بخشی از تلاشی که انسان در طول زندگی از خود نشان می‌دهد را می‌توان به طور کلی تلاش در راه داشتن زندگی بهتر یا به عبارتی ارتقا کیفیت زندگی محسوب کرد. ممکن است گروهی کیفیت زندگی را منحصراً متأثر از مسائل مالی بدانند ولی چنانچه چنین افرادی این سوال را از خود بپرسند که اگر ازهمین فردا درآمد من چهار برابر شود ولی همزمان تمام دوستان خود را از دست بدهم، ایمانم مخدوش شود، احترام خود را نزد دیگران ازدست بدهم، و یا اوقات فراغت خود را به بطالت بگذرانم، آیا کیفیت زندگی‌ام بالا رفته است؟ در هنگام پاسخ به این سوالات احتمالاً نظرشان تغییر خواهد کرد! مونتنی متفکر بزرگ فرانسوی در آثار خود به این نکته اشاره کرده که اگر ما به تجربیات خود درست توجه کنیم و یاد بگیریم که خود را نامزد مناسبی برای زندگی عقلانی بدانیم، همگی می‌توانیم بینش‌هایی پیدا کنیم که به اندازه بینش‌های بزرگ باستانی ژرف است.

محصل محصلمحصلمحصلمحصلمحصلمحصلمحصل

۱- متوقع نباشید :
اگر
دفترچه‌‌‌‌‌‌ای داشته باشید و برای مدت یک ماه در آن به صورت روزمره موارد ناراحتی خود را از اطرافیان یادداشت کنید، خواهید دید که دلایل عمده این ناراحتی‌ها آن است که دیگران آن‌گونه که ما انتظار و یا «توقع» داشته‌ایم رفتار نکرده‌اند و این امر باعث ناراحتی ما شده است. آیا این که انتظار داشته باشیم دیگران براساس توقع ما رفتار کنند، عین خودخواهی نیست؟ همانطورکه شما در تعامل با دیگران براساس صلاحدید و استنباطات خود و نه انتظارات طرف مقابل رفتار می‌کنید، برای دیگران نیز این حق را قائل باشید که رفتارشان را بر مبنای توقعات و انتظارات شما تنظیم نکنند. پس توقع خود را به حداقل برسانید تا ناراحتی کمتری را تجربه کنید.


2- از هراتفاقی، فرصتی برای یادگیری بسازید:
پس از انجام هرکاری، چه کاری که در انجام آن موفق بودید و چه کاری که تجربه ای آموزنده بوده، از خود دو سوال بپرسید: اول این که
«چه اقدامات درستی انجام دادم؟» و دوم اینکه «اگر بخواهم این کار را دوباره انجام دهم، چه اقدامات متفاوتی انجام خواهم داد؟»
پاسخ به هر دو این سوالات برای شما انرژی بخش است چرا که
پاسخ سوال اول، مرور تصمیمات و اقدامات درست شماست که باعث ایجاد احساس رضایت شده، انگیزه‌ای برای تقویت آنها خواهد شد و پاسخ سوال دوم آینده محور بوده و قوه تخیل و خلاقیت شما را به چالش گرفته و باعث جلوگیری از تکرار اشتباهات شما می‌شود.

3-‌ قدر اتفاقات ساده را بدانید:

بسیاری از انسان‌ها عمر خود را صرف انتظار اتفاقات مهمی می‌کنند که هرگز به وقوع نمی‌پیوندند. این افراد لزوم تغییر در زندگی، تفکرات، نگرش و همه شئون زندگی‌شان را احساس می‌کنند ولی فکر می‌کنند که برای شروع این تغییر باید اتفاقات خاص و بزرگی در زندگی‌شان بیافتد. درحالی ‌که منشأ بسیاری از تغییرات می‌تواند یک اتفاق ساده باشد. یک اتفاق ساده مثل خواندن یک شعر، ملاقات با یک انسان بزرگ، خریدن یک کتاب. هراتفاق ساده می‌تواند نقطه شروع یک سناریوی بسیار پیچیده و جذاب باشد به شرطی که ذهن پویا و چالشگری داشته باشید. همیشه به یاد داشته باشید که کشف قانون جاذبه توسط نیوتن از یک اتفاق ساده یعنی سقوط یک سیب شروع شد.

 
4- ‌در انتخاب دوست خود دقت کنید:

چرچیل در جایی گفته به من بگو دوستانت که هستند تا من بگویم تو چگونه انسانی هستی؟ هرچند که چنین قضاوتی ممکن است در ظاهر اغراق آمیز باشد ولی در عمل اتفاق می‌افتد.
ما دائماً دیگران را بر اساس همنشینان و دوستانشان مورد قضاوت قرار می‌دهیم و این قضاوت را برمبنای بسیاری از تصمیمات خود قرار می‌دهیم.
دیگران هم همینطور. حال که این‌گونه است، مراقب باشید و افرادی را برای دوستی انتخاب کنید که واجد چنان
ویژگی‌های مثبتی باشند که در نگاه یک ناظر آن ویژگی وجه غالب باشد. به عنوان مثال، اگر دوست شما فردی باشد که صداقت جزو ویژگی‌های اصلی و بارز وی است شما نیز همواره مورد حسن ظن دیگران خواهید بود.


5- مهربان باشید:
همه روزه شما با موقعیت‌های متعددی روبرو می‌شوید که در آن بخشی از انرژی خود را صرف این می‌کنید که ثابت کنید حق با شماست. در اکثر قریب به اتفاق این موقعیت‌ها دو گزینه پیش رو دارید: یکی این که ثابت کنید محق هستید (یعنی حق با شماست) و دیگر این که مهربان باشید. هرچند که این دو لزوماً متناقض نیستند ولی در بسیاری از مواقع شما در موقعیت انتخاب قرار می‌گیرید. چناچه در چنین موقعیتی قرار گرفتید، دومی را انتخاب کنید. به یاد داشته باشید که انتخاب گزینه اول یعنی، توجه به نیازها و امیال خودخواهانه‌تان و انتخاب راه دوم یعنی توجه و احترام به نیاز طرف مقابل. اطمینان داشته باشید که طرف مقابل‌تان هم دیر یا زود این مسئله را درک کرده و به آن ارج می‌نهد. انتخاب گزینه اول محیط اطراف شما را مملو از انرژی منفی می‌نماید در حالی ‌که گزینه دوم شما را در هاله‌ای از انرژی مثبت قرار می‌دهد.

نویسنده: دکتر علیرضا جلالی فراهانی

 

خلاصه کتاب(3)