سلام بر عشق
قسمتهایی از کتاب "سقای آب و ادب" اثر سید مهدی شجاعی
"آنها که مرا به لقب قمر مفتخر ساختهاند نسبت میان ماه و خورشید را چه خوب میفهمیدهاند! من به طفیلی حسین آمدهام و به عشق حسین زیستهام. ..حسین آینه تمام نمای خداوند است و من همه عمر تاکنون کوشیدهام که آینه حسین بشوم. از خودم هیچ نداشته باشم، هیچ نباشم. از خودم خالی شوم و لبریز از حسین. فدایی حسین شوم. فنا در حسین شوم و آن چنان شوم که در آینه نیز جز تصویر حسین نبینم.
"چه والامقام و بلند مرتبه است حسين، كه عباسش را در آستانه عروج عاشورا، از مسجدالحرام سير داد به مسجدالاقصاي كربلا – كه : باركنا حوله لنريه من آياتنا- * و چه هما همت و بلند آشيان است عباس كه با دو بال عشق و ادب به سوي آسمان هفتم دني فتدلي پركشيد و در مقام قرب حسين، به منزلتي بي بديل رسيد و در قابي از قوس بازوان حسين، ماوا گرفت.
و قاب قوسين او ادني *
و حمد و سپاس از آن پروردگار عشق است *
سلام بر معشوق *
سلام بر عاشق *
و سلام بر عشق *
سوره عشق، فصل ادب، آيات معرفت
وقتي حيات خلوت دلها، پرشده است از ازدحام "روزمرگي"، جا براي خدا هم تنگ ميشود! بايد جايي ميساختيم، شبيه خانۀ شيشهاي ماهيها، که گاهي دل تنگمان را مثل ماهي قرمز لغزاني از تنگ سينه بيرون آوريم و هجرت کنيم به آبي زلالش!