معنا و مفهوم صلوات
«صلوات» جمع کلمه «صلاه » است. راغب در توضیح این واژه می‌گوید: «صلاه » به نظر بسیاری از اهل لغت به معنای دعا، تبریک و تمجید است. از این رو، وقتی گفته می‌شود: «صلیت علیه» معنای «دعا برای او کردم» و یا «پاکیزه کردم» را می‌دهد. صلوات خداوند برای مسلمین، در حقیقت به این معناست که خداوند آن‌ها را پاکیزه می‌کند. صلوات فرشتگان نیز دعا و استغفار است.

(مفردات الفاظ القرآن، راغب اصفهانی، ص ۰۹۴)

 

آثار و فواید صلوات
صلوات و درود بر آن پیامبر خدا (ص)، افزون بر این که نشانه ایمان و لازمه آن است، بلکه بر اساس آیات و روایات عاملی برای جلب محبت آن حضرت و خشنودی وی و در نتیجه خشنودی و رضایت و محبت الهی است؛ چرا که هرکه می‌خواهد محبوب خداوند شود باید نخست محبوب پیامبر (ص) شود (آل عمران، آیه ۱۳) و ابراز ارادت و عشق به آن حضرت(ص) به وسیله صلوات، راهی برای دست‌یابی به این مقصد و مقصود است.

 
 

 

آیت الله جوادی آملی:

معنی صلوات بر پیامبر این است: " خدایا رحمتت را بر پیامبر و آل او نازل فرما". وقتی رحمت بر پیامبر نازل شود، به دیگران هم می‌رسد، چون او مجرای فیض است و اگر قرار است خیری به دیگران برسد، نخست باید به عنوان رحمت خاصه، بر آن حضرت نازل شود و سپس بر دیگران فرود آید.
امام علی (ع) می‌فرماید: دعاها و حاجت‌های خود را به صلوات بر رسول خدا محفوف( دربرگرفته و پیچیده) کنید، زیرا صلوات بر آن حضرت دعایی مستجاب است و چنین نیست که خداوند یکی از دو حاجت را برآورد و دیگری را رد کند.
مومن به جایی می‌رسد که خدای سبحان و فرشتگان بر او صلوات می‌فرستند. این مسأله در سوره مبارکه احزاب بازگو شده است؛ یعنی هم صلوات خدا و ملائکه بر پیامبر و هم صلوات آنان بر مؤمنان آمده است.
صلوات خدا که صفت فعل اوست، همان نورانی کردن است. وقتی توفیقی نصیب انسان شد و در فضای دل تاریکی احساس نکرد، معلوم می‌شود که صلوات خداوند و فرشتگان نصیب او شده است.
خدای متعال در تجلیل از پیامبر می‌فرماید:" إن الله و ملائکته یصلون علی النبی...". وقتی خدا بخواهد بر پیامبر بزرگ خود صلوات بفرستد، همه فرشتگان را با خود همراه می‌کند؛ مانند اینکه وقتی مهمان عزیزی وارد شهری می‌شود، شخصی که می‌خواهد از او به بهترین وجه تجلیل کند، با همه دوستان و آشنایان به دیدار او می‌رود.
هم چنین خدای متعال در تجلیل از مؤمنان و صلوات بر آنان می‌فرماید:" هو الذی یُصلی علیکم و ملئکته لیُخرجکم مِن الظلمات الی النور"؛ یعنی خدا و فرشتگان، جداگانه بر مؤمنان درود می‌فرستند.
تفاوت این دو صلوات این است که چون پیامبر، خود نور و مصداق کامل " وجعلنا له نورا یمشی به فی الناس" است، خدای سبحان درباره ایشان به مسأله خروج از ظلمت‌ها و رسیدن به نور مطلبی بیان نفرمود؛ ولی درباره مؤمنان فرمود: خداوند و فرشتگان بر شما درود می‌فرستند تا شما را از ظلمت‌ها به نور برسانند، پس صلوات خدا به معنی نورانی کردن و به نور رساندن است.

بنابراین اگر توفیق اطاعت و انجام تکالیف شرعی نصیب ما شد و از احکام و آداب عبادات، کم و بیش به حکمت آن‌ها راه یافتیم، باید بدانیم که صلوات خدا و فرشتگان نصیب ما شده است، در غیر این صورت دچار لغزش و گرفتار گناه شده‌ایم.
دل‌های ما ظرف اراده خداست. خدای سبحان اگر بخواهد کار مشخصی انجام بدهد، با اراده انجام می‌دهد. اراده خدا صفت فعل و زاید بر ذات اوست و در موجود ممکن و مظهر ظهور می‌کند. آن مظهر، قلب معصوم اولیای الهی است.
لذا مرحوم علامه طباطبایی می‌فرمود: معنای صلوات بر محمد و آل محمد این است که خدایا رحمتت را بر آنان فرو فرست تا از آنان به ما برسد. اگر قرار است رحمتی ببارد، ابتدا بر این خاندان نازل می‌شود و سپس به دیگران می‌رسد، از این رو طلب رحمت مستلزم اجابت دعاست.
این سخن بلند از مرحوم سید حیدر آملی نقل شده است که درباره حضرت ولی عصر گفته می‌شود:" بیُمنِه رُزِق الوَری و بِوُجوده ثبتت الارض و السماء"؛ به یمن وجود امام عصر جهانیان روزی می‌خورند و به پاس وجود او آسمان و زمین برجاست، پس همه برکات از این خانواده به سایرین می‌رسد.

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://www.roozgozar.com

صلوات بر اهل بیت پیامبر چه فایده‌ای دارد؟ آنها به درود و صلوات ما نیازی ندارند؟!
مرحوم علامه طباطبایی در پاسخ به فردی که از ایشان چنین پرسیده بود، با بیان لطیفی فرمودند: نخست اینکه ما با صلوات چیزی از خود اهدا نمی‌کنیم، بلکه به خدا عرض می‌کنیم و از او می‌خواهیم که بر پیامبر و خاندانش رحمت ویژه بفرستد. دوم اینکه گرچه این خاندان به صلوات ما احتیاجی ندارند؛ ولی به خدای سبحان نیازمند هستند و فیض الهی باید به صورت دائم بر آن‌ها نازل شود.
ما با این صلوات، در واقع خود را به این خاندان نزدیک کرده‌ایم؛ برای مثال اگر باغبانی در باغی که همه گل‌ها و میوه‌هایش مِلک صاحب باغ است، کار می‌کند و از صاحب باغ حقوق می‌گیرد، روزعید دسته‌ای از گل‌های باغ تهیه کند و به حضور صاحب باغ ببرد، آیا عمل او موجب نزدیکی به صاحب باغ نمی‌شود؟ این عمل نشانه ادب باغبان است. صلوات هم ادب ما را ثابت می‌کند، در غیر این صورت ما از خود چیزی نداریم بلکه از خدای سبحان مسألت می‌کنیم که بر مراتب و درجات این بزرگواران بیفزاید که همین عرض ادب موجب تقرب ما می‌شود.

 

 

امام على (ع):

هيچ دعائى به آسمان بالا نمي‌رود، مگر آنكه بر محمّد و آل او درود فرستاده شود.

مکارم اخلاق جلد 2 صفحه 101

حضرت محمّد (ص):

هر فردى از امّتم كه با اخلاص بر من صلوات فرستد خدا ده بار بر او درود فرستد و ده درجه او را بالا برد و ده ثواب برايش بنويسد و ده گناه از نامه عملش محو گرداند.

مکارم اخلاق جلد 2 صفحه 102

حضرت محمّد (ص):

صلوات شما بر من موجب اجابت دعای شما و سبب پاکیزگی ( قبول ) اعمال شما است.

طرائف الحکم جلد 1 صفحه 214 نقل از وسائل الشیعه کتاب الصلوة

حضرت محمّد (ص):

صداهای خود را به صلوات فرستادن بر من بلند کنید زیرا که آن نفاق را بر طرف سازد.

اصول کافی جلد 4 باب الصلوة علی النبی و اهل بیته حدیث 13

حضرت محمّد (ص):

روز قیامت من نزد میزان ( اعمال ) خواهم بود، پس کسی که گناهانش بر اعمال نیک او سنگینی کند صلواتی را که او بر من فرستاده می‌آورم ( و بر حسنات او اضافه می‌کنم ) تا اعمال نیک او را سنگین نمایم.

طرائف الحکم جلد 2 صفحه 124 نقل از وسائل الشیعه

 

حضرت محمّد (ص):

کسی که یکبار بر من صلوات فرستد خداوند دری از عافیت بر او باز کند.

جامع الاخبار صفحه 69

حضرت محمّد (ص):

هرکس هر روز از روی شوق و محبت به من سه مرتبه صلوات بفرستد، بر خدا لازم می‌شود که گناهان او را بیامرزد، در همان روز یا همان شب.

بحارالانوار جلد 94 صفحه 69


امام صادق (ع):

کسی که حاجتی دارد باید اول، صلوات بر محمّد و آل محمّد (ص) بفرستد و بعد از آن، حاجت خود را بخواهد و در آخر دعا، دوباره صلوات بفرستد، زیرا خدا کریم‌تر از آن است که دو طرف دعا را قبول کند و وسط دعا را قبول نکند و صلوات بر محمّد و آل محمّد (ص) مانع‌های استجابت دعا را برطرف می‌کند.

اصول کافی جلد 4 باب صلاة النبی

امام رضا (ع):

کسی که نمی‌تواند با چیزی گناهانش را پاک و محو نماید، بر محمّد (ص) و آل او صلوات بفرستد، زیرا صلوات گناهان را ریشه کن و نابود می‌کند و از بین می‌برد.

سفینة البحار جلد 2 صفحه 50

سلام پژوهی