باشه و سعی میکنه مثل برگ گل، مثل یه پارچه مخمل و مثل ابریشم لطیف باشه. چون میدونه با هر یه دونه زمختیای که داره، به همون اندازه از خدا فاصله گرفته. اگه انسان بخواد مظهر خدا باشه، باید توی همه چیز مظهریت خدا رو به خودش جلب کنه. پس باید توی هر چیزی لطیفترینهاش رو انتخاب کنه. توی رفتارش، توی اخلاقش، توی نگاهش، توی شوخیهاش، توی قضاوت کردنهاش...
سعی کنه طوری صحبت کنه که جملاتش به دل بشینه و کسی رو نرنجونه. سعی بکنه با نگاهش به دیگران لبخند بزنه. عیب دیگران رو بپوشونه و به همه با دید زیبابین نگاه کنه.
لطافت، کمال انسان رو میرسونه. هر چقدر آدم روحش لطیفتر، فکرش لطیفتر، عملش لطیفتر، جلب معرفت به این قلب و روح بیشتر و وسیعتر.
اشاره
وقتي حيات خلوت دلها، پرشده است از ازدحام "روزمرگي"، جا براي خدا هم تنگ ميشود! بايد جايي ميساختيم، شبيه خانۀ شيشهاي ماهيها، که گاهي دل تنگمان را مثل ماهي قرمز لغزاني از تنگ سينه بيرون آوريم و هجرت کنيم به آبي زلالش!