تسلیت

 

ای هزار هزار هزار مهربانتر و لطیف‌تر از هر مادر...

مادر زهرای عزیزمان دیگر تاب دوری نیاورد و کوله بارش را بست و به سویت رهسپار شد... ما همه عادت کرده‌ایم که عشق و محبت تو را در لباسی به لطافت و زیبایی مادر جست و جو کنیم... اما مادر با تمام عطوفتش فقط قطره‌ایست از بی‌کران دریای شفقت و رأفت تو...

پس ای لطیف‌ترینم... جای خالی‌اش را با گرمای نوازش‌های عاشقانه‎ات بر قلب زهرای نازنینمان پر کن و تا همیشه مهربان‌ترین ولی خود را همه کس او قرار بده.

سلامی‌ها

تولد...تولد..

همه چیز از یک دایره کوچیک شروع شد! دایره که شدیم قِل خوردن راحت‌تر شد و مسیر هم هموارتر! همه چیز از همین گرد نشستن‌های دور هم و دوستانه شروع شد. از همین خوردنی‌های تار و مار شده وسط حلقه یاران!

از همان روزی که یکی از دوستان با لحنی انگیزنده و قاطع، همه ما رو اغفال کرد و پیشنهاد ساختن وبلاگ تایید شد! در حالی که جز چند نفر از بچه‌ها بقیه به راه و چاه این کار آشنا نبودیم، یا علی گفتیم و در شبی سخت طوفانی وبلاگ سلام به دنیا اومد.

ما که شخصا شب بیداری‌های این نوزاد نورسیده رو تجربه نکردیم و فقط به شیرین کاری‌هاش رسیدیم ولی به نقل از دوستان قدیمی‌تر ، در این شب طوفانی چندی از بچه ها تا صبح مطالب جمع‌آوری شده گروه‌ها رو روی وب گذاشتن. اون هم خط به خط از روی دستورالعمل نوشته شده...!
منظور اما این نبود که چی بودیم و چی شدیم، بلکه نشون دادن شور و شوق و جسارت بچه‌ها بود تو فائق اومدن به مشکلات و اینکه واقعا در پایه‌گذاری وبلاگ از هیچ تلاشی دریغ نکردن. گفتیم که خودمون یادمون نره که وبلاگ بهانه‌ای شد برای رشد و پرورش کار گروهی و یادگیری تقسیم وظایف، نحوه مدیریت، توانایی انتقال دانسته‌ها از طریق نوشتن.

 

 

امسال در جشن میلاد امام موسی کاظم پدر ولی نعمتمون امام رضا، به رسم تبرک، کودک یکسالمون رو در دامانشون می‌ذاریم و تبریک وشادباش می‌گیم خدمتشون.
میگن از دیدگاه روانشناسی رشد، کودک تا پایان یک سالگیش باید به توانایی‌های زیر رسیده باشه:
برای نشستن تقلا و تلاش می‌کند و به تنهایی تا چند ثانیه می‌نشیند، در حالت خوابیده انگشتان پای خود را به دهان می‌برد. روی دست و زانوی خود بلند می‌شود، حرکات گام برداشتن آغاز می‌شود، دستش را به میز یا دیوار می‌گیرد و می‌ایستد و به کمک بزرگترها تا چند قدم راه می‌رود...
این که تا چه اندازه وبلاگمون به این قابلیت‌ها رسیده، قضاوت با شماست!

همه چیز از یه دایره شروع شد اما سرانجام به چهارگوش پنجره‌ای ختم شد رو به شما.

این هم کادوی تولدمون که پیشاپیش با استقبال شما همراهان دریافت کردیم

مروری بر پربازدیدترین پست‌های این یک‌سال:

 

 دیده بگشا

حکایت کربلا، حکایت عجیبی است، منشوری است که از هر زاویه‌اش می‌نگری، غریق دریای حیرت و سرگشتگی می‌شوی، و عاشورا، فقط برای سوختن نیست، برای حرکت و به ‌خدا رسیدن هم هست..

سلطان حضرت اباصالح المهدی (ع)

از فرمایشات جناب محمد تقی بهجت فومنی(ره):
- با وجود اعتقاد داشتن به رئیسی که عینُ الله الناظره است، آیا می‌توانیم از نظر الهی فرار کنیم و یا خود را پنهان کنیم؛ و هر کاری را که خواستیم، انجام دهیم؟! چه پاسخی خواهیم داد؟!

 شاد باشیم و دنیا را شاد کنیم

دو نفر رو بردن جهنم. فرداش با لباس سياه و كثيف برگشتن. پرسيدن چرا اينجوري شدين؟ گفتن خدا وكيلي كار دو نفر نبود ولي خاموشش كرديم!

 دیگرم کن یا حسین

حسین من!
چطوری بشم رنگ و بوی تو رو می‌گیرم؟ تو رفتارم، تو بینشم، تو تصمیمات و اهدافم...

 حضرت حسین بن علی (ع)

از صحبت‌های آقای دولابی: آیا می‌بینید که درِ خانۀ امام حسین (ع) چه خبر است؟ این به خاطر ریزش رحمت است. یک معنای رحمت، مُفت بودن است. اول به دست آوردنش مقداری کار دارد، اما وقتی به دست آوردی پس از آن چیز مُفت گرفتن به واسطۀ رحمت است..

 یعنی چی؟!

 نماز جماعت؟؟؟!!!

 در اندیشه تحول

هر كاری با تفكر شروع می‌شود؛ و این فكر ماست که كيستی ما را معلوم می‌كند...

 در مکتب عاشورا

لحظه لحظه عاشورا و کربلا داره به من و تو درس میده. اصلا نگاه به کربلا جهان‌بینی آدم رو عوض می‌کنه. فقط این نیست که محرمی بیاد و بشینی گریه کنی و بری...

 کل یوم عاشورا

چه عجیبه این جمله "کل یوم عاشورا وکل ارض کربلا" نه؟ مگه همین رو نمی‌خواستی؟ که امروز عاشورا باشه و تو پا به پای انصار، از حسینت حمایت کنی و نگذاری تا تو هستی، حسین قدم به میدون بگذاره؟ ... کل یوم عاشورا وکل ارض کربلا...  

 

دوسِت دارم یاالله


اگه آدم یه دوست عزیز داشته باشه هرکاری واسش می‌کنه. نمی‌ذاره ناراحت بشه. همیشه سعی می‌کنه رضایتش رو جلب کنه. اگه ما واقعا به ودود بودن خدا اطمینان داشته باشیم همیشه رضایتش رو در نظر می‌گیریم. اینکه بدونیم یکی دوست واقعیمونه، ارتباطمون رو باهاش بیشتر می‌کنیم.


اگه خدا رو ودود ببینیم، اون رو مثل پدر و مادری مهربون می‌بینیم؛ چه طور یه بچه کوچیک همین‌که زمین می‌خوره، به اولین آغوشی که پناه میاره، آغوش پدر و مادره؟ اگه ما هم خدا رو ودود ببینیم، اون وقت دیگه هر دری رو نمی‌زنیم، اول از همه میام سراغ خود خدا. 

 سلامی‌ها(۷)

ادامه نوشته

یاکریم


کسی که کریمه، به لیاقت شخص نمیده، این‌که نگاه کنه ببینه اون فرد چی آورده، حالا به همون اندازه هم بهش بده، نه اینطور نیست! کسی که کریمه، عادتش بخشش شده، یعنی حتی نگاه نمی‌کنه به کی داره میده. وقتی من خدا رو این‌طور ببینم و با این صفت باورش کنم، دیگه نگران این نیستم که ای وای من که گناهکارم، من که روسیاهم، خدا من رو نگاه نمی‌کنه، نه! اون‌وقته که دیگه راحت‌تر می‌تونم باهاش ارتباط برقرار کنم. با کریمان کارها دشوار نیست! اصلاً پیش یک کریم، بی‌ادبیه که بخوایم به داشته‌های خودمون نگاه کنیم.

 

 

وقتی خدا رو کریم ببینم، همش چیزای بزرگ ازش می‌خوام، خودم رو مشغول چیزهای ریز نمی‌کنم. چون معمولاً وقتی با بخیل طرفیم، سعی می‌کنیم خواسته‌هامون رو هم توی کوچولو موچولوها خلاصه کنیم چون احتمال می‌دیم خواسته‌های بزرگمون رو برآورده نمی‌کنه، اما از کریم باید بزرگ خواست، زیاد خواست، حیفه به کوچولوها بسنده کرد!
یه فردی که کریمه همه رو به یه چشم نگاه می‌کنه. گلچین نمی‌کنه. مثلاً نمیگه من با فلان دوستم صمیمی‌ترم به اون بیشتر بها بدم و به اون یکی کمتر!
اهل دو دوتا 4 تا نیست. حالا اگه این‌ خوبی از من بروز کرد، چه جوری می‌خواد جواب بده و ...
کریم قبل از این‌ که کسی ازش درخواست کمک کنه، به حکم کریم بودنش، نیاز طرف رو متوجه می‌شه و هنوز دست طرف دراز نشده برای عرض حاجت، داده و رفته.
کسی که کریمه، حساب نمی‌کنه که ممکنه برای خودش کم بیاره، معمولاً بی‌حساب میده.

ما چطور می‌تونیم مثل خدا کریم باشیم؟

 

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

 سلامی‌ها (۶)

ادامه نوشته

نور خواهی زین سرا بر بام آی

 وقتي يه جايي نور باشه به همه به يك اندازه مي‌تابه! انتخابي در كار نيست! هركسي كه بيشتر خودش رو در معرض بذاره بيشتر برخوردار ميشه. ولي نور براي همه مي‌تابه! خدا هم همينطوريه... ما هم بايد سعي كنيم همين‌طوري باشيم. يعني براي خوبي‌ها و مهربوني‌هامون انتخاب نكنيم و به همه به يك اندازه بتابيم؛ سليقه شخصي‌مون رو دخيل نكنيم.

اولین خاصیت نور روشناییبخش‌ بودنشه و به همه چیز رنگ می‌بخشه. حس حضور خدا هم در زندگی همین طوره. وقتی حس کنیم چشمان خداوند به زندگی‌مون نگاه می‌کنه از تاریکی و ظلمت در می‌یایم. زندگیمون رنگی میشه.

 

 

نورانی دیدن عالم، باعث می‌شه بیشتر جذب بشم به سمت نور. یعنی باعث میشه وقتی یه بدی ازم سر می‌زنه، یا فکر بدی به وجودم راه پیدا می‌کنه، فوری بتونم تشخیص بدم که این تیرگی، تناسب و سنخیتی با این عالم نداره. پس نباید تو وجود منم راه پیدا کنه. یه چیزِ عاریت و اضافه‌ای هست. متعلق به من نیست.
درمورد دیگرانم همین‌طور. اگه تیرگی رو از طرف کسی دیدیم، می‌تونیم راحت باهاش کنار بیاییم. حداقل این‌جوری که به خودمون بباورونیم این شخص، یه شعاع از اون نورِ بی‌نهایتِ خداست، پس اصل اصلش تیرگی نیست. اصلاً این طرز فکر، همه رو برای من، دوست داشتنی می‌کنه. این‌که همه جزئی از اون نورند که تو همیشه آرزو و حسرت رسیدن و توش غرق شدن رو داری. پس مگه می‌شه اون شعاع، به نظرم لطیف و دوست داشتنی نباشه؟
 

سلامی‌ها(5)

 

ادامه نوشته

قضاوت

تا حالا از خودت پرسیدی مگه توی قضاوت کردن چه آثار منفی‌ای وجود داره که خداوند تا این حد بشر رو از نزدیک شدن بهش نهی کرده؟
دیدی وقتی توی قضاوت نسبت به رفتار افراد و درونشون غرق میشی دیگه از خودت غافل میشی...کم کم چشمات توان دیدن زیبایی هارو از دست میده...از واقعیت فرسنگ‌ها فاصله می‌گیری و تو دنیای زشت و توهمی‌ای که برای خودت از افراد ساختی، غرق میشی...

عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- bahar22.com ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی

 

دیدی دود قضاوت همیشه اول و آخر توی چشم خودت میره؟ وقتی خودت رو درگیرش می‌کنی دائم بهم ریخته‌ای، اعصابت خرده، احساس می‌کنی دلت سنگین شده، دیگه نمی‌تونی راحت به آدما محبت کنی...

عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- bahar22.com ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی

 

خب! حالا که یه قضاوت چند ثانیه‌ای می‌تونه اینهمه جلوی رشدت رو بگیره... می‌تونه اینهمه سیاهی و کدورت توی قلبت وارد کنه... می‌تونه بین تو و بنده‌های خدا و از اون بالاتر بین تو و خدا اینهمه فاصله بندازه ...
بهتر نیست به فکر چاره باشی؟!
 

سلامی ها (۴)

ادامه نوشته

یا قریب 2

 

 آدم وقتی درک می‌کنه که خدا نزدیکه بهتر میتونه با خدا دوست بشه. دیگه با این درک خدا، خدایی در کنار آدم و نه در انتهای خط میشه. وقتی همیشه خدارو نزدیکش حس می‌کنه توکلش بیشتر میشه، دیگه دچار یأس و ناامیدی نمیشه.


وقتی که خدا همه جا و همه وقت با ماست، پس میشه توی هر حالتی با خدا انس داشت. دیگه انس با خدا فقط توی خلوت و موقع عبادت نیست .
میشه توی جمع بود اما با خدا بود. میشه کارهای روزمره رو برا ی خودش و با خودش انجام داد و مثل نماز خوندن از اونها هم لذت برد.

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

گناه؟ بد خلقی؟ عصبانی شدن؟ دیگه احتیاجی به زور زدن و مقابله با اینها نیست. خود به خود حل می‌شوند!

سلامی ها(۳)

ادامه نوشته

السلام علیک یا ابوالفضل العباس

فَنِعْمَ الْأَخُ الْمُواسى‏

 

مُواسى‏ یعنی ایثارگر، آدم از جان گذشته، آدمی که دیگری رو مقدم می‌کنه...مواسات نفس یعنی از نفس خودش می‌گذره برای دیگری.

سلامیها (۲)

السلام علیک یا ابا عبدالله

 اصل یعنی اون چیزی که هر چیز دیگه‌ای باید فدا بشه تا اون اصل بمونه، یعنی وقتی چیزی براتون اصله چیزهای دیگه رو براش فدا می‌کنی تا اون اصله بمونه. اون چیزای دیگه خود به خود جاشون رو میدن به اون اصل. بین اصل و اون یکی‌ها، اون یکی ها که همه شون  فرعند باید برند تا اون اصل بمونه.

سلامی‌ها (۱)