هدیه و مهمانی
پیامبر اکرم (ص):
لاتَزالُ اُمَّتى بِخَيرٍ ما تَحابّوا وَتَهادَوا وَأَدَّوُا المانَةَ؛
امّت من تا هنگامى كه يكديگر را دوست بدارند، به يكديگر هديه دهند و امانتدارى كنند، در خير و خوبى خواهند بود.
عيون اخبار الرضا 1/32/25
تَهادَوا فَإِنَّها تَذهَبُ بِالضَّغائِنِ؛
به يكديگر هديه بدهيد، زيرا كينهها را از بين مىبرد.
كافى 5/144/14

امام صادق (ع):
اِبنُ أبى يَعفورَ: رَأيتُ عِندَ أبى عَبدِاللّه عليه السلام ضَيفا، فَقامَ يَوما فى بَعضِ الحَوائِج، فَنَهاهُ عَن ذلِكَ ، وقامَ بِنَفسِهِ إلى تِلكَ الحاجَةِ، وقالَ عليه السلام : نَهى رَسولُ اللّه صلى الله عليه و آله عَن أن يُستَخدَمَ الضَّيفُ؛
ابن ابى يعفور: در خانه امام صادق عليه السلام ميهمانى ديدم. روزى او براى انجام كارى برخاست. حضرت به او اجازه ندادند و شخصاً آن كار را انجام دادند و فرمودند: رسول خدا صلى الله عليه و آله از به كار گرفتن ميهمان، نهى فرموده است.
كافى، ج6، ص283، ح1
امام موسی الکاظم (ع):
اِنَّ رَسولَ اللّهِ صلی الله عليه وآله كانَ اِذا اَتاهُ الضَّيْفُ اَكَلَ مَعَهُ وَ لَمْ يَرْفَعْ يَدَهُ مِنَ الْخِوانِ حَتّى يَرْفَعَ الضَّيْفُ يَدَهُ؛
رسول خدا صلی الله عليه وآله هرگاه ميهمان داشتند، با او غذا میخوردند و دست از سفره و غذا نمیكشيدند، تا آنكه ميهمان دست از غذا خوردن بكشد.
كافى، ج 6، ص 286
یکي از غلامان امام صادق(ع) ميگويد: يکي ازآشنايان بيمار شد. با جمعي از دوستان به ملاقات او ميرفتيم که در راه، به امام صادق(ع) برخورديم.
امام پرسيدند: کجا میروید؟ گفتيم: به عيادت فلاني ميرويم. فرمود: بايستيد. ما نيز ايستاديم. پرسيدند: آيا ميوهاي، چيزي همراه داريد؟ گفتيم: نه، هيچ چیز به همراه نداريم. فرمود: آيا نميدانيد هرچه که نزد بيمار برده شود، با همان خوشحال ميشود و مايه راحت و استراحت او است؟
امام علي (ع) فرمودند:
هر كس نيكي و احسان گذشته را با هديه و نيكي جديد استوار و محكم نسازد، نيكي و احسان گذشتهاش معيوب ميشود و جانشين آن را نادرست انتخاب كرده است.
يكي از اموري كه ميان انسانها الفت و دوستي پديد ميآورد، هديه دادن است و تكرار هديه دادن نيز راهي براي تقويت و ادامه روابط دوستانه به شمار ميرود.







آیت الله مرعشی نجفی با میهمان خیلی با ملاطفت و احترام برخورد میکردند. یک بار قرار بود «هانریکربن فیلسوف فرانسوی» خدمت ایشان برسد؛ آقا قبلا در اتاق برای او صندلی آماده کرده بودند، ولی خودشان روی زمین نشستند؛ هانری کربن به خاطر احترام به استاد از نشستن روی صندلی خودداری کرد، ولی استاد فرمودند« شما چون به صندلی عادت کردهاید و نشستن روی زمین برایتان مشکل است، دوست دارم پیش من راحت باشید. حتی با این که ماه رمضان بود، خواست برایش چای بیاورد، امّا هانری کربن گفت که ماه رمضان است و لازم نیست چای بیاورید.»
مرحوم پدرم جواب دادند: پذیرایی از مهمان برای ما لازم است، چون شما مسافر هستید، اشکالی ندارد و به مسیحی بودن او اشاره نکردند.
سلام پژوهی(۲۱)
وقتي حيات خلوت دلها، پرشده است از ازدحام "روزمرگي"، جا براي خدا هم تنگ ميشود! بايد جايي ميساختيم، شبيه خانۀ شيشهاي ماهيها، که گاهي دل تنگمان را مثل ماهي قرمز لغزاني از تنگ سينه بيرون آوريم و هجرت کنيم به آبي زلالش!