متی نصرالله...
متی نصرالله... زبان حال یک یک پیامبران بود. رسول الله (ص) وقتی تحت فشار قرار میگرفت نمیگفت پس خدایا کی حکومت به علی میرسه؟ وقتی حضرت صدیقه (س) پشت در قرار گرفته بود، وقتی حسین بن علی (ع) در اون آخرین لحظهها مجبور بود بذاره و بره، همه آخرین حرفشون این میشد:
متی نصرالله...متی نصرالله
متی نصرالله یعنی مهدی کو؟ یعنی پس کی میاد اون پایان دهنده؟ کی میاد که دیگه این پریشانیها رو از بین ببره؟
تا زمانی که این احساس استیصال در اکثریت انسانهای روی زمین از هر قوم و ملت و دین و مذهب و رنگ و نژاد توی عالم به وجود نیاد، حضرت ظهور نخواهند کرد. اون موقع که مردم دنیا به این نتیجه برسند که از دست خودشون کاری برنمیاد، خود به خود متوجه عالم بالا میشوند و زبان حال و قالشون این میشه:
متی نصرالله... اسم مهدی رو نمیشناسند، اما همین که حس نیاز بهشون دست میده، این مهدی رو صدا کردنه. دنبال یک شخصیتی میگردند که بیاد دستشون رو بگیره. وقتی اکثریت متوجه شدند، این یعنی تشنگی عمومی و انتظار عدالت. یعنی فریاد یا مهدی و فریاد استغاثه.
آرزوی آرزو
وقتي حيات خلوت دلها، پرشده است از ازدحام "روزمرگي"، جا براي خدا هم تنگ ميشود! بايد جايي ميساختيم، شبيه خانۀ شيشهاي ماهيها، که گاهي دل تنگمان را مثل ماهي قرمز لغزاني از تنگ سينه بيرون آوريم و هجرت کنيم به آبي زلالش!